فرشته آذرنیا

فرشته آذرنیا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

کاربست تکنیک های سینماتوگرافی در فضاسازی بصری رمان "ثلاثة وجوه لبغداد" اثر غالب هلسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
هنر سینما با ماهیت تحرک و پویایی، اطلاعات سمعی و بصری را به مخاطب منتقل می کند و سینماتوگرافی به عنوان هنر و فناوری فیلم برداری شامل تکنیک هایی چون فواصل و زوایای دوربین، حرکات دوربین و نورپردازی است که به کاربستن آن در رمان به ارتقای فضای بصری اثر روایی کمک می کند. از تکنیک های جدید رمان مدرن به کارگیری توان تصویری هنر سینماست و سینماتوگرافی شاخه ای از عناصر سینمایی محسوب می شود. از سوی دیگر رمان های اردنی همسو با روند تحول رمان معاصر عربی گام برداشته و رمان نویسان مطرحی چون غالب هلسا (1932م) از این شیوه های جدید روایی در سبک نویسندگی خود بهره جسته اند. رمان «ثلاثه وجوه لبغداد» نمونه بارزی از کاربرد تکنیک های سینماتوگرافی به شمار می آید. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی در نظر دارد تا با بررسی نحوه به کارگیری این عناصر، وجوه تصویری و کارکرد و تأثیر تکنیک های سینماتوگرافی در شکل گیری فضای بصری رمان را نمایان سازد. در واقع عناصر سینماتوگرافی به طرزی هوشمندانه در خدمت روایت این داستان قرار گرفته تا ضمن انتقال حس فردی شخصیت اصلی داستان که به سبب دفاع از آرمان فلسطین به عراق تبعید شده و دچار سردرگمی و ابهام است، عواطف جمعی مردم عراق در زمان حاکمیت حزب بعث و فضای ترس وتشویش حاکم بر این سرزمین را نشان دهد. نویسنده با توصیفات دقیق و به کارگیری تکنیک های فیلمیرداری و نورپردازی، چهره ای متفاوت از عراق ر ا به تصویر می کشد. نماهایی با فواصل دور و نزدیک دوربین دارای دلالت های خاصی است،  نگاه از زوایای مختلف مشابه حرکت دوربین در فضاست که بر عناصر خاصی از صحنه تمرکز نموده و تنوع بصری ایجاد می کند و با ارائه اطلاعات، حس واقعیت و حضور در فضا را در مخاطب ایجاد می کند.  
۲.

الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" لواسینی الأعرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۱۵۹۸ تعداد دانلود : ۳۹۳۸
یعد الزمن أحد المکونات الأساسیة فی الخطاب الروائی ویسهم فی تشیید النص فنیاً وجمالیاً. وحظیت دراسة الزمن الروائی باهتمام النقاد والدارسین منذ دراسات الشکلانیین الروس. ولم یعد الزمن فی الروایة العربیة الحدیثة قائماً على التسلسل المنطقی والتعاقبی کالروایة الکلاسیکیة بل اتجهت الروایة إلى انحراف السیر الزمنی ولا یخضع بناء الحدث الروائی لمنطق السببیة، لهذا نرى أنه یقوم الروائیون الجدد بتحول الزمن الروائی فی أعمالهم الأدبیة. وواسینی الأعرج واحد من هولاء الروائیین، ولعبة الحرکة بین زمن الحکایة وزمن الخطاب فی روایاته تؤدی إلى تکسیر مسار الزمن الخطی وتحرک عمله الروائی. یعتمد هذا البحث على المنهج الوصفی- التحلیلی ویستفید من آراء جیرار جنیت لدراسة الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" للروائی الجزائری ""واسینی الأعرج"" وهی روایة فی الجزئین: ""خریف نیویورک الأخیر"" و""الذئب الذی نبت فی البراری"". وتهدف الدراسة إلى کشف خصوصیة الزمن الروائی عند الکاتب فی هذه الروایة وتبیین کیفیة الابداع فی هذا المکون. ومن النتائج التی وصلت الیها الدراسة هی: یتم عدم التطابق بین نظام السرد ونظام القصة عن طریق الاسترجاع والاستباق وهذا یحدث المفارقات الزمانیة فی الروایة خاصةً تقنیة الاسترجاع تکاد تشکل ظاهرة غالبة فی الروایة وکثیراً ما یسترجع الراوی أحداث الماضی مؤکداً أن معطیات الماضی کانت سبباً فی مشاکل الحاضر. وبما أن روایة ""رماد الشرق"" تغطی فترة زمنیة طویلة للسرد لهذا یوظف الروائی تقنیات مختلفة لابطاء السرد وتسریع السرد أی لایجاد التنویع فی الایقاع الزمنی فی الوهلة الأولى ثم کسر رتابة النص.
۳.

بررسی تطبیقی طنز در آثار جاحظ و عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز طنز و مطایبه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۵۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۴۴
طنز سخنی است اعتراض آمیز، لطیف و نیشخندانگیز که هدفش انتقاد و اصلاح جامعه است و از دیرباز در ادبیّات تمامی ملّت ها وجود داشته است. جاحظ نخستین طنزپرداز بنام در ادبیّات عربی است؛ چنانکه عبید زاکانی نیز پدر طنز فارسی است. آنچه موجب روی آوردن این دو ادیب به ادبیّات طنز شد شرایط حاکم بر جامعه ایشان بود؛ از این رو، طنز در ادبیّات این دو، طنزی اجتماعی و گاه سیاسی است و درصدد اصلاح و تربیت است. پژوهش حاضر بر آن است تا در چشم اندازی تطبیقی و با روش توصیفی – تحلیلی، همگونی ها و ناهمگونی های طنز اجتماعی را در ادبیّات این دو ادیب ایرانی و عرب مورد بررسی قرار دهد. آنچه جاحظ و عبید را به هم شبیه می کند، طرز نگاه آن دو به جامعه عصر خویش و گرایش به بیان طنزگونه و غیر صریح به منظور انتقاد از تناقضات موجود است؛ تناقض بین آنچه هست و آنچه باید باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان