روند گسترش نگرش باطنی گری در ایران سده های میانی (قرون 9-10 ق)
منبع:
پژوهش های نوین در مطالعات تاریخ اسلام و ایران سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴)
79 - 91
حوزههای تخصصی:
نگرش باطنی در دیدگاه های متأخر و سپس در ساحات تصوف، امامیه و اسماعیلیه با تفاوت های عمیق و گاهی مشابه به رشد باطن گرایی در قرون 9 و 10 ق انجامید. هدف این مقاله، تحلیل روند گسترش نگرش باطنی در ساحات نامبرده و بررسی پیوندهای فکری میان این مکاتب است. بنابراین با جست و جوی بهره مندی واژه نگرش باطنی در نزد ساحات نامبرده این نتیجه حاصل شد که چگونه این نگرش از مرورهای فکری محدود به حلقه های فراتر رفت و به پذیرش گسترده رسید. تحقیق حاضر که با رویکرد بنیادی و روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع فارسی- عربی و مقایسه ای بین سطوح معرفتی باطن گرایی انجام شد، به این نتایج دست یافت: تمایلات هر سه ساحت برای پیوستگی به یکدیگر، مرهون عوامل مقطعی دوران بوده و آنچه سبب پیوستگی مفاهیم باطنی در ساحات سه گانه می شد، مبتنی بر اقتضای سیاسی، فرهنگی و اعتقادی دوره های مختلف بوده است. پیوستگی مفاهیم باطنی در ساحات سه گانه، به رغم اختلافاتی در چیستی شناسی و روش های تعبیری میان امامیه، اسماعیلیه و تصوف، همواره وجود داشت و وجود مفاهیم مشترک، نیازمندی فضای جامعه، بهره مندی سلسله های شیعی و فرماندهان و حاکمان ادوار مختلف، این تقرب چند سویه را شدت بخشید.