مدیریت انگیزش کارکنان در چهارچوب نظام ارزیابی عملکرد مبتنی بر نظریه انتظار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، کاربست تئوری انتظار، در نظام ارزیابی عملکرد کارکنان، به منظورِ بهبودِ ارزیابی و دست یابی به راه کارهای عملیاتی، برای ایجاد انگیزش، در کارکنان است. طرح پژوهش/روش شناسی/رویکرد: پژوهش، بر اساسِ چهارچوب نظری شناختی/اجتماعی، با رویکرد رفتار سازمانی، مبتنی بر شواهد، به روش آمیخته، انجام شده است. در بخش کیفی از روشِ تحلیلِ مضمونِ بازتابی، و منابع علمی معتبر، استفاده شده است. در بخش کمی، برای اعتبارسنجی، از روش دلفی فازی و پرسش نامه، استفاده شده و جامعه آماری شامل 31 نفر از خبرگان بوده است. یافته ها: با بررسی و تحلیل 62 عنوان سند، از مجموع 573 بخش کدگذاری شده، 44 مضمون فرعی، هفت مضمون اصلی شاملِ راه کارهای عملیاتی، و یک مضمون فراگیر، با عنوان "مدیریت انگیزش کارکنان" استخراج شده است. با تایید 41 مضمون از مجموع 44 مضمون فرعی در دور دوم دلفی فازی، مضامین پژوهش، مورد تایید خبرگان، قرار گرفته است. ارزش/اصالت پژوهش: در این پژوهش، با ارائه راه کارهای عملیاتی، به گروهی از محدودیت های تئوری انتظار، مانند پیچیدگی و سختی بکارگیری، پاسخ داده شده است. کاربست تئوری انتظار، در قالبِ مضامین مستخرج، ضمن ایجاد انگیزش، زمینه را برای اثربخشی نظامِ ارزیابی عملکرد، فراهم می نماید. ایجاد تمایز عملکردی، و ادراکِ عدالت، از دیگر مزایای حاصل از پژوهش، محسوب می شود.