علی اصغر رجبی

علی اصغر رجبی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

الاستراتيجية العسكرية للسلاجقة في الحروب الداخلية والنزاعات الخارجية(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
کان السلاجقه من أهم السلالات ذات الأصل الترکی فی تاریخ إیران فی القرن الخامس الهجری. ففی أراضی إیران بعد القرن الثانی الهجری، وفی الوقت الذی کانت فیه عده دول تسعى إلى زیاده قوتها، أخذ الترکمان السلاجقه یکتسبون القوه تدریجیًا، وتمکنوا من هزیمه الحکومات المهمه فی ذلک العصر مثل الغزنویین والاستیلاء على السلطه. وقد حقق السلاجقه فی البدایه التفوق بفضل قدراتهم القبلیه ونظامهم الخاص، ثم أسسوا لاحقًا، بالاعتماد على هذه القدرات والتدابیر والفنون العسکریه، دولهً عُدّت من المراحل المهمه فی تاریخ إیران. وکان الجیش السلجوقی یتمتع، من الناحیه العسکریه، بهیکلیه منظمه واستراتیجیه متنوعه استخدمها فی الحروب الداخلیه والخارجیه . ویتمثل السؤال الرئیس للبحث فی: کیف کانت الأسالیب الحربیه للسلاجقه فی المعارک الخارجیه والنزاعات الداخلیه، وما العوامل التی أسهمت فی تشکیل هذه الأسالیب؟ وتتمثل الإجابه الموجزه عن هذا السؤال فی أن الجیش السلجوقی، بسبب جذوره العشائریه وحیاته البدویه القائمه على الترحال، کان یرکز على سلاح الفرسان الخفیف والثقیل. کما أنهم استخدموا فی النزاعات الداخلیه، إلى جانب العمل العسکری، التکتیکات الدبلوماسیه والتحالفات القبلیه من أجل تثبیت سلطتهم. وفی هذا البحث، جرى السعی إلى دراسه التدابیر والفنون العسکریه للسلاجقه بالاستناد إلى المصادر الأصلیه، وکذلک إلى آراء الباحثین، وباعتماد مقاربه تاریخیه ومنهج وصفی تحلیلی .
۲۲.

تأثیر تحولات فرهنگی بر نوسازی در ایران قاجار (مطالعه موردی از دوره فتحعلی شاه تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
سلطنت فتحعلی شاه (۱۲۵۰-۱۲۱2 ه.ش) با تحولات علمی و صنعتی در جهان هم زمان بود. جامعه ایران از چارچوب ایلی و عشیره ای خود بیرون نیامده و با مظاهر و تمدن های جدید و پدید های نوآشنا نشده بود. از اواسط سلطنت فتحعلی شاه به بعد بود که ایران با تمدن و فرهنگ اروپایی آشنا شد و این آشنایی از طریق رفت وآمد با اروپاییان و کشورهای همسایه بیشتر شد. گروهی از کارگزاران با آگاهی از تحولات غرب به این نتیجه رسیدند که پیشرفت فنی و علمی اروپاییان سبب برتری آنان شده است و ایران در صورتی قادر به موفقیت است که دست به اصلاحات بزند. پرسش این است که چگونه تحولات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی در این بازه زمانی به شکل گیری ایران مدرن کمک کرد و آیا این آشنایی مثمر ثمر بود یا خیر؟ پژوهش حاضر به روش تحلیلی- تطبیقی درصدد پاسخ به این سؤال برآمده است. بررسی ها نشان داد که تحولات آموزشی، اجتماعی و فرهنگی در دوره قاجار زمینه ساز بیداری ملی شد و در نهایت به انقلاب مشروطه و شکل گیری ایران مدرن انجامید. این تحولات نه تنها در بهبود آگاهی و دانش عمومی مؤثر بود بلکه باعث شد زیرساخت لازم برای توسعه و پیشرفت کشور در دوران بعدی نیز فراهم شود.
۲۳.

تحول پارادایم های تاریخ نگاری پدیده بابیه: از نگاه رسمی قاجاری تا تاریخ نگاری انتقادی معاصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۵
این مقاله به بررسی سیر تحولات تاریخ نگاری پدیده بابیه در ایران، از دوره ی قاجار تا عصر حاضر می پردازد. با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، استدلال می شود که تاریخ نگاری، این پدیده متأثر از بافتارهای سیاسی، ایدئولوژیک و معرفتی هر عصر، دستخوش تحولات پارادایمی شده است. در دوره ی قاجار، روایت رسمی و دولتی، بابیه را به مثابه «فتنه» و «ضدیت با حکومت و دین» تصویر می کرد. با گذار به دوره ی پهلوی، رویکردی مدرن و ملی گرایانه ظهور یافت که بر جنبه های اجتماعی و سیاسی حرکت بابیه تأکید داشت. درنهایت، در دوران معاصر، با ظهور تاریخ نگاری انتقادی و آکادمیک، کوشش شده است با عبور از گفتمان های کلامی و ایدئولوژیک، این پدیده در چارچوبی علمی، چندبعدی و مبتنی بر اسناد بازخوانی شود. این مقاله با بررسی نمونه هایی از مهم ترین متون هر دوره، این گذار پارادایمی را تحلیل می نماید. هدف این مقاله بررسی تحوّل پارادایمی تاریخ نگاری بابیه با تأکید بر منابع فارسی است. نشان داده می شود که چگونه دگرگونی های روشی و معرفتی در پژوهش های ایرانی طی پنج دهه ی اخیر، زمینه ی عبور از روایت های تک بعدی و شکل گیری خوانش های علمی تر و چندلایه تر را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که تاریخ نگاری بابیه از سطح گزارش های ایدئولوژیک و غیردقیق قرن نوزدهم به سمت پژوهش های تحلیلی، مبتنی بر اسناد و حساس به زمینه های اجتماعی حرکت کرده است. مقاله نتیجه می گیرد که برای فهم دقیق تر جنبش بابیه، بهره گیری هم زمان از جامعه شناسی معرفت، تحلیل گفتمان و تاریخ نگاری خرد ضروری است.
۲۴.

واکاوی نقش حکام محلی قاجار در مهار شورش های بابیان: مطالعه ی موردی ولایت زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
شورش بابیان در زنجان (۱۲۶۶-۱۲۶۷ قمری/1229-1230 ش) به رهبری ملامحمدعلی زنجانی (حجت) از بزرگ ترین، مهم ترین و خون بارترین رویدادهای مرتبط با جنبش بابیه در ایران عصر ناصری به شمار می رود. این شورش پس از شکست بابیان در قلعه ی شیخ طبرسی رخ داد و نزدیک به ۹ ماه طول کشید که در آن، حکام محلی اعم از خوانین، مقامات حکومتی و علما نقشی اساسی در سرکوب شورش ایفا کردند. این مقاله با رویکردی تاریخی و تحلیلی، به واکاوی نقش حکام و عوامل محلی قاجار در مدیریت، گسترش و درنهایت مهار این شورش می پردازد. پرسش اصلی این است که حکومت محلی زنجان تحت امر امیراصلان خان مجدالدوله (حاکم وقت) چگونه با این پدیده برخورد کرد و اقدامات او چه تأثیری درروند رویدادها داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد دولت مرکزی بدون همراهی و مشروعیت سازی علما و حکام زنجان توان مهار شورش را نداشت؛ صدور فتوای جهاد از سوی میرزا ابوالقاسم موسوی زنجانی، بسیج مردمی، همکاری مالکان بزرگ و ورود نیروهای نظامی تحت فرمان مصطفی خان سرتیپ از مهم ترین عوامل سرکوب شورش بود. سیاست های ابتدایی حاکم، ترکیبی از مدارا و تلاش برای آرام سازی بود، اما با تشدید درگیری ها، رویکرد به سرکوب نظامی تمام عیار سوق پیدا کرد. این مقاله استدلال می کند که اگرچه فرمان های صادرشده از پایتخت نقش بخشنامه داشتند، اما نحوه ی اجرا و مدیریت محلی، به ویژه شخصیت، توان نظامی و دیپلماسی محلی حاکم، نقشی تعیین کننده در دامن زدن به بحران و سپس مهار خونین آن ایفا کرد. نتیجه ی پژوهش تعامل میان قدرت محلی و مرکزی در زنجان، یک الگوی مؤثر «حکمرانی چندسطحی» در عصر قاجار را نمایان می کند.
۲۵.

واکاوی نقش حکومت قاجار در سرکوب شورش بابیه:بررسی تحلیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با اتکا بر اسناد تاریخی و منابع کتابخانه ای به تحلیل نقش حکومت قاجار در رویارویی و سرکوب جنبش بابیه می پردازد و استدلال می شود که مواجهه ی حکومت قاجار با بابیه، فرآیندی پیچیده و چندوجهی بود که از مرحله ی بی توجهی اولیه به سرعت به مرحله ی سرکوب نظامی تمام عیار تبدیل شد. این سرکوب، تنها برآمده از ملاحظات دینی نبود، بلکه ترکیبی از عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شامل «حفظ مشروعیت سنتی»، «هم پیمانی با نهاد مذهبی»، «ترس از تضعیف حاکمیت در مناطق پیرامونی» بود و «ملاحظات بین المللی» در آن نقش داشت. مقاله ی حاضر با واکاوی این عوامل در سه عرصه ی «گفتمان سازی، سیاست گذاری و اجرا»، نشان می دهد که چگونه حکومت قاجار، بابیه را از یک «مسئله مذهبی» به یک «تهدید امنیت ملی» تبدیل کرد و با بسیج منابع نظامی و تبلیغی، به قلع وقمع آن اقدام نمود. نتایج پژوهش نشان می دهد که سرکوب بابیه نه صرفاً واکنشی امنیتی بلکه بخشی از سیاست کلان دولت قاجار برای حفظ نظم سلطنتی، مهار فرقه گرایی، جلوگیری از قدرت گیری گفتمان های توده ای و نیز تثبیت اتحاد دولت روحانیت بوده است. این سرکوب، ضمن مهار کوتاه مدت بحران، شکاف دولت و جامعه را تشدید کرد و در بلندمدت زمینه ساز تکوین گفتمان های عدالت خواهانه و اصلاح طلبانه در ایران شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان