امیر قربان پور لفمجانی

امیر قربان پور لفمجانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه علوم تربیتی و مشاوره، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۶ مورد از کل ۴۶ مورد.
۴۱.

الگوی ساختاری احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرا زناشویی در زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مسیرهای احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی در متأهلین شهرستان رامسر انجام شد. این پژوهش از نوع مقطعی بوده و به شیوه تحلیل مسیر انجام شد. در این پژوهش 230 نفر از متأهلین کارمند شهرستان رامسر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. متغیرها با استفاده از پرسشنامه های احساس تنهایی (راسل، 1980)، تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، نگرش به روابط فرازناشویی واتلی (2008) و معنای زندگی استیگر و همکاران (2006) اندازه گیری شدند. تحلیل آماری داده ها به کمک نرم افزار SPSS-26 و AMOS-24 و با روش تحلیل مسیر انجام شد. طبق یافته های این پژوهش مدل مسیر احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی برازش دارد. احساس تنهایی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر مثبت و معنادار دارد ، تعهد زناشویی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معنادار دارد و معنای زندگی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معناداری دارد. نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده در فعالیت های بالینی و تربیتی باشد، تا با مورد توجه قراردادن مفاهیم احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی درجهت پیشگیری و حل مسئله روابط فرازناشویی بشتابند.
۴۲.

The mediating role of positive and negative religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability of forgiveness on family strengths(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
Aim: The family is the most basic and durable social-emotional unit that plays an important role in the entire development of a person and establishes her personality. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of religious coping strategies in the relationship between psychological capital and the ability to forgive with family strength. Method: The research method is descriptive and correlation type, which was done using structural equation modeling. The statistical population of the research was all married employees with children in the executive bodies of Rasht; 400 people (200 men and 200 women) were randomly selected. To collect data, Pargament et al.'s religious coping strategies, Luthans' psychological capital, Ray's forgiveness, colleagues' questionnaires, and Sham et al.'s family strength scale were used. SPSS26 and AMOS24 software were used for data analysis and model fitting, and the bootstrap method in the MACRO program was used by Preacher and Hayes to investigate the role of mediating variables. Results: The research results showed that the proposed research model has a favorable fit. Psychological capital(P=0.001, β=0.155)  and the ability to forgive(P=0.003, β=0.139) have a direct effect on family strength, and Psychological capital(P=0.001, β=0.0745) and the ability to forgive(P=0.006, β=0.0655)  have an indirect effect on family empowerment through positive religious coping strategy. Also, a negative religious coping strategy does not mediate the relationship between psychological capital(P=0.210, β=0.0169) and the ability to forgive(P=0.0144, β=0.396) with family empowerment. Conclusion: Therefore, this conceptual model can be used in the process of family counseling interventions and couple therapy to improve the quality of life as well as the strength of the family
۴۳.

سنخ شناسی مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۱
زمینه: مشارکت مادران در آموزش کودکان دارای اختلال رشدِ عقلانی گونه های متنوعی دارد. این تنوع روش ها، نشان دهنده دغدغه مادران نسبت به تکمیل وظایف مادری است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی گونه های مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و کدگذاری مضمونی برای تحلیل و سنخ شناسی داده های پژوهش استفاده شد. جامعه آماری مادرانِ کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در مدرسه کودکان با نیاز ویژه (آموزشگاه دکتر خزائلی) شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بود. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در پایان تعداد شرکت کنندگان به 20 نفر رسید. در پایان مصاحبه، برای اعتبار پژوهش، موافقت مصاحبه شوندگان از محتویات اظهاراتشان دریافت شد. یافته ها: نتایج مصاحبه ها پس از استخراج، در 5 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی طبقه بندی شد. مضامین اصلی، پیرامون انواع مشارکت مادران شامل رجوع به مدرسه، تمسک به مؤسسات خصوصی، تسکین توسط جادو، مقابله های مذهبی تفویضی و انفعال بود. هر یک از این مضامین، از طریق تحلیل و ترکیب چند زیرمضمون حاصل شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که مادران از روش های گوناگون و گاهی ترکیبی برای جبران کاستی های آموزشیِ فرزندان خود استفاده می کنند. این یافته ها می تواند پیامدهای کاربردیِ مهمی برای کارگزارانِ آموزشِ کودکان با نیاز ویژه، متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و مشاوران داشته باشد؛ از جمله به کارگیریِ مؤثر مشارکت والدین به منظورِ ارتقای آموزش کودکان دارای اختلال رشد عقلانی.
۴۴.

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه ی بین انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود فرزندان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تشکیل داد که در سال 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 220 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار آن ها قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های ابراز وجود (AI، گمبریل و ریچی، 1975)، جو عاطفی خانواده (BEFCQ، هیل برن، 1964)، خودکارآمدی (GSE، شرر و همکاران، 1982) و انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر خودکارآمدی اثر مثبت و معنادار (05/0>P و 05/0>P) داشتند. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر ابراز وجود اثر مثبت و معنادار (05/0>P) داشتند. همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده نیز به واسطه خودکارآمدی بر ابراز وجود اثر غیرمستقیم و معناداری (001/0P<) داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد خودکارآمدی در رابطه با انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان نقش واسطه ای داشت.
۴۵.

چالش های خانواده های تک والد مادر در رامسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
در خانواده های تک والد مادر، پدر به دلایلی مانند فوت یا طلاق، حضور ندارد. این پژوهش با هدف بررسی چالش های خانواده های تک والد مادر انجام گرفت. راهبرد پژوهش حاضر، کیفی و روش آن، تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی است. جامعه پژوهش شامل تمامی مادران تک والد تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان رامسر در سال 1403 می شود. مصاحبه با این مادران تا زمانی که داده ها به اشباع رسیدند، ادامه یافت و در مجموع در فرایند پژوهش با هفده مادر تک والد مصاحبه شد. پس از تحلیل مصاحبه ها در زمینه چالش های مادران تک والد، شش مضمون اصلی یافت شد که شامل چالش های اقتصادی و شغلی، چالش های روانی، چالش های جنسی، چالش های اجتماعی، چالش های خانوادگی و چالش های مرتبط با فرزند می شود. برای رفع چالش های پیش روی مادران تک والد و کمک به بهبود کیفیت زندگی آنها و فرزندانشان، این پژوهش پیشنهاد می کند که دولت با اتخاذ رویکردی جامع، اقدامات زیر را در دستورکار خود قرار دهد: ایجاد فرصت های شغلی انعطاف پذیر و آموزش های حرفه ای و مهارتی، ارائه خدمات مشاوره ای رایگان، تقویت شبکه های حمایتی اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی از طریق برنامه های آموزشی و اطلاع رسانی و بازنگری در قوانین به منظور تضمین حقوق قانونی و عدالت اجتماعی برای مادران تک والد و فرزندانشان.
۴۶.

بررسی کیفی نگرش های انسان شناختی زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۲
افسردگی از جمله اختلالات روان شناختی است که می تواند تحت تاثیر تصور فرد از خود به عنوان یک انسان قرار بگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه انسان شناسی دختران دارای افسردگی بود. بدین منظور، از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1401 که بر اساس تشخیص دی اس ام سابقه افسردگی داشتند، به طور هدفمند نمونه گیری آغاز و تا اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع 16 دختر با سابقه افسردگی انتخاب و به شیوه نیمه ساختارمند مصاحبه انجام و نهایتاً با روش تحلیل محتوای کیفی جهتمند، تحلیل شد. یافته ها نشان داد که دیدگاه انسان شناسی حول 6 مقوله اصلی ماهیت انسان (با مقوله های فرعی موجودی لذت گرا، سرگردان و بی هدف، موجودی منفی، موجودی فانی)، هدف زندگی (با مقوله های فرعی زندگی در لحظه، بی معنایی، پوچی)، غایت زندگی (با مقوله های فرعی مرگ، رسیدن به هدف و سیاهی)، منشا ارزشمندی انسان (با مقوله های فرعی جلب توجه دیگران، ظاهر زیبا، احساس شخصی، فاقد ارزشمندی)، ملاک عمل (با مقوله های فرعی سودمندی در عمل، تایید دیگران، حس رضایت شخصی، همنوایی) و منشا وجود (آغاز) انسان (با مقوله های فرعی خدا، تکامل (داروین)، ازدواج) قرار داشت. توجه ویژه به مقوله های کشف شده، مانند منشأ ارزشمندی و هدف زندگی، به متخصصان بالینی این امکان را می دهد تا به لایه های زیرین افکار خودآیند منفی راه یابند و درمان را به قلمرو معنا و هویت بکشانند. بر این اساس، پیشنهاد می شود "بازسازی روایت انسان شناختی" به عنوان یک مولفه مکمل و قدرتمند در بسته های مداخله ای برای افسردگی جدی گرفته شود. چنین رویکردی، درمان افسردگی را از سطح اصلاح شناخت، به سطح تغییر پارادایم وجودی ارتقا می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان