واسازی دال های گفتمانی اصلاح طلبان در ادبیات رسانه ای اصوالگرایان جمهوری اسلامی ایران (از سال 1388 تا 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب نظری لاکلائو و موفه، به تحلیل واسازی دال های گفتمانی اصلاح طلبان (مانند توسعه سیاسی، دموکراسی، جامعه مدنی) در رسانه های اصولگرای ایران از سال ۱۳۸۸ تاکنون می پردازد. هدف اصلی، کشف سازوکارهای گفتمانی اصولگرایان برای مشروعیت زدایی از رقیب و تثبیت هژمونی خود است. با روش تحلیل گفتمان پسا-ساختارگرا، ۲۶ مقاله رسانه های اصولگرا (نظیر کیهان، تسنیم، فارس) به روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع و شدت انتخاب شد. داده ها با تمرکز بر مفاهیمی مانند دال مرکزی، دال شناور، ضدیت و اسطوره سازی سیاسی، تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل گردید. اصولگرایان با شش سازوکار کلیدی به واسازی گفتمان اصلاح طلبی پرداخته اند؛ نفاق پیشگی: استفاده ابزاری از مفاهیمی مانند حقوق زنان بدون پیوند ساختاری؛ براندازی نرم: تصویرسازی اصلاح طلبان به عنوان عاملان انقلاب مخملی پس از ۱۳۸۸؛ خیانت به نظام سیاسی: اتهام همکاری با نهادهای خارجی؛ سکولاریسم پنهان: تقلیل گفتمان اصلاح طلبی به اسلام آمریکایی؛ اشرافی گری:اتکا به بورژوازی و غفلت از محرومان؛ آنمی گفتمانی: بی ثباتی پارادایمی و فقدان مانیفست منسجم. تمایز این پژوهش در تمرکز بر بازنمایی رسانه ای گفتمان رقیب است، برخلاف مطالعات پیشین که صرفاً به تقابل مستقیم گفتمان ها پرداخته اند. این رویکرد، نقش محوری رسانه ها را در نزاع هژمونیک پس از بحران ۱۳۸۸ آشکار می سازد. اصولگرایان با تثبیت دال مرکزی «ولایت فقیه» و پیوند زدن دال های شناور اصلاح طلبان به مفاهیمی مانند غرب زدگی، نه تنها به مشروعیت زدایی از رقیب پرداخته اند، بلکه هژمونی گفتمان خود را تقویت کرده اند. این فرآیند، مرزهای ضدیتی را در فضای سیاسی ایران عمیق تر ساخته است.