سوگ طولانی مدت، افسردگی و حس انسجام در دانشجویان
منبع:
مشاوره توانبخشی سال اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
124 - 136
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال سوگ طولانی مدت به عنوان اختلالی جدید در آخرین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی مطرح شده است که با علائم اصلی اشتیاق و نشخوار ذهنی شدید به فرد فوت شده و درد عاطفی، اختلال در عملکرد روزانه مشخص می شود. تحقیقات نشان داده است که افسردگی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های بالینی سوگ است. حس انسجام یکی از عواملی است که در مدیریت و تجربه سوگ می تواند نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه حس انسجام و افسردگی و سوگ طولانی مدت در دانشجویان پرداخته است.
روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. ۱۱۳ نفر از دانشجویان استان زنجان در سال ۱۴۰۰ به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و پرسشنامه های حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، سوگ بارت و اسکات (۱۹۹۸) و افسردگی بک (۱۹۹۶) را پاسخ دادند. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 22، با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد افسردگی (0/75-=p<0/001،r) با سوگ طولانی مدت رابطه مثبت معنی دار و حس انسجام نیز با سوگ طولانی مدت رابطه منفی معنی دار (0/55-=p<0/001،r) دارند. بین حس انسجام و افسردگی رابطه منفی معنی دار (0/27-=p<0/001،r) وجود دارد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد ۸۳ درصد از واریانس اختلال سوگ طولانی مدت را متغیر های اختلال افسردگی و حس انسجام با هم به طور مشترک تبیین می کنند. به نظر می رسد میزان حس انسجام نقش مؤثری بر سپری کردن دوره سوگواری و پیشگیری یا ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت دارد، بدین ترتیب ضعف در حس انسجام با افزایش احتمال ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت همراه است