در این نوشتار کوشش شده است که هجرت انفسی و آفاقی، که از ویژگیهای انسان تعلیم یافته در سایه آموزه های اسلامی است، از نظرگاه حضرت امام خمینی بیان شود. افزون بر آن نگاهی به مهاجرتهای مثبت و منفی در حیات مسلمانان افکنده شده و معیارهای هجرت اسلامی طرح شده است. یادکرد هجرتهای سیاسی ـ الهی امام راحل، به ویژه هجرت بزرگ ایشان به سرزمین غرب، یعنی فرانسه، محور دیگر این مقال است.
امام حسین(ع)، سبط نبی اکرم(ص)، سومین پیشوای شیعیان، خالق حماسه ای بی نظیر در تاریخ بشریت است. حماسه ای که خاستگاه مکتبی تربیتی است، مکتبی فراتاریخی و فراجغرافیایی. عزت و عزت مداری در این مکتب از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که می توان آن را احیا کنندة عزت اسلامی و انسانی دانست. بر این اساس و با هدف تبیین جایگاه عزت و عزت مداری در نهضت تربیتی عاشورا، نویسندگان مقاله به شیوة تحلیلی به بررسی عزت مداری در سیرة امام حسین(ع) در جریان واقعة عاشورا پرداخته و به این نتایج دست یافته اند که سیرة امام حسین(ع) به ویژه در واقعة کربلا الگویی کامل و جامع در زمینة عزت مداری و تقویت عزت نفس است. در مکتب تربیتی سیدالشهدا تعاملات انسانی اعم از تعاملات فردی و اجتماعی، بر مبنای عزت شکل می گیرد. بسترسازی در کانون خانواده (عزت مداری در خانواده) توکل به خدا، هدفمندسازی زندگی، مرگ اندیشی سازنده و تکریم انسان ها نیز از جمله راهکارهای پرورش و تقویت عزت نفس در سیرة عملی امام حسین(ع) در جریان واقعة عاشورا است.
چکیده: برای تربیت دینی در محیط خانواده، از شیوه های گوناگونی می توان استفاده کرد، اما اینکه کدام یک از این شیوه ها «مفید» و «مؤثر» است، مسئله ای است که بر اساس مطالعات تجربی قابل تحقیق و بررسی است، ولی اینکه کدام یک از آنها شرعاً «جایز» است. مسئله ای «فقهی» بوده و بر اساس تحقیق در منابع اسلامی، قابل پاسخ است. این مقاله از نگاه فقهی، به طرح دو دیدگاه در جواز استفاده از «اجبار» برای مقید کردن اعضای خانواده به رعایت موازین اخلاقی و شرعی پرداخته است. مبنای نظری این مقاله، قلمرو امر به معروف و نهی از منکر است و صرفاً بر اساس این مبنا، به تحلیل موضوع پرداخته شده است. این مقاله با نقد مستندهای نظریه ای که اجبار را در محیط خانواده، مشروع می داند، تأکید می کند که مسئولیت مهم «حفظ ایمان و اخلاق» در خانواده را با روش های قهرآمیز و خشونت بار «نباید» دنبال کرد، این شیوه ها با صرف نظر از اینکه مفید و مؤثر نیست، از نظر فقهی نیز نمی توان از مشروعیت آنها دفاع کرد.
این مقاله در پی بیان اوصاف بدترین بندگان در نگاه امیرمؤمنان در نهجالبلاغه است. از نگاه آن حضرت، خشم و غضب خدای متعال از مبغوضترین افراد از آنروست که گناهان این افراد به دیگران نیز سرایت میکند. این افراد از موقعیت و شهرت و علم برخوردارند و از موقعیت خویش برای تأسیس مکاتب انحرافی بهره گرفته و موجبات انحراف بسیاری از افراد سادهلوح را فراهم میسازند. از مدار هستی و حق غافل و بر هوا و هوس خویش پافشاری میکنند. عالمان و کارشناسان دین شناخته شده در میان مردم، مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده دارند و باید ترفندهای آنان را به مردم معرفی کنند. همواره باید مراقب بود؛ چراکه شهرتطلبی، ثروتاندوزی و برتریطلبی از عواملی است که موجب گمراهی و انحرافات اجتماعی است.
سال 1392 از سوی مقام معظّم رهبری به عنوان سال «حماسة سیاسی و حماسة اقتصادی» نامگذاری شده است. بنابراین، اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف به منظور یکی از ابعاد تحقّق حماسة اقتصادی برای جامعه از اهمیّت بسیار زیادی برخوردار است، به طوری که فرهنگ مصرفی مناسب، امکان سرمایه گذاری را فراهم می کند و از این طریق می تواند موجب رشد و توسعة اقتصادی جامعه شود.آنچه پدیدة اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف را اولویّت بخشیده، همانا اهمیّت فاصله گرفتن از روند شکل گیری نوعی جامعة مصرفی است که الگوی مصرف در آن جامعه از شکل مصرف بهینه و منطقی منحرف شده است و فرهنگ مصرفی سیری ناپذیر مبتنی بر تجمّل گرایی، اسراف و لذّت طلبی بر آن حاکم گردیده است، به گونه ای که در چنین جامعه ای، انسان ها با مصرف، تنها به امید مصرف کردن زندگی می کنند. لذا پدیدة مصرف زدگی که ویژگی آشکار چنین جوامعی است، ارمغان پیامدهای مصرف گرایانة نظام سرمایه داری، همسو با روند جهانی شدن در ابعاد اقتصادی و فرهنگی است که به واسطة رسانه های پرشتاب، دیجیتال و تکنولوژی های پیشرفتة ارتباطاتی در گسترش اقتصاد جهانی و توسعة بازارهای مصرف ملّی و بین المللی به ترویج فرهنگ مصرف گرایانه و تغییر رفتارهای مصرفی مردم پرداخته است. با توجّه به اهمیّت موضوع، هدف این پژوهش بررسی ابعاد گوناگون اصلاح الگوی مصرف (مدیریّت مصرف) به عنوان یکی از عرصه های تحقّق حماسة اقتصادی است. لذا نخست اهمیّت و ضرورت اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف مورد بحث قرار می گیرد و پس از آن، ضرورت اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف از دیدگاه قرآن و روایات آورده شده است و در ادامه، نحوة شکل گیری و ترویج مصرف گرایی بررسی شده است و در پایان نیز پس از بحث دربارة مصادیق اسراف و تبذیر و آثار آن، نتیجه گیری و پیشنهادها ارائه گردیده است.