مهدی منفرد

مهدی منفرد

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

بررسی امکان تطبیق رتبی میان فلسفه ها با تمرکز بر مسئله موادث ثلاث در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۷
در تطبیق فلسفه ها بنابر آن چه که پیشگامانی هم چون کربن درنظر دارند، هم باید به مشترکات دو دستگاه فکری نظر داشت و هم بر تمایزات؛ درواقع با یافتن نقاط مشترک و بر مبنای آنها، به مقارنه دو تفکر در موارد اختلافی پرداخت. براساس این و نیز با پذیرش این واقعیت که در همه دستگاه های فلسفی ، عنصر و یا عناصری مشترک هستند، می توان همه این نظام های فکری را در ضمن ساختاری سلسله مراتبی، مورد تطبیق قرارداد وآن را «تطبیق رتبی» نامید، هدف این نوع تطبیق، می تواند چیزی بیش از مقارنه صرف دستگاه های فلسفی باشد و شاید بتواند در بستر مفاهمه ای علمی و منطقی، نقص هردستگاه را نشان داده و متناسب با خود آن دستگاه، راه ارتقاء آن را نشان داد. لذا در این نوشتار با بهره از روش تحلیلی، توصیفی، پس از بیان مختصات چنین تطبیقی میان دستگاه های فلسفی، چگونگی پیاده سازی آن در قالب دو روش صعودی و نزولی، بیان شده و به منظور ارائه یک نمونه از هر دو روش، ابتدا با معرفی ملاصدرا به عنوان فیلسوفی که می توان از منظری خاص، چنین تطبیقی را درآثارش صورت بندی نمود، تلاش گردید که با بررسی نوع مواجهه او با مسئله مواد ثلاث در بخش کوچکی ازکتاب اسفار اربعه، امکان و چگونگی روش نزولیِ این تطبیقی، میان سه دستگاه فلسفی مشائی، تشکیک خاصی و وحدت شخصی وجود در مسئله مذکور، نشان داده شود. هم چنین؛ مسئله نحوه تحقق موجودات و کثرت آن ها در سه دستگاه مذکور از این منظر رتبی، مورد تطبیق قرار گرفت تا نمونه ای برای روش صعودی تطبیق مذکور، ارائه شود
۴۲.

بررسی تطبیقی حقیقت زمان درسه دستگاه فکری مشائی، تشکیک خاصی و عرفان نظری بر اساس نسب سه گانه نظریه میرداماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
در اثبات تحقق و تبیین نحوه وجود و ماهیت زمان، متداول است که از حرکت بهره گرفته می شود. اما در این نوشتار، سعی-گردید تا براساس نسب سه گانه مدنظر میرداماد به تبیین حقیقت زمان پرداخته شود. ازآن جا که نسب مذکور توسط واضع آن در بستر و با ادبیات عرفان نظری، مطرح شده اند؛ این پرسش قابل طرح است که آیا امکان استفاده از این نسب در تبیین حقیقت زمان در دستگاه های فکری دیگر نیز وجود دارد یا خیر؟ دراین پژوهش، با روش تحلیلی و توصیفی نشان داده شد، که به دلیل احاطه موضوع علم عرفان نظری بر موضوعات علوم و نظام های عقلی دیگر و شمولی که به این واسطه نسبت به آن دستگاه ها دارد، می توان همین نحوه تبیین حقیقت زمان را متناسب با مبادی و حیطه واقعیت مورد شناخت دستگاه های دیگر، به آن ها نیز تسری داد. ازاین رو دو دستگاه تشکیک خاصی و مشائی انتخاب گردیدند، تا ضمن بیان چگونگی تبیین حقیقت زمان براساس دیدگاه فوق در دستگاه عرفان نظری و دو دستگاه مذکور، تطبیقی دراین مسئله عقلی بین این سه نظام فکری صورت پذیرد. برای این منظور، ابتدا روابط موثر در دربرقراری نسبت های سه گانه، مشخص شدند. سپس این نسبت ها، به سه اعتبار مشاهده موجودات در دستگاه عرفانی برگردانده و با نشان دادن این اعتبارها در دوستگاه دیگر و امکان برقرای یک تناظر بین حقایق دخیل در معرفی زمان در دستگاه عرفانی با آن دودستگاه، تطبیق مورد نظر انجام پذیرفته است
۴۳.

مطالعه تطبیقی عالم مُثُل و مثال در اندیشه سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشه مارتین هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
مسأله: عاَلمِ مُثُل و مثال، از مباحثِ مهمّی است که از ابتدایِ تاریخِ فلسفه حضور داشته است. برخی غفلت از عالَمِ میانه را موجبِ بحران در اندیشه غرب دانسته اند. این مسأله در فلسفه تطبیقی دوچندان اهمّیت می یابد. این رویکرد، بدونِ وجودِ ساحتِ فراتاریخ و عالَمِ میانه، ممکن نخواهد بود. روش: این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی، با گردآوریِ کتابخانه ای و رویکردی تطبیقی به مطالعه مُثُلِ افلاطونی و عالَمِ مثال در اندیشه سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشه هیدگر خواهد پرداخت. یافته ها: در اندیشه سهروردی عالَمِ مثال، ساحتی خیالین، حقیقی و عینی است که برخلافِ مُثُل، دارای مقدار و شکل است. هیدگر، از منتقدانِ مُثُلِ افلاطونی است؛ با این حال، در رابطه با زبان، از ساحتی خیالین، حقیقی و عینی سخن می گوید که دارایِ مقدار و شکل می باشد. در مواردی از ساحتی حقیقی تر، مانندِ ذاتِ هنر، سخن گفته که فاقدِ مقدار و شکل است. نتیجه: هیدگر نیز به امری چون عالَمِ مُثُل و مثال معتقد است؛ امّا منتقدِ تفسیری از آن است که بر حقیقت به معنایِ مطابقت تأکید می کند. هیدگر نحوه حضورِ مراتبِ هستی و شناختِ آن ها را مبتنی بر آشکارگی می داند. سهروردی نیز بر نور تأکید کرده و شناخت را از سنخِ علمِ حضوری ای دانسته که مبتنی بر مطابقت نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان