نوشتار حاضر شرحی بر دعای امام سجاد علیه السلام است که به موضوع آثار و لوازم محبت به خدا می پردازد. ازجمله آثار محبت، شوق دیدار محبوب، توجه به محبوب و عشق بر او در دل، و شور و شیدایی است که همواره محب در پی وصول به محبوب خویش است.
لذت شوق، محبت و شیدایی نیست، محبوب، لذتی به مراتب بالاتر از لذت های مادی دارد که به راحتی قابل درک نیست.
در اینکه آیا محبت موجب معرفت است یا بعکس؟ باید گفت: طبیعی است که تا انسان چیزی را نشناسد و در آن حس و حالی را نیابد، آن را دوست نمی دارد؛ زیرا دوست داشتن امری ادراکی است که پایه آن معرفت است. بنابراین، محبت بدون معرفت دوام و قرار ندارد.
بدین منظور، باید همواره یاد خدا و عشق و محبت به او را در دل زنده نگهداشت و دل را نباید جای غیر خدا قرار داد.
از دیدگاه محدثان عوامل گوناگونی در پذیرش روایات راویان دخیل است که آسیب در هر یک از آن ها می تواند منجر به تردید در پذیرش روایات راوی گردد. گرچه در شرایطی خاص می توان از برخی از آسیب های وارد شده بر متن یا سند روایات چشم پوشی نموده و به صحت آن ها حکم نمود، اما دروغ گویی و اشتهار راوی به بدعت گذاری به سبب خلل جدی که در عدالت راوی وارد می سازند، از جمله عواملی هستند که از دیدگاه حدیث پژوهان فریقین بدون هیچ استثنایی منجر به سقوط قطعی روایات راوی از حجیت می گردند. در این مقاله با تأمل در شواهد و توصیفاتی که در کلام پیشوایان معصوم (ع) درباره راویان بیان گشته و نیز بررسی اقوال دانشمندان علم رجال، این فرضیه به اثبات رسیده است که دو عامل دروغ گویی و بدعت گذاری در میان گستره راویان حدیث شیعی، بیش از همه در غالیان نمود داشته و اشتهار غالیان به این دو امر از مهمترین دلایل جرح آنان بوده است.
ابوخدیجه سالم بن مکرم که به ابوسلمه نیز مکنی است، از جمله راویانی است که وثاقت او محل تضارب آرای رجالیان بوده است. وجود روایات فقهی مهمی که در صورت وثاقت سالم بن مکرم، به صحت متصف می شوند و نیز نام های مشابهی که گاه خلط آنها با سالم بن مکرم، موجب تضعیف برخی اسناد و حتی تضعیف خود سالم شده، اهمیت بررسی بیشتر وضعیت رجالی این راوی را آشکار می سازد.
این پژوهش، با توجه به داده های رجالی و مداقه در سند احادیث و با در نظر داشتن نام های مشابه، به این نتیجه رسیده است که در حل این تعارض، احتمال عدول شیخ از تضعیف، با توجه به قطعی نبودن رجوع وی به تعدیل، قابل تأمل است. با صرف نظر از تعارض درونی ادعا شده در اقوال شیخ، مقتضای «جمع» و نیز «ترجیح»، توثیق سالم است، اما صحیح تر آنست که بگوییم سالم ثقه است؛ زیرا تضعیف شیخ، ناشی از یکی دانستن سالم بن مکرم و سالم بن ابی سلمه است. در نتیجه، تضعیف شیخ درباره ی سالم بن مکرم قابل اخذ نیست و توثیق نجاشی، بدون معارض باقی می ماند.