بسیاری از صاحب نظران و پژوهشگران، معتقدند که انقلاب اسلامی ایران یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت های مؤثر اسلامی در جوامع مسلمانان بوده است. از این رو، در مقاله حاضر به برخی از این آثار می پردازیم. در آغاز مقاله به وجوه مشترکی که زمینه تأثیرگذاری متقابل انقلاب اسلامی و جنبش های سیاسی اسلامی معاصر را فراهم می آورد، اشاره شده است. این در حالی است که وجوه افتراقی نیز که بین آن ها وجود دارد، آثار مثبت تأثیرگذاری متقابل را کاهش می دهد. پس از آن، بازتاب انقلاب اسلامی در بعد سیاسی و فرهنگی بر جنبش های سیاسی اسلامی معاصر مورد بررسی قرار می گیرد، در پایان یک نمونه، از هزاران نمونه ای که در این باره وجود دارد، یعنی حزب الله لبنان مورد استناد قرار می گیرد.(1)
در این مقاله سعی شده است با اشاره به دگرگونیها و تحولات سریع و شتابان در سطح جامعه جهانی و همچنین جامعه خودمان در زمینه های مختلف از جمله دگرگونیهای معرفتی، جمعیتی، رسانه ای، اقتصادی، سیاسی به آثار و نتایج حاصل از این تحولات از جمله: - بی ثباتی اجتماعی و سیاسی، بر هم خوردن مناسبات میان کشور ها، در معرض خطر قرار گرفتن بهزیستی ملی و بین المللی، کاهش قدرت نظارت اجتماعات و کشورها بر سرنوشت خویش و همچنین نگرانیهای حاصل از این تحولات جهانی در خصوص مسایل تربیتی و روابط میان فرزندان و خانواده ها بپردازد. - بی توجهی خانواده ها به مسأله اساسی تفاوت نسل ها، فقدان پیش شرط های لازم و مهارتهای سازواری با ناسازها از سوی والدین، تباین فرهنگ رسمی و غیر رسمی در جامعه، عدم توانایی خانواده ها در اقناع حس کنجکاوی فرزندان، سستی در روابط عاطفی میان والدین و فرزندان و فاصله گرفتن جوانان و نوجوانان با مذهب و جلوه های مذهبی برخی از نگرانیهایی است، که در این خصوص به آنها پرداخته شده است ضمن بررسی ابعاد مربوط به هر کدام هشدارهای تربیتی لازم برای بهره گیری مراکز رسمی و غیر رسمی آموزشی و تربیتی ارایه شود.
این مقاله به بررسی گفتمان های فرهنگی جهانی شدن در غرب و مقایسه آن با گفتمان های رایج در ایران می پردازد. جهانی شدن در سال های پایانی قرن بیستم فرصت ها و تهدید های فراوانی را برای کشور های در حال توسعه همچون ایران به وجود آورده است. از جمله آن ها، فرصت ها و تهدید های هویتی و فرهنگی است که پیامد های بسیاری برای کشور ما داشته است. ازاین رو این مقاله با درک شرایط و اهمیت پدیده جهانی شدن و تأثیرات عمیقی که می تواند بر ساختار فرهنگی و اجتماعی کشور داشته باشد، درصدد آن است تا با طرح این موضوع به بررسی نظریه ها و اندیشه های جهانی شدن در ایران بپردازد. چارچوب نظری این مقاله بر پایة نظریات شولت، گیدنز، کاستلز و رابرتسون قرار دارد و علل و عوامل پیدایش جهانی شدن، ماهیت و پیامد های فرهنگی جهانی شدن از منظر نویسندگان ایرانی مورد ارزیابی قرار می گیرند. روش پژوهش در این مطالعه فرانظریه است که از طریق تحلیل محتوای متون و با کاربرد ابزار سنجش پرسش نامه معکوس صورت گرفته است. این پژوهش در حوزه مقالات مندرج در روزنامه ها و مجلات انجام گرفته است. نمونه پژوهش شامل110 مقاله است که از این تعداد، 57 مقاله مربوط به روزنامه ها و 53 مقاله مربوط به مجلات است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد، رویکردهای متنوعی که در خصوص ماهیت، علل و عوامل و پیامدهای جهانی شدن در بین نظریه پردازان جهانی شدن وجود دارد، در آثار نویسندگان ایرانی نیز مشاهده می شود؛ به عبارتی نویسندگان ایرانی نیز گرایش های نظری مختلفی از قبیل نئولیبرالیستی، رادیکالیسم و اصلاح طلبی دارند.