بررسی مقایسه ای روش شناسی علم الکلمه و علم اللسان در حوزه فهم متن (براساس نظریه روح المعانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
291-330
حوزههای تخصصی:
در عربی، اصطلاح «علم اللسان» به طور گسترده ای معادل زبان شناسی در نظر گرفته می شود. در «علم اللسان»، تمرکز عمدتاً بر بُعد مادی زبان یا «لسان» است که متکی بر صورت های لفظی و ابزار بیان می باشد. هرچند این رویکرد در تحلیل ساختارهای زبانی مؤثر است، اما تمامیت حقیقت یک «کلمه» را آشکار نمی کند، چرا که از مراتب غیرمادی و باطنی آن غفلت می شود. در حکمت متعالیه و قرآن، کلمه واجد «روح معنا»ست که از مراتب عالی معنای شهودی–الهی و عقلی آغاز شده و تا مراتب مثالی و مادی امتداد می یابد. نبود رویکردی که این مراتب را به صورت یکپارچه ببیند، خلأیی نظری در مطالعات زبان ایجاد کرده است.این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و در چارچوب حکمت متعالیه، به واکاوی مفهومی «کلمه» و «لسان» در منابع قرآنی و فلسفی می پردازد و بر مبنای نظریه «روح المعانی» مراتب سه گانه مادی، مثالی و عقلی کلمه را طبقه بندی می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در «علم الکلمه»، برخلاف مسیر رایج لسانیات که از لفظ به معنا حرکت می کنند، جهت فهم زبان از معنای شهودی الهی و معنای عقلی (روح المعانی) آغاز می شود و سپس به مراتب نازل آن، از جمله لفظ ظاهری، نزول می کند. این رویکرد، ضمن پذیرش اهمیت مرتبه لفظی، امکان تبیین پیوستگی طولی میان ساحت های مادی و فرامادی زبان را فراهم می سازد و متن را به ویژه در متونی چون قرآن کریم از آسیب های معنایی ناشی از پیش فرض های تاریخی و ذهنی مفسر مصون می دارد و می تواند مبنایی برای بازسازی مفاهیم قرآنی و توسعه نظریه های معنامحور در علوم انسانی فراهم آورد.