ابوالفضل مرشدی

ابوالفضل مرشدی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

سقفِ معیشت، بوروکراسی و ایدئولوژی بر علوم انسانی و اجتماعی در ایران مطالعه تجربه زیسته اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
دانشگاه در ایران وضعیتی پروبلماتیک و مسئله مند دارد و پژوهش گران تاکنون به شیوه های مختلف این مسئله مندی را بیان و صورت بندی کرده اند. این وضع برای علوم انسانی و اجتماعی آشکارتر است برای این که این علوم بیش از دیگر علوم زمینه مند هستند. هدف این تحقیق آن است که با واکاوی تجربه زیسته اعضای هیأت علمی علوم انسانی و اجتماعی، تصویری نزدیک و میدانی از وضع این علوم در ایران به دست دهیم. به این منظور، از راهبرد نظریه زمینه ای با ره یافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان تحقیق را کلیه اعضای هیأت علمی رشته های مختلف علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه یزد تشکیل می دهندکه از میان آن ها 20 نفر به صورت هدف مند و نظری انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت و مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. داده ها با استفاده از تکنیک کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اعضای هیأت علمی علوم انسانی و اجتماعی خود را ذیل سقفی تصور می کنند که یک بُعد آن را تنگنای معیشت، یک بعد آن را محدودیت ها و ملاحظات ایدئولوژییک و بعد دیگر آن را محدودیت ها و فشارهای بوروکراسی تشکیل می دهد. دو راهبرد اعضای هیأت علمی در مواجهه با این پدیده عبارت بوده از «نگاه ابزاری به علم و دانشگاه» و «سکوت و بی تفاوتی در مورد مسائل کشور به ویژه در مورد دستور کارهای رسمی حاکمیت». حاصل این وضع عبارت است از اختلال در فرآیند اجتماعی شدن علمی دانشجویان، شکل نگرفتن فضای نقد و گفتگو و خلاقیت در این رشته ها و جزیره ای شدن و افتراق هر چه بیش تر رشته های مختلف علوم انسانی و اجتماعی در ایران. 
۲۲.

ضرورت مواجهه ای جامعه شناختی با صنعت و فناوری در ایران: پیشنهادهایی برای آینده

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه: با اینکه صنعت و فناوری زیربنای مادی جامعه مدرن محسوب می­شود و در ساخت مدرنیته ایرانی نیز نقش کلیدی ایفا نموده است، جامعه ­شناسان ایرانی توجه چندانی به آن نداشته و کمتر آن را موضوع مطالعه قرار داده اند. حاصل آنکه، مباحث جامعه ­شناختی صنعت و فناوری که می­تواند اثرات شگرفی بر تحولات جامعه ایران داشته باشد، به یکی از مباحث حاشیه ­ای در جامعه ­شناسی ایران تبدیل شده است. تداوم این امر باعث می­شود شناخت تحولات جامعه ایرانی و تبیین آنها از منظر جامعه ­شناختی با چالش­ های مهمی مواجه باشد. براین مبنا، پژوهش حاضر به دنبال آن است که ضمن برشمردن اهمیت توجه جامعه شناختی به این دو مقوله در ایران و مروری بر برخی مطالعات جامعه ­شناختی در این دو حوزه، علل در حاشیه ماندن این رشته را واکاوی کند و پیشنهادهایی را برای ورود جدی ­تر جامعه ­شناسان ایرانی به مباحث صنعت و فناوری ارائه نماید. روش: این پژوهش از نوع تحلیلی-نظری است که با توجه به ماهیت موضوع به روش «اسنادی» انجام شده است. در پژوهش اسنادی، پژوهشگر داده­ های خود را درباره کنشگران، وقایع، و پدیده ­های اجتماعی، از بین منابع و اسناد جمع ­آوری می­کند و ضمن دسته ­بندی آنها مبتنی بر بینش­ های نظری، تحلیل خود را ارائه می­دهد. یافته­ ها: با توجه به نتایج، برخی از دلایل عمده مغفول ماندن جامعه ­شناسی صنعت و فناوری در ایران، موارد زیر است: 1) عدم تجربه زیستة جامعه ­شناسان در حوزه صنعت و فناوری و عدم ارتباط موثر و معنادار میان رشته ­های علوم انسانی و اجتماعی با رشته ­های فنی-مهندسی. 2) قرار دادن مقوله صنعت و فناوری ذیل مقولة کلی نظام سرمایه ­داری در تحلیل ­های جامعه ­شناختی. 3) فروکاست توسعه صنعتی و فناوری به ابعاد فنی و زیرساختی و واگذاری مطالعة این ابعاد به اقتصاددانان و فروکاست جامعه ­شناسیِ صنعت به جامعه ­شناسیِ «کار و شغل» یا جامعه ­شناسی «سازمان». 4) غلبه پارادایم «آسیب ­شناسی» و «تأثیرات اجتماعی» در جامعه­ شناسی ایران.نتیجه گیری: ­با توجه به اهمیت فراگیر صنعت و فناوری در جامعه ایران و اثرات شگرف آن بر تغییر و تحولات جامعه، ضرورت دارد صنعت و فناوری در سه سطح خرد، میانی، و کلان مورد توجه جامعه ­شناسان قرار گیرد که برخی از مهمترین آنها از این قرار است: 1) در سطح خرد، «بهره ­وری نیروی انسانی» در درون واحدهای صنعتی. 2) در سطح میانی، «شبکه روابط» میان واحدهای صنعتی مانند مطالعه «مناطق و خوشه ­های صنعتی»، «تشکلها و انجمن ­های صنعتی» و «زیست ­بوم فناوری» و چگونگی درهم­ تنیده شدن مؤلفه ­های اقتصادی و صنعتی با مؤلفه ­های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی هر منطقه. 3) در سطح کلان، مسئولیت اجتماعی صنعت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان