خاورشناسان همواره به سنت¬های نقل حدیث به عنوان عوامل مؤثر بر وثاقت و اعتبار تاریخی حدیث می¬نگریسته¬اند. بسیاری از ایشان می¬اندیشیند: بدلیل آرای برخی صحابه مبنی بر ممنوعیت و عدم جواز نگارش حدیث، نقل حدیث بنیادی شفاهی داشته و از این رو در معرض تغییر و تحریف قرار گرفته است. در مقابل، اندیشمندان مسلمان با مدارک و مستندات فراوان ثابت¬می¬کنند برغم برخی مخالفت¬ها، نگارش حدیث خیلی زود آغاز شده است. از سوی دیگر هارالد موتسکی، خاورشناس معاصر، با استفاده از روش¬شناسی نوین در حدیث¬پژوهی نشان می¬دهد در قرون اولیة اسلامی، سنت¬های نقل حدیث، ترکیبی (شفاهی ـ کتبی) بوده و نمونه¬هایی از کتابت حدیث در قرن اول قابل مشاهده است.
در میان کتب به یادگار مانده از پیشینیان، برخی آثار، دارای ویژگی های بارز و متمایزند، که آنها را برای آیندگان مهم می کند. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید نیز از آثاری است که ویژگی های منحصر به فردی دارد. برخورداری مؤلف از ذوق ادبی، و آگاهی گسترده او از وقایع تاریخی عصر صدور خطبه ها و سخنان امام علی، از ویژگی های بارز این شرح است که شناخت این اثر نفیس را بر دانش پژوهان علوم اسلامی، ضروری ساخته است.