امروزه پیشرفت در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجهه همت همه نظام های سیاسی است. زیربنا و اساس فکری رهبران و دولتمردان تمام جوامع را، پیشرفت همه جانبه از طریق ارائه راهکارهای اساسی با شاخص های معین تشکیل میدهد. این تحقیق، با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی و تبیین این مسئله میپردازد که یکی از امور لازم در رسیدن به پیشرفت سیاسی یک جامعه، استقلال و عدم دخالت بیگانگان در امور آنهاست. مهم ترین دستاورد تحقیق این است که فهم پیشرفت و دگرگونی اجتماعی در یک کشور، مستلزم بررسی دقیق ساختار نظام سیاسی و توجه به نحوه اثرگذاری نیروهای خارجی بر آن است. مجموعه پیچیده و متغیری از روابط میان عوامل و ساختارهای داخلی و خارجی، شکل خاصی به پیشرفت میبخشد که در الگوی پیشرفت، این عوامل باید مورد توجه قرار گرفته و استقلال، به عنوان یک شاخص مهم در فرایند پیشرفت سیاسی، باید مدنظر قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تعلق خانوادگی، احساس از گرانباری نقش خانوادگی، ابهام نقش خانوادگی و حمایت اجتماعی در خانواده بر تعارض خانواده با کار انجام گرفته است. در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از نظریه ی نقش و نیز با بهره گیری از برخی از نظریات تعارض خانواده با کار مدلی برای تبیین تعارض مذکور ارائه شود. این مدل دو اندیشه کلی را مطرح می کند که عبارتند از: تأثیر عوامل خانوادگی بر تعارض خانواده با کار و نقش حمایت اجتماعی در خانواده بر تعارض مذکور. به منظور آزمون تجربی مدل مذکور، پس از تعریف و تبیین ابعاد و شاخص های هر یک از متغیرهای تحقیق، قابلیت اعتماد و اعتبار مقیاس ها مورد بررسی قرار گرفت که نتایج بدست آمده در هر مورد مطلوب و قابل قبول بود. داده های پژوهش با روش پیمایشی، از نمونه ای با حجم 360 نفر، از میان کارمندان زن متأهل ادارات دولتی شهر اهواز با روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی انجام شده انتخاب گردید، نتایج نشان داد: متغیر حمایت اجتماعی در خانواده اثر مستقیم چندانی بر تعارض خانواده با کار ندارد اما از طریق احساس از گرانباری نقش خانوادگی و ابهام نقش خانوادگی تأثیر کاهنده بر تعارض خانواده با کار دارد. متغیر تعلق خانوادگی علاوه بر تأثیر مستقیم با واسطه احساس از گرانباری نقش خانوادگی بر تعارض خانواده با کار تأثیر داشته است. همچنین نتایج نشان داد که احساس از گرانباری نقش خانوادگی و ابهام نقش خانوادگی به طور مستقیم بر تعارض خانواده با کار مؤثر می باشد.
موضوع این پژوهش مطالعه فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا میباشد. در این پژوهش از تئوری گابریل آلموند و سیدنی وربا الهام گرفته شده است. فرضیههای این پژوهش بر اساس منطق فازی فرموله و بر درجه عضویت اصلاح طلبان و اصولگرایان در مجموعه فرهنگ سیاسی تاکید شده است. فرضیه پژوهش حاضر آن است که در زیر مجموعههای اعتماد سیاسی، احساس قدرت سیاسی و احساس امنیت سیاسی، اصولگرایان بیشتر عضو و اصلاح طلبان بیشتر غیر عضو میباشند. در زیر مجموعههای حمایت از آزادی بیان، تساهل و مدار و احترام به حقوق شهروندی اصولگرایان بیشتر غیرعضو و اصلاح طلبان بیشتر عضو میباشند. نمونههای پژوهش، اعضای احزاب و انجمنهای سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا هستند. یافته های این پژوهش نشان میدهد که اعتماد سیاسی، احساس قدرت سیاسی و احساس امنیت سیاسی اصلاح طلبان نسبت به اصولگرایان پایینتر است و حمایت از آزادی بیان، تساهل و مدارا و احترام به حقوق شهروندی در اصلاح طلبان نسبت به اصول گرایان بالاتر است.
دلالت از ماده (دلل) به معنای راهنمایی کردن چیزی به چیز دیگر است؛ مانند دلالت دود بر آتش. دلالت در واژه یعنی: به واسطه تصور واژه ای، معنای آن در ذهن شکل گیرد. شکل گیری معنای واژه ها در ذهن انسان به واسطه های گوناگونی انجام می گیرد؛ واسطه هایی چون: ساختار یک واژه، نقش و جایگاه یک کلمه در ترکیب عبارت، استفاده از فرهنگ لغت، سیاق و حال ادای واژه ها و نوع آواهای یک واژه. این مقاله بر آنست که دعای استعاذه را از صحیفه سجادیه بر مبنای آواشناسی تحلیل و ارزیابی کند و نقش و تأثیر آواها را در رساندن پیام به مخاطب بکاود. مهمترین نتیجه این پژوهش آنست که در صحیفه تمامی آواها در جای خویش و متناسب با موقعیت مخاطب به کار برده شده اند. آنگاه که امام سجاد ـ علیه السلام ـ از رحمت و مغفرت الهی و امید به درگاهش صحبت می کند، از آواهای نرم و مهموس و به دور از خشونت استفاده می کند و آنگاه که از عذاب و مجازات الهی سخن می گوید، آواهای خشن و شدید و مجهور به کار می برد. به نحوی که نمی توان آوایی را به جای آوایی دیگر قرار داد. آواها چنان در متن تاثیر گذارند که انسان با گوش دادن به نوای آنها پی به معنای واژه ها و حال غالب بر متن می برد. بنابراین در تمام دعاهای صحیفه سجادیه از جمله در دعای هشتم صورت با محتوا به حدی پیوند خورده که جایگزین کردن واژه های به کار رفته در صحیفه سجادیه با وا ژه ای مترادف یا واج دیگری امکان پذیر نیست.