عاطفه صداقتی

عاطفه صداقتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

تحلیلی بر نقش ملاحظات پوپولیستی در سیاست گذاری مسکن شهری (مطالعه موردی: طرح مسکن مهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
سیاستگذاری مسکن شهری، بعنوان یکی از مهم ترین عرصه های سیاستگذاری شهری همواره مطمح نظر برنامه ریزان و سیاست گذاران شهری بوده است. این در حالی است که برخی سیاست های پوپولیستی توسعه مسکن با هدف حداکثر سازگاری با شرایط گروه هدف به ویژه توان درآمدی آنها، دچار تقلیل گرایی نظری شده و در درازمدت اثرات منفی اقتصادی، کالبدی، زیست محیطی، سیاسی و اجتماعی- فرهنگی ای دارد که تدبیراندیشی کاهش این اثرات، بعضاً دشوار یا هزینه بر است. درهمین راستا ، «طرح مسکن مهر» در سندراهبردی مسکن کشور (1385) در قالب بند «د» قانون بودجه ی 1386 با تأکید بر گروه هدف کم درآمد، در نوشتار حاضر بررسی شده است. رویکرد تحقیق، کیفی با استناد به پرسش نامه محقق ساخت نیمه ساختاریافته به شیوه ی گفتگوی هدفمند در سطح متخصصین مطلع، است. از مجموع 22 کداصلی و 22 مفهوم شناسایی شده ی مرتبط، 15 مقوله ی اصلی در قالب 4 سوال تحقیق، استخراج و تحلیل محتوا شده اند. طبق یافته ها، در طرح مسکن مهر، 7 خصیصه معرف موضوع پوپولیسم قابل ردگیری در ایده، اجرا و روندهای طرح، شناسایی و تبیین شده است که تأکید بر نتیجه گرایی و بازدهی فوری طرح ها بجای کیفیت گرایی و همچنین قطبی سازی و جدال حاشیه و متن، بیش ازهمه مورد تاکید است. این همه سبب شده تا بازتولید قطب بندی اجتماعی، منجر به افزایش شکاف طبقاتی، تورم شدید و کسری بودجه گردد؛ آنچه نهایتاً با وجود موفقیت موردی در برخی نواحی، حداقل از جنبه فرهنگی و سبک زندگی، با معضلات اساسی روبه روست.
۲۲.

نگرشی کاربردی به احساس امنیت زنان در پارک های درون شهری، مورد مطالعه: شهر بجنورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
نگاشت حاضر، با هدف پایش میزان احساس امنیت زنان در پارک های درون شهری در وهله ی اول و سپس شناسایی پارامترهای مؤثر بر احساس امنیت زنان و اولویت های آن در وهله ی بعدی، انجام شده است. روش شناسی تحقیق، کمی و روش آن پیمایش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی با کاربرد خاص رویکرد طراحی محیطی (CPTED)، بوده است که بین 400 نفر از زنان 15 تا 65 ساله ی شهر بجنورد براساس شیوه ی نمونه گیری خوشه ای، طبقه بندی متناسب و تصادفی نظام مند انجام شده است. نتایج پژوهش با تأیید و اعتبارسنجی نهایی 360 پرسشنامه، نشان داد که از میان تمامی شاخص های مطرح شده برای رویکرد CPTED، تنها شاخص حمایت از فعالیت های اجتماعی است که هیچ نقشی در احساس امنیت زنان در پارک های مورد مطالعه در شهر بجنورد ندارد. اما خوانایی، نظارت و ادراک عمومی از فضا در میان سایر شاخص های روشنایی، مدیریت نگهداری، انزوا و تراکم جمعیت، نشانه ها و طراحی کلی فضا که وجود رابطه معنادار آنها با احساس امنیت زنان مورد تأیید قرار گرفت، از بالاترین میزان اثرگذاری بر احساس امنیت زنان برخوردار هستند. انزوا و تراکم جمعیت نیز دارای رابطه معکوس با احساس امنیت است. از این رو، احساس امنیت زنان را می توان نتیجه ی مدیریت و طراحی کلی فضا دانست که در سیاست ها و روند توسعه ی شهر نبایستی مورد غفلت قرار بگیرد؛ به دیگر سخن، حضورپذیری زنان در برخی فضاهای های عمومی شهر اگر پایین است، این امر نتیجه ی ساختارهای مدیریتی و نظام های معنایی آن در ارتباط خاص با نقش زنان در روند توسعه ی شهر و شکل دهی کالبدی به آن و در نتیجه القای احساس امنیت پایین به آنها در این فضاها، است.
۲۳.

تحلیلی بر قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار (مورد پژوهی: محلات باقرخان 1، 2 و پرسی گاز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
کاربست رهیافت بازآفرینی شهری پایدار در سکونتگاه های غیررسمی، به منظور تقویت قابلیت های سکونتگاه های غیررسمی و کاهش محدودیت-های آن می تواند منجر به معکوس شدن روند افت کیفیت زیست و زندگی ساکنان آن ها شود؛ اما تحقق این هدف در وهله اول نیازمند شناسایی قابلیت ها و محدودیت های محدوده های غیررسمی است تا در بستر آن بتوان به این امر نائل آمد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر در راستای تبیین قابلیت ها و محدودیت های محلات اسکان غیررسمی باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد از منظر بازآفرینی شهری پایدار انجام گرفته است. این پژوهش با ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چارچوب سنجشی نگاشته شده، با استفاده از روش اسنادی و پیمایشی، اطلاعات را گردآوری نموده است. حجم نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران، 367 نفر تعیین و برای تعیین روایی پرسشنامه پژوهش از اعتبار محتوایی و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرچند محلات باقرخان1، باقرخان2 و پرسی گاز شهر بجنورد با محدودیت های پرشماری از منظر بازآفرینی شهری پایدار ازجمله پایین بودن سطح سواد، پایین بودن حس تعلق به مکان، تعدد فضاهای ناامن و بی دفاع، پایین بودن امنیت اجتماعی، سرانه پایین کاربری های خدماتی، تخصص ناکافی شاغلان، پایین بودن سطح توانمندی حرفه ای ساکنان، کیفیت نامناسب محیطی، پایین بودن تاب آوری کالبدی، حکمروایی پایین محلی و غیره روبرو هستند؛ اما در مقابل دارای قابلیت هایی نیز در این زمینه شامل بالا بودن سابقه سکونت ساکنان، پایین بودن بزهکاری اجتماعی، بالا بودن مراودات و همبستگی اجتماعی، بالا بودن سرمایه اجتماعی، وجود اراضی با قابلیت کشاورزی و احساس امنیت تصرف هستند که در صورت لزوم می تواند محرک بازآفرینی پایدار در سطح این محلات باشند.
۲۴.

فراتر از هوشمندی، کاوشی در گذار از «هوشمندی فناورانه» به «هوشمندی واقعی» در مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۴۸
بیان مسئله: در سال های اخیر، مفهوم خانه های هوشمند با پیشرفت فناوری های دیجیتال دگرگون شده است. بااین حال، بسیاری از خانه های هوشمند بیش از آن که بر ابعاد پیچیده تر هوشمندی مانند یادگیری، سازگاری و تعامل معنادار تمرکز داشته باشند، اولویت را به خودکارسازی و کارایی می دهند. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تفاوت میان «هوشمندی» و «هوش واقعی» در حوزه مسکن معاصر است. این مطالعه با تحلیل سه پروژه مسکونی، تعادل میان نوآوری فناورانه و طراحی انسان محور را بررسی و مسیر دستیابی به «هوش واقعی» در مسکن را واکاوی می کند. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی تطبیقی، میان دو مفهوم «هوشمندی فناورانه» و «هوشمندی واقعی» در مسکن تمایز قائل می شود و سه پروژه جهانی، Babcock Ranch (ایالات متحده)، Bosco Verticale (ایتالیا) و مسکن Masdar (امارات)، را تحلیل می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر پایه نظریه «هوش های چندگانه» هاوارد گاردنر بنا می شود و در عین حال، ابعاد مختلف هوش انسانی، جمعی و مصنوعی (AI) را نیز ارزیابی می کند. نتیجه گیری: نتایج تحلیل راداری نشان می دهد که Babcock Ranch در تمامی ابعاد، به ویژه در زمینه های هوشمندی انسانی و جمعی، عملکردی پایدار و برتر دارد که این امر ناشی از بهره گیری از پلتفرم های مدنی و نظام های سازگار آن است. Bosco Verticale در طراحی زیست گرایانه و فضایی ممتاز است، اما ازنظر پاسخ گویی دیجیتال ضعف دارد. مسکن Masdar نیز اگرچه در سازگاری مبتنی بر هوش مصنوعی و محیطی عملکرد مطلوبی نشان می دهد، در دریافت بازخورد کاربران و تعامل بیانی دچار کاستی است. این پژوهش چارچوب ارزیابانه نوینی بر پایه ی نظریه ی «هوش های چندگانه» گاردنر ارائه می کند تا نشان دهد چگونه محیط های مسکونی می توانند از هوش های شناختی، اجتماعی، فضایی و وجودی ساکنان پشتیبانی کنند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از صرف «هوشمندبودن» به سوی طراحی هایی انسان محور، یکپارچه و واقعاً هوشمند در محیط های سکونتی آینده تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان