سوژه گی: آگاهی، تاریخ و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مفهوم سوژه گی و ورود آن به اندیشه فلسفی و اجتماعی یکی از تحولاتی است که رنسانس با خود به همراه آورد، تحولی که طی آن سوژه گی، به مثابه مبنای آگاهی و کنش به یکی از مسائل مورد مناقشه در بین نظریه پردازان فلسفه و علوم اجتماعی تبدیل شد. از این منظر، رویکردهای گوناگون به سوژه گی، از حیث پرداخت به موضوعاتی نظیر آزادی و اراده، آگاهی، انقیاد، ساخت خود، بودن، هستی، ایدئولوژی و ساخت اجتماعی، جزو مجادله برانگیز ترین نظریه های جامعه شناختی و انتقادی عصر حاضر بوده اند. روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. گردآوری مطالب به شیوه اسنادی بوده است و در این راستا از کتب، مقالات و متون مختلف نظری استفاده شده است. مطالعه حاضر در پاسخ به مسئله مناقشه برانگیز سوژه گی انجام شده است. بر این مبنا می توان رویکردها و نظریه های مرتبط با سوژه گی را در قالب سه الگوی کلی طبقه بندی کرد: 1-الگوی کلاسیک و وجودی، 2-الگوی بودن و 3-الگوی تجویزی. بر اساس این سه الگو مبنای اقدامات و آگاهی سوژه در طیفی بین «منِ مطلق» تا «انقیاد و کنترل مطلق» قرار می گیرند. نظریه های کلاسیک و وجودگرا در سمت منِ مطلق قرار دارند. اما با ظهور هگل رویکردهای مرتبط با سوژه گی از منِ مطلق و سوژه مسئول فاصله می گیرند. در واقع، نظریه هگل به عنوان یک نظریه میان سوژه گی نقطه آغاز و زمینه ساز شکل گیری حرکت به سمت الگوهای بودن و تجویزی قرن بیستمی در ارتباط با سوژه گی است.