داستان لنتس (Lenz) اثر گئورگ بوشنر (Georg Büchner) ترسیم گوشه ای از زندگی نویسنده بزرگ دوره توفان و طغیان آلمان یاکوب میشاییل راینهلد لنتس (1792- 1751) است که بر اثر تنهایی و افسردگی روحی از محیط خانوادگی و اجتماعی خود می گریزد و پس از قطع رابطه با گوته و طرد شدن از شهر وایمار، برای نجات خویش به کشیش اُبرلین (Oberlin) پناه می آورد. بوشنر اثر لنتس را زمانی نوشت که روشنفکران زیادی به دلیل معضلات اجتماعی که معلول نظام خودکامه نجبا بود منزوی، منفعل و دچار افسردگی شدید روحی بودند. بررسی دقیق زندگی قهرمان داستان، نمایانگرآثار ویرانگر این افسردگی روحی فردی و خمودی اجتماعی است که نتیجه آن جنون و خودکشی افرادی همچون لنتس بود. بنابراین این اثر نوشته ای است انتقادی از اوضاع نابسامان اجتماعی و سیاسی دوران حیات لنتس و خود نویسنده در عصر بیدر مایر (Biedermeier) که درآن توده مردم مایوس و جامعه خمود و بی روح بود. هدف بوشنر از نوشتن این اثر، نشان دادن سرنوشت غمبار یک فرد نبود، بلکه فرد در اینجا به عنوان نماینده جامعه ای بحران زده است که راه نجاتی نمی یابد. بنابراین بوشنر به دلیل تشابهات زیاد بین دو دوران تاریخی، در حقیقت سرنوشت خویش و مشکلات نیمه اول قرن نوزدهم میلادی را در این اثر مطرح می سازد
این مقاله، حالت های حضور مترجم را در متن روایی ترجمه شده بررسی می کند. ابتدا، به پیشینه بحث اشاره می شود. آنگاه، به نقل از هرمانز که معتقد است متن ترجمه شده از آنِ صدای دومی است که همیشه در متن ترجمه شده حضور دارد، به سه حالت حضور مترجم به همراه نمونه آثار ترجمه شده، اشاره می شود: حالت (هایی) که در آن جهت گیری متن به سمت خواننده مستتر است؛ حالت (هایی) که زبان خود را بازتاب دهد یا به خود ارجاع دهد؛ حالت (های) بیش تعین پذیری بافت محور. سپس در بررسی این حالت ها، به مباحث پیدایی و ناپیدایی؛ مقاومت و اقلیت سازی ونوتی نیز اشاره شده، شیوه های غرابت سازی/ زدایی نیز ذکر می شود. در پایان به دیگر شیوه های حضور مترجم در سطح مسایل زبان محور نیز اشاره می شود.
هدف اساسی فناوری آموزشی تسهیل، توسعه و تقویت فرایند آموزش و یادگیری است. فناوری آموزش و یادگیری زبان یکی از دستاوردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در گستره علوم انسانی است که چارچوب نظری و اصول خاص خود را دارد. این فناوری، ماهیتی چند بعدی و میان رشته ای دارد که در نتیجه تحقیقات در اصول و مبانی نظری و عملی گستره های زبان شناسی کاربردی، زبان شناسی رایانه ای و دانش استفاده بهینه فناوری به وجود آمده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، توصیفی، و تطبیقی، تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر آموزش زبان را بررسی می کند. در این زمینه مراحل مختلف الگوهای آموزش زبان، مدیریت کلاس، مسئولیت استاد، منابع آموزشی و یادگیری و تهیه و تألیف کتاب های درسی مطالعه گردیده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نقاط مشترک زیادی بین الگوهای آموزش زبان و الگوهای فناوری آموزش و یادگیری زبان وجود دارد. به یمن معرفی و ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات در این حوزه، مدیریت کلاس به کل متحول شده و با رویکردی پژوهش محور و دانشجو محور انجام می پذیرد . مسئولیت مدرس نیز انباشت و انتقال اطلاعات نیست، بلکه مسئولیت های گوناگونی بر عهده می گیرد و باید فردی چند مهارتی باشد. الگوی بسته، محدود و متمرکز منابع آموزشی و یادگیری سنتی هم به الگویی باز، غیر متمرکز، نامحدود، و بری از محدودیت های زمان و مکان تبدیل می شود و نتایج بسیار راهبردی برای نظام آموزش و یادگیری زبان را به ارمغان می آورد. مطالب درسی برگرفته از فناوری، ماهیتی چند بعدی و حرکتی داشته و طراحان آن رویکردی فرایند - محور دارند نه محتوا - محور.
چندین دهه است که آموزش زبان بدون در نظر گرفتن فرهنگ، آداب و رسوم ملل، منسوخ شده است. بر اساس نظریه های معاصر، علم آموزش زبان های خارجی و کسب مهارت زبانی، بدون شناخت مسائل بین فرهنگی ناپایدار خواهد بود. واقعیت این است که گرایش گاه شدید زبان آموزان به فرهنگ و شیوه زندگی جوامع مقصد، انگیزه گروه قابل توجهی از آنها است. روش های جدید آموزش زبان های خارجی بر اساس نظریه های ارتباط بین فرهنگی، استفاده فرهنگ مقصد را نه تنها به عنوان ابزاری برای یادگیری زبان می دانند، بلکه اصل آموزش را بر پایه انتقال اطلاعات فرهنگی می گذارند. در تکمیل روش های جدید آموزش زبان های خارجی، مقاله حاضر با تأکید بر نقش فرهنگ مبدأ و مقصد در آموزش زبان های خارجی با بکارگیری تحقیقی جامع درباره چگونگی ارایه زبان آلمانی در مؤسسات آموزشی ایرانی، ضمن بررسی ریشه ها و عناصر فرهنگی تأثیرگذار در آموزش زبان، علل توجه به عناصر مهم فرهنگی را که سهم بسزایی در کسب مهارت زبانی دارند، تحلیل می کند. بر اساس این تحقیق، تنها کسب مهارت زبانی در پرتوی شناخت فرهنگ ها موجب اشراف زبان آموز بر کنش و واکنش مناسب در ارتباط مستقیم با متکلمان زبان مقصد می شود.
کاربرد روش نوظهور ژانر- مدار در آموزش نگارش زبان دوم و تاثیر احتمالی کاربرد این روش بر عملکرد فراگیران زبان در نگارش به طور کامل در تحقیقات اخیر آموزش زبان بررسی نشده است. در پژوهش حاضر تاثیر آموزش نامه نگاری از طریق روش ژانر– مدار بر جنبه های کمی و کیفی نامهنگاری گروهی از دانشجویان رشته زبان انگلیسی به شیوه شبه تجربی بررسی شد. 140 دانشجوی رشته زبان انگلیسی شامل 26 مرد و 114 زن از دانشگاههای اصفهان و کاشان در دو گروه آزمایشی و گروه شاهد در ایــن تحقیق شرکت کردند. گروه آزمایشی (70 نفر) از طریق شیوه ژانر- مدار نحوه نوشتن تقاضا نامههای شغلی به زبان انگلیسی را آموختند ولی گروه شاهد از این آموزش بیبهره بودند. پس از پایان آزمایش شاخصهای کمی و کیفی نگارش کلیه دانشجویان شرکت کننده مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تدریس از طریق روش ژانر– مدار تاثیر مثبت و به سزایی بر کیفیت نگارش دارد ولی از لحاظ کمیت نگارش تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی و گروه شاهد مشاهده نشد. بر اساس یافته های این تحقیق نقاط ضعف و قوت شیوه ژانر– مدار در آموزش نگارش بررسی شده است.