تجربه زیسته معلمان ابتدایی از بازیگوشی در فرایند تدریس: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبردهای نوین تربیت معلمان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
273 - 292
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت خلاقیت و تعامل انسانی در فرآیند یاددهی-یادگیری، بازیگوشی به عنوان یک ویژگی مثبت و سازنده در رفتار حرفه ای معلمان مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی استان البرز از مفهوم «بازیگوشی» در محیط آموزشی در سال تحصیلی 1404-1403 بود. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 15 معلم ابتدایی از استان البرز بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش کلایزی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بازیگوشی معلمان در قالب (11 مقوله اصلی، 53 مقوله فرعی، 241 کدباز) قابل تحلیل است؛ مقوله های اصلی عبارتنداز: 1)انعطاف پذیری در فرایند آموزش 2)خلق موقعیت های غیررسمی3)استفاده خلاقانه از ابزارها4 )مدیریت کلاس با رویکرد طنز و شاد 5)جلب اعتماد ذی نفعان با نتایج اثربخش 6)بازآفرینی رابطه معلم و شاگرد 7)چالش با هنجارهای رسمی نظام آموزشی 8)برقراری ارتباط صمیمی و غیررسمی با دانش آموزان9)تأثیر عوامل شخصی؛ سازمانی 10)تأثیر بازیگوشی بر شخصیت و جسم روان معلم 11)پویایی محیط یادگیری. این مضامین نشان می دهند که بازیگوشی نه تنها به منزله ی بی نظمی یا عدم جدیت نیست، بلکه نوعی راهبرد خلاقانه برای افزایش انگیزش، مشارکت و یادگیری مؤثرتر در کلاس درس محسوب می شود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در طراحی دوره های توانمندسازی معلمان و بازنگری در سیاست های آموزشی با تأکید بر اهمیت مهارت های نرم و خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد.