این مقاله تحقیقی است در باب نقش خضر و مهدی(علیهما السّلام) در سنت اسلامی، با عنایت به جایگاه ایشان به عنوان رهبران معنوی و راویان معرفت الهی در تمهید شرایط آخر الزّمان. نگارنده در این مقاله از مفهوم ""مأموریت الیاسی"" که لئوشایا آن را مطرح کرده است، به عنوان یک اصل، استفاده میکند و مقالهٴ خود را با توضیح این مفهوم آغاز میکند. سپس فهم سنّتی از خضر و مهدی را مورد بررسی قرار میدهد. ضمن این تحلیل، نگارنده آیات و روایاتی را همراه با تفسیرهای شارحان سنتی و معاصر، با تأکید بر تشیّع و تصوّف ارائه میدهد.
رهیافت انتقادی به کتاب مقدس، پدیده ای نوظهور و از نتایج عصر روشنگری بود. کتاب مقدس، که تا آن زمان به عنوان منبع قدسی دین تلقی می شد، همچون سایر متون کهن با تکیه بر ابزارهای علمی مورد قضاوت و استنطاق واقع شد. مهم ترین پیامد این رویکرد، مناقشه و اختلاف در مورد اعتبار کتاب مقدس است. تعمیم کاربست شیوه های مختلف نقد کتاب مقدس به قرآن، چالش هایی را در حوزة مطالعات قرآنی ایجاد کرده است که باید پیش از استفاده از این روش ها، کارآمدی یا عدم کارآمدی آنها دربارة قرآن بررسی و تحلیل شود. در این مقاله، ابتدا عوامل و زمینه های نقادی کتاب مقدس به تصویر کشیده شده، سپس کاربست برخی روش های انتقادی برگرفته از کتاب مقدس در مورد قرآن، معرفی و تحلیل شده اند. بررسی ها نشان می دهد، متن قرآن کریم، بر خلاف کتاب مقدس، به نحو متواتر و از طریق قرائت و حفظ نسل ها نقل شده و متن آن، بی کم و کاست حفظ گردیده است. لذا نمی توان متن قرآن را همانند متن کتاب مقدس، به نقد کشید و دربارة متن آن، زیادت و نقصان ادعا کرد.