هدف تحقیق حاضر، بررسی اثر تجربه قبلی در بهینه سازی اثر الگوی ماهر هنگام یادگیری یک تکلیف حرکتی پیچیده است. 45 دانشجو (22 دختر، 23 پسر) به صورت تصادفی در سه گروه تجربه جسمانی (PE)، تجربه مشاهده ای (OE) و تجربه آموزشی (IE) قرار داده شدند. آزمایش شامل دو دورة یادداری و اکتساب بود. برای این تحقیق دو تکلیف پیچیده (الف و ب) در نظر گرفته شد که روی یک دستگاه زمان بندی متوالی تعریف شده بودند. تفاوت بین سه گروه در نوع تجربه ای بود که قبل از مشاهدة الگوی ماهر در دورة اکتساب می گذراندند. پس از مشاهده، هر سه گروه به اجرای جسمانی تکالیف در چهار بلوک شش کوششی پرداختند. در طول آزمایش، تغییرات خودکارآمدی با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد در دوره اکتساب دو گروه (PE) و (OE)، در مقایسه با (IE) خطای زمان بندی نسبی کمتری در تکلیف «ب» دارند. در دوره یادداری نیز دو گروه (PE) و (OE) در خطای زمان بندی نسبی و مطلق تکلیف «ب» ضعیف تر از گروه (IE) بودند (05/0>P). همچنین مشخص شد پس از مشاهده الگوی ماهر، باور خودکارآمدی دو گروه (PE) و (OE) افزایش یافته است (05/0>P)، در حالی که چنین روندی در گروه IE ملاحظه نشد (05/<P). به طور کلی، هر نوع تجربه ناموفق قبل از مشاهده الگوی ماهر باعث بهینه سازی اثرات الگو می شود که می تواند به سبب نقش خودکارآمدی باشد.
هدف تحقیق، بررسی اثر انقباض برونگرا بر تغییرات هماتولوژیک خون در مردان جوان غیر ورزشکار بود. بدین منظور 14 مرد غیر ورزشکار (سن 14/1±28/24 سال، قد 48/0±36/175 سانتی متر، وزن 43/5±14/73 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 06/1±42/23 کیلوگرم بر متر مربع و چربی بدن 35/1±71/14 درصد) داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. فعالیت برونگرا با اجرای پنج نوبت ١۵ تایی با ٧٠ درصد یک تکرار بیشینه توسط دستگاه خم کننده زانو ایجاد شد. نمونه های خونی (گلبول های قرمز خون، هموگلوبین، هماتوگریت، حجم متوسط گلبول قرمز، متوسط هموگلوبین گلبولی، متوسط غلظت هموگلوبین گلبولی، پلاکت ها، نوتروفیل ها، مونوسیت ها، لنفوسیت ها و لکوسیت ها) بلافاصله، 24 و 48 ساعت پس از تمرین بررسی شدند. نتایج آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد، تفاوت معنی داری در میزان لکوسیت ها، نوتروفیل ها، منوسیت ها و لنفوسیت ها به همراه پلاکت ها و حجم متوسط گلبول قرمز بلافاصله بعد از تمرین وجود دارد. ولی در 24 و 48 ساعت بعد از تمرین تفاوت معنی داری در متغیرها مشاهده نشد (05/0p≥). نتایج نشان داد یک جلسه فعالیت مقاومتی به صورت انقباض برونگرا سبب تغییراتی در تعداد گلبول های سفید، پلاکت ها و حجم متوسط گلبول قرمز بلافاصله بعد از تمرین شد. احتمالا عدم تغییر معنی دار در سایر متغیرها می تواند در نتیجه حجم کم عضلات درگیر و نوع انقباض عضلانی ایجاد شده باشد.
مطالعات نشان می دهد آپلین از پپتیدهای متسع کننده عروقی است که نقشی مهم در تنظیم تون عروقی و عملکرد قلبی - عروقی دارد، اما اثر فعالیت بدنی به همراه مکمل آنتی اکسیدانی بر آن مشخص نیست. هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر همزمان تمرین هوازی و مکمل باریجه بر دستگاه حفاظت قلبی (آپلین و گیرنده آن) طی پرفشار خونی ناشی از نیتروال - آرژنین متیل استر (L-NAME) است. 40 سر موش به طور تصادفی به چهار گروه پایه، شم، L-NAMEو گروه تمرین و باریجه تقسیم شدند. گروه های L-NAME و گروه تمرین و باریجه محلول L-NAME را به مقدار 10mg/kg ، پنج روز در هفته و به مدت هشت هفته دریافت کردند. گروه تمرین و باریجه با سرعت 15 تا 20 متر در دقیقه و به مدت 25 تا 64 دقیقه روی نوار گردان دویدند و محلول باریجه را نیز با دوز 9/0 g/kg در روز با استفاده از گاواژ دریافت کردند. نتایج نشان داد القای هشت هفته ای L-NAME باعث افزایش پرفشار خونی، کاهش آپلین، گیرنده آن و بازدارنده آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE-I)، در مقایسه با گروه های کنترل (پایه و شم) شد. ترکیب تمرین هوازی و باریجه باعث مهار تنظیم مثبت پرفشار خونی ناشی از L-NAME شد. به علاوه، این مداخله باعث افزایش معنی دار دستگاه آپلینرژیک قلبی و ACE-1 در مقایسه با گروه های پایه، شم و L-NAME شد. بر اساس این یافته ها می توان گفت به کارگیری روش های غیردارویی رویکردی مناسب برای بهبود دستگاه جدید حفاظت قلبی در برابر استرس های مزمن ناشی از پرفشار خونی است.
هدف از پژوهش حاضر بخش بندی بازار گردشگری ورزشی ایران برای گردشگران خارجی بر اساس ملیت و جاذبه های طبیعی-ورزشی و ارائه مدل بازار هدف است. روش انجام پژوهش به صورت مقطعی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق-ساخته ای شامل 53 سؤال بود که پس از تأیید روایی و پایایی (93/0a=) به صورت تمام شمار در میان 710 نفر از شرکت کنندگان خارجی در رویداد ورزشی بین المللی و مسابقات دهه فجر سال 1388- 89 از 53 کشور دنیا توزیع شد و توسط 475 نفر از آنان تکمیل شد. به-منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل شاخص های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد، کا اسکوار، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی با بهره گیری از نرم افزارهای لیزرل (8/8lisrel) و spssنسخه 16 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد ملیت های اروپایی و آمریکایی، عرب، جنوب آسیا و آسیای مرکزی از نظر بازار گردشگری ورزشی بیشترین میزان علاقه مندی را به جاذبه های «مرتبط با مسابقات و رویدادهای ورزشی» دارند (35/97درصد). با بهره گیری از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار لیزرل 80/8 پنج جاذبه مورد علاقه گردشگران ورزشی در بازار گردشگری ورزشی از حیث جاذبه های طبیعی-ورزشی مشخص شد. همچنین با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، چهار عامل شامل: جاذبه های مرتبط با کوهستان و برف (با مقدار ویژه 87/6)، جاذبه های مرتبط با ورزش های آبی و ساحلی (با مقدار ویژه 85/1)، مسابقات و رویدادهای ورزشی (با مقدار ویژه 42/1) و جاذبه های مرتبط با بیابان گردی و کویر نوردی (با مقدار ویژه 19/1) به عنوان مدل بازار گردشگری ورزشی ایران برای گردشگران خارجی تعیین شد. یافته ها نشان داد به طور کلی چهار عامل مدل اکتشافی، 95/62 درصد بازار هدف گردشگری ورزشی ایران برای گردشگران خارجی را تعیین و پیش بینی میکند.
هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر 7 روز مصرف مکمل کراتین مونوهیدرات بر پراکسیداسیون لیپید پس از فعالیت هوازی تا سر حد خستگی در کشتی گیران جوان می باشد. بنابراین، 31 کشتی گیر جوان (سن 75/2±52/19 سال؛ وزن 13/16±24/79 کیلوگرم؛ قد 49/6±173 سانتی متر؛ درصد چربی بدن 92/5±37/16) به صورت داوطلبانه در این پژوهش دو سو کور کنترل شده دارونما شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه دارونما (16=n، روزانه 4 دوز 5 گرمی مالتودکسترین) و کراتین (15=n، روزانه 4 دوز 5 گرمی کراتین مونوهیدرات) تقسیم شدند. قبل و پس از مصرف مکمل، آزمودنی ها فعالیت هوازی تا سر حد خستگی بر روی ارگومتر را انجام دادند. نمونه های ادرار در قبل، بعد و 24 ساعت بعد از فعالیت به منظور تعیین پراکسیداسیون لیپید جمع آوری شدند. افزایش غیر معنی دار اندکی در پراکسیداسیون لیپید به مقدار 43/0 درصد در گروه کراتین و 06/3 درصد در گروه دارونما پس از فعالیت مشاهده کردیم (05/0P>). افزایش معنی دار 71/3 درصدی در وزن بدن، افزایش 04/4 درصدی در توده بدون چربی، و افزایش 9/3 و 28/4 درصدی در مایع درون و برون سلولی مشاهده شد (05/0P<). یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین مونوهیدرات تاثیری بر پراکسیداسیون لیپید ناشی از فعالیت هوازی وامانده ساز ندارد اما، منجر به بهبود ترکیب بدن کشتی گیران گردید.
به دنبال رشد وسیع فیزیکی شهرها و گسترده شدن دامنه مبادلات انسانی موضوع هویت یابی در محله های مسکونی و سازماندهی روابط ساکنین شهری با سکونتگاه های زیستی در شهر، واحد محله شهری به یکی از لوازم ضروری ساماندهی شهر تبدیل شده است. در دهه های اخیر محله، محیط اجتماعی و انسانی آن به ویژه در سطح روابط اجتماعی زمینه را برای برنامه ریزی بهتر بازسازی شهری فراهم کرده است. از لحاظ علمی و نظری موضوع محلات شهری به مسئله ای مهم در ادبیات شهری تحول یافته و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. مفهوم اجتماع (Community) در این بررسی به واحد کوچک محل در یک شهر نیز اطلاق می شود. مفهوم اجتماع طی دهه 60 تا مدت ها بر اساس مبانی مختلف از حوزه اطلاعات جامعه شناسی حذف شده بود. از این تاریخ به بعد این مفهوم تنها در رشته های مورد ارتباط با سیاست های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. در چند دهه اخیر نوعی علاقه فزاینده به احیای مفهوم و واقعیت قابل تحقق اجتماع در بین محققان شهری به ظهور رسیده است. محله واحد اجتماعی درون شهر تعریف می شود که ساکنین آن ممکن است بر حسب خصوصیات ویژه جمعیتی گرد هم آمده باشند. موقعیت اقتصادی از قبیل نوع شغل، شرایط عمومی اجتماعی مانند سطح برخورداری و رفاه اقتصادی و نیز تفاوت های فرهنگی و نژادی از جمله خصوصیاتی است که ممکن است محله نشینان را از یکدیگر متمایز کند. به علاوه افراد ساکن در یک محل به لحاظ فضای شهری و نوع تلقیات فرهنگی و شهروندی ممکن است در یک محیط مشترک زندگی و آرمان ها و ارزش های مشترکی را مورد هدف قرار دهند. محلات شهری، از لحاظ سازمان اجتماعی و نیز کارکرد و فعالیت ساکنین آنها از یکدیگر متمایزند. از جمله عوامل مؤثر در تغییر ساختار محلات شهری طرح ها و برنامه ریزی های کنترل شده شهرها در دوران جدید است که به گونه ای غیر مستقیم سازوکار طبیعی شبکه زندگی و فعالیت محله ای را دگرگون کرده است. دگرگونی فوق به دنبال خود تأثیرات فراوانی در شکل گیری ادراک، احساس و رفتار جدید در شهرنشینان همراه داشته است.
بر اساس فرایند توسعه برنامه ریزی شهری، ایجاد شهر بر طبق تنظیم جغرافیایی جدید و یا دخالت در تقسیم بندی فضایی منجر به تجدید ساختار کالبدی شهرهای مدرن در شکل نواحی منفصل و بی ارتباط شهری شده است، در صورتی که محله های سنتی محصول انتخاب طبیعی ساکنین و خانوارها و برخوردار از رشد طبیعی بوده است. به طور کلی، محله های شهری پدیده های بنیادی در نظام تنظیم شهری در گذشته و نیز در حال حاضر در بسیاری از کلان شهرهای جهان از جمله کشور ما تلقی می شوند. با مطالعه سیر پیدایش و توسعه محله های شهری می توان دریافت که محله گزینی در بسیاری از شهرهای بزرگ در سطح کشورهای جهان در ارتباط مستقیم با کارکردهای اقتصادی و اجتماعی موجود در این شهرها قرار دارد. این نوشتار ضمن نقد اجتماعی ساختار فضایی و اجتماعی شهرها در دوران جدید به دلایل و نیز چگونگی بسط و توسعه مفهومی و تحلیلی محله گرایی جدید می پردازد.
شهرها و واحدهای خردتر آن چون محلات، همچون ارگانیسمی زنده و پویا هستند که در بستر تغییر و تحولات بسیاری قرار می گیرند، لذا نظریات و راه کارهای متفاوتی برای هدایت این تغییرات پیش بینی می شود تا شهر و زندگی انسان ها در زمان حال و آینده با مشکل مواجه نشود. در دهه های اخیر رشد فزاینده برنامه های توسعه، منجر به هشدارهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شد؛ لذا در پاسخ به بحران های ایجاد شده، رویکردها و مفاهیم جدیدی در حوزه های مختلف شهری مطرح می شود. امروزه توسعه پایدار به عنوان یکی از این رویکردها در تمامی ابعاد اجتماع مد نظر است. برای حرکت در این مسیر و نیل به اهداف آن، می بایست راه کارهایی اتخاذ شود. با توجه به اینکه در دهه های اخیر تأکید بر محلات و اجتماعات محله ای و شروع برنامه ریزی از این سطح، در شهرها مطرح است (رویکرد پایین به بالا)، به نظر می رسد که توجه به معیارهای پایداری در محلات و برنامه ریزی به منظور توسعه در سطح محله، راه کاری مناسب برای ارتقای کیفیت آنهاست. در ضمن به نظر می رسد که به دلیل برخورد با محیط کوچک تری از اجتماع، پیاده سازی این اصول به مراتب عینی تر و ملموس تر باشد.
در این میان شهرسازی نوین به عنوان رویکردی جدید در شهرسازی، طیفی کامل از برنامه ریزی و طراحی شهری تا معماری را در نظر می گیرد که در پاسخ به محلات ناپایدار به وجود آمده، شکل گرفت. اهمیت بررسی و تحلیل این الگو، به دلیل تأثیر گذاری آن بر برنامه ریزی در تمامی سطوح، و در نظر گرفتن مسایل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است. ضمن آنکه اصول ارایه شدة این نظریه، در توسعه شهری، توسعه های جدید، توسعه های درون زای بافت و به خصوص در برنامه ریزی محلات شهری، اهمیت قابل توجهی دارد. به نظر می رسد که اصول مطرح شده در این رویکرد، رابطه تنگاتنگی با معیارهای پایداری داشته باشد.
روش پژوهش در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات، بر پایه مطالعات کتابخانه ای است و به تفسیر معیارهای پایداری در محلات، و اصول نوشهرسازی و نهایتاً مقایسه تطبیقی آنها با یکدیگر می پردازد. نتیجه آنکه بکارگیری اصول شهرسازی نوین در محلات، راهکاری به سوی پایداری آنهاست.
روند شکل گیری و توسعه ساختار شهر تهران بر پایه بزرگراه های شرقی ـ غربی و به ویژه شمالی_ جنوبی، بدنه ها و جداره های بزرگراه های درون شهری را به یکی از مهم ترین مؤلفه های شکل دهندة منظر و سیمای شهر تهران تبدیل کرده است. بزرگراه مدرس از محورهای شمالی- جنوبی مهم تهران به عنوان اولین بزرگراه شهری که بدنه های آن طراحی و اجرا شده است، توانسته تصویر و نمایی متفاوت از شهر تهران را در امتداد این مسیر به شهروندان ارایه کند. منظرسازی جداره بزرگراه علاوه بر اینکه به لحاظ اکولوژیک، خرده اقلیمی (microclimate) متفاوت و مطبوع را در شهر تهران شکل داده است، به واسطه منظر سبز و متنوع توانسته است به یکی از شریان های ماندگار در ذهن شهروندان تهرانی تبدیل شود. جداره بزرگراه مدرس با شیوه ای متفاوت از نمونه های مشابه که جداره های آنها را دیواره های بتنی شکل داده است، با بهره گیری از پتانسیل های موجود در بستر طرح و استفاده از انواع گیاهان طراحی شده است به طوری که جداره های این بزرگراه با هدف تنظیم بدنه پرشیب و ساماندهی بافت پیرامون آن صورت گرفته است.
حدود یک قرن است که نورپردازی در شهر به عنوان بستر و حوزه ای از هنر شهری مورد توجه قرار گرفته است .امروز نورپردازی شهری همگام با پیشرفت های تکنولوژیکی و مطرح شدن نظریه های اجتماعی و شهرسازی در حوزه های گوناگون مورد آزمایش قرار می گیرد و به منظر شهر تنوع می بخشد. در این زمینه یکی از حوزه های نوین شهرسازی و جامعه شناسی شهری، حوزه طراحی تعاملی و مشارکتی است که تنها طراحی و یا برنامه ریزی از پیش تعیین شده منظر شبانه شهر را شکل نمی دهد، بلکه میزان و نحوه حضور مردم در فضای شهری تعیین کننده است. این رویکرد با سرعت و شیوه های خلاقانه در مقیاس های متنوعی از نورپردازی شهر در حال توسعه است. اگرچه حوزه طراحی نورپردازی تعاملی هنوز در دوران و سطح ابتدایی از تجربیات قرار دارد، با این وجود همین تجربه جسته گریخته نشان از پتانسیل بالای این شیوه در شکل دادن به منظر شهر و پویایی فضایی شهری دارد. در این زمینه توجه به رابطة بین فضا و نور با مخاطب ورود به عنوان عاملی که می تواند در نورپردازی فضا نقش آفرین باشد، درک متفاوتی از نور به عنوان یکی از عوامل تعریف کننده منظر ارایه می دهد.
این نوشتار ضمن معرفی و تحلیل پروژة نورپردازی تعاملی به تحلیل پروژة «Light Scraper»1 در شهر ملبورن می پردازد. در این طرح نگاه ویژة طراح به نقش مخاطب است که بسته به حرکت او مناظر مدیا و موسیقی خاص متناسب در فضا ایجاد می شود. به طوری که نحوة تأثیر مخاطب به عنوان عامل سوم در نورپردازی فضاهای شهری، فضایی جمعی را در شهر شکل می دهد که درک شهروندان از فضا و شهر را در ابعاد مختلف به چالش می کشد.
مایکل پورتر، در زمرهی نام آورترین صاحبنظران استراتژیست دنیا است. برای بسیاری از شرکتهای بزرگ دنیا کار کرده؛ در سال 1983، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریکا، به او مأموریت داد تا در خصوص رقابت در صنعت، فعالانه کار کند. ظاهراً و به احتمال، هنوز هم در برخی موارد مشاوره هایی برای دولت فدرال امریکا دارد. آثارش نظیر استراتژی رقابتی، بویژه مزیت رقابتی ملتها از او چهره ای جهانی و پرآوازه پدید آورده است.
مدل پنج عاملی پورتر و سایر دیدگاههای ابداعی وی، سالهای طولانی فضای دانشگاههای جهان و ایران را به تسخیر خود درآورده و همچنان آموزه های او تدریس میشود. اما اکنون شتاب عصر کنونی و الزامات این عصر سبب شده تا سازمانها دیگرگونه شوند و از این رو مدل پورتر زیر سؤال رود. و این دیدگاه یعنی عدم کارآیی مدل پورتر، حاصل همان دانشگاهی است که پورتر در آن تحصیل کرده و دارای کرسی استادی است.
نیلوفر مرچانت، منتقد دیدگاه پورتر، یکی از نویسندگان مطرح مجلهی هاروارد بیزنس ریویو است؛ مرچانت بنیانگذار و مدیرعامل سابق شرکت روبیکان و یکی از سخنرانان دانشگاه استنفورد است.
وی که در دانشگاه هاروارد معروف به ""جیمزباند خلاقیت"" است، پس از فعالیت در شرکتهای اپل، اتودسک، نوکیا، سیمنتک، اچ پی، و یاهو، کتاب ""The New How:creating solution through collaborative strategy"" را منتشر کرد. نقد نیلوفر مرچانت از دیدگاه پورتر، در فوریهی 2012 در هاروارد بیزنس ریویو به به چاپ رسید که حاصل این دیدگاه را میخوانید.