امکانات حکمت متعالیه برای مواجهه با نیهیلیسم به مثابه نیست انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای فلسفه دین سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
169 - 202
حوزههای تخصصی:
نیهیلیسم در زندگی انسان معاصر در نظر و عمل، به شدت مطرح است. هرچند پیش از آنکه نیچه این اصطلاح را در کانون توجه قرار داد، بیش تر نیهیلیسم را در منظری تاریخی تمدنی می فهمیدند، با تأملات هایدگر این اصطلاح به گونه ای فلسفی مورد توجه قرار گرفت و نحوه به فهم در آمدن «نیستی» در نسبت با پرسش از هستی به عنوان امکانی برای مواجهه با آن در نظر گرفته شد. بر اساس این تحلیل، مجالی برای مشارکت سنّت های دیگری نیز فراهم آمد؛ تا امکانات خود را برای به فهم درآوردن نیستی، و به تبع آن مواجهه با نیهیلیسم، به اشتراک گذارند. نحوه مشارکت پاره ای از این سنّت ها توسط متفکرانی که با این تحلیل هم دل بوده اند مورد پژوهش قرار گرفته است. در این مقاله، در ابتدا تلاش می شود تلقی حکمت متعالیه از مسئله «عدم» صورت بندی شود و بررسی شود که آیا در این زمینه امکانات بالقوه ای برای مواجهه با نیهیلیسم وجود دارد یا نه. در ادامه تلاش خواهیم کرد نشان دهیم که با استمداد از پژوهش های تطبیقی متفکرانی مثل هانری کربن و توشی هیکو ایزوتسو، مفهوم لابشرط مقسمی به نحوی می تواند به عنوان اصطلاحی در نظر گرفته شود که امکاناتی را در اختیار حکمت متعالیه برای «درگذشتن» (و نه فراگذشتن) از نیهیلیسم می گذارد. نشان خواهیم داد که با عنایت به این امکانات، و دیگر امکاناتی که در سنّت عرفانی برجسته است، می توان از مواجهه با نیهیلیسم از منظر حکمت متعالیه سخن به میان آورد.