طى چند سال اخیر، در کشور ما، مطالعات بسیارى در موضوع «سبک زندگى» صورت پذیرفته که اغلب با رویکرد فردى بوده است. هدف این پژوهش، بررسى نقش جامعه و ساختارهاى اجتماعى در شکل گیرى سبک زندگى و پاسخ به این سؤال است که آیا ساختارها و نهادهاى اجتماعى نقشى در تعیین و تغییر و اصلاح سبک زندگى دارند؟ این پژوهش با رویکرد روان شناختى، اجتماعى، اسلامى و با استفاده از روش تحلیلى و بهره گیرى از شیوه بررسى استنادى انجام شده است. یافته هاى این پژوهش نشان داد: 1. در مطالعات سبک زندگى ایرانى اسلامى، به نقش جامعه و ساختارهاى اجتماعى، کمتر توجه شده است. 2. این ساختارها و نهادها، در فرایند تربیت و رشد، افراد را به انتخاب سبک زندگى متناسب با خود رهنمون مى کنند. 3. تعیین و تغییر و اصلاح سبک زندگى از طریق ساختارهاى اجتماعى، امرى تدریجى است، نه دفعى؛ بنابراین، براى اصلاح «سبک زندگى» در جامعه، باید به ساختارها و نهادها و نهادینه سازى مفاهیم و رفتارهاى موردنظر توجه ویژه داشته باشیم و آنچه را که نیاز است، اصلاح یا ایجاد کنیم.
شکوفاسازی و درونی سازی ارزش های اسلامی و هویت سازی بر اساس آنها، روش های مستقیم و غیرمستقیمی دارد. به اذعان کارشناسان تربیتی، روش های غیرمستقیم، تأثیر بهتر و بیشتری در فرایند تربیت و شکوفا نمودن استعدادهای درونی دارند. یکی از روش های غیرمستقیم تربیت، تلفیق ارزش های الهی در کتاب های علمی و آموزشی، و اسلامی سازی محتوای آنهاست. کتاب اسلامی حتی اگر محتوایش علوم ریاضی و تجربی باشد کارکرد ارزش آموزی خواهد داشت.
تحلیل نقش اسلامی بودن محتوای کتاب ها در درونی شدن ارزش های اسلامی، در گرو شناخت دقیق محتوای اسلامی است. پس از شناخت معیارهای بازشناسی محتوای اسلامی از غیراسلامی، پنج نقش و کارکرد اساسی، برای کتاب اسلامی در درونی شدن ارزش ها به دست می آید. نقش هایی چون توحیدپروری، عقل پروری، نقل آموزی، تکامل بخشی و ارزش آموزی، کارکردهایی هستند که به طور غیرمستقیم و تدریجی موجب درونی شدن ارزش های اسلامی می شوند. نتیجه درونی شدن ارزش ها به وسیله کتاب اسلامی، تربیت انسانی کامل و ساختن هویت و شخصیتی اسلامی خواهد بود.