حسن خلف

حسن خلف

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

ارزيابي و سنجش ابعاد هوش عاطفی (EQ) در رمان «رأيتُ فيما يری النائم» اثر نجيب محفوظ و «چشم ةايش» اثر بزرگ علوی بر اساس نظريه دانيل گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش عاطفی بزرگ علوی نجیب محفوظ چشم هایش رأیتُ فیما یری النائم دنیل گلمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
هوش عاطفی که نخستین بار توسط دانیل گلمن مفهوم پردازی شد، به توانایی شناخت و مدیریت هیجانات فردی و اجتماعی می پردازد. این مفهوم که شامل ابعاد خودآگاهی، خودمدیریتی، خودانگیزشی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط است، می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های روان شناختی شخصیت ها در آثار ادبی باشد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به تطبیق ابعاد هوش عاطفی (EQ) بر پایه نظریه دانیل گلمن در دو رمان برجسته، «چشمهایش» اثر بزرگ علوی و «رأیتُ فیما یری النائم» اثر نجیب محفوظ می پردازد. ضرورت این پژوهش از جایگاه ممتاز دو رمان در ادبیات فارسی و عربی و نیز از ظرفیت نظریه هوش عاطفی در ایجاد پیوندی میان روان شناسی و نقد ادبی سرچشمه می گیرد. ازاین رو، اهداف نگارندگان، بررسی تطبیقی ابعاد هوش عاطفی در شخصیت های دو اثر و تبیین کارکرد سیاسی-اجتماعی آن در رمان «چشم هایش» و کارکرد وجودی-هویتی آن در رمان «رأیتُ فیما یری النائم» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بزرگ علوی در رمان خود شخصیت هایی را در بستر مبارزات سیاسی خلق می کند، در حالی که نجیب محفوظ از طریق روایتی سورئال به کاوش در روان انسان می پردازد. همچنین شخصیت های رمان «چشمهایش» از مؤلفه های هوش عاطفی عمدتاً در راستای پیشبرد اهداف سیاسی و مقاومت بهره می برند. در مقابل، در رمان «رأیتُ فیما یری النائم»، هوش عاطفی به شکلی فطری و درونی در شخصیت اصلی برای مواجهه با بحران های وجودی و هویتی به کار گرفته می شود. با وجود شباهت هر دو نویسنده در استفاده از هوش عاطفی برای عمق بخشیدن به شخصیت ها، تفاوت اصلی در هدف نهایی آن هاست: علوی بر کنشگری در جهان بیرون (اجتماعی-سیاسی) و محفوظ بر کاوش در جهان درون (فردی-وجودی) تمرکز کرده است. این پژوهش، کارآمدی مدل گلمن را در تحلیل لایه های عمیق روان شناختی در ادبیات داستانی با بافت های فرهنگی و سبکی متفاوت تأیید می کند.
۲.

کارکرد استعاره و تأثیر آن بر القای مفاهیم انتزاعی و حالات روانی در صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صحیفه سجادیه استعاره تصویر مفاهیم انتزاعی و روحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۳۱۸
مطالعه استعاره یکی از کانونی ترین محورهای نقد ادبی است که از دیرباز توجه ناقدان را به خود معطوف داشته است و درباره نقش و کارکرد آن سخن-های بسیاری گفته شده است. از جمله کارکردهایی که ناقدان برای این فن زبانی ذکر کرده اند این است که مفاهیمی را که به سادگی قابل ادراک نیستند، در ذهن مخاطب مجسم می نماید و آن را به سان تصویر پویا در پیش چشم خوانند ترسیم می نماید. این پژوهش می کوشد تا به تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی این جنبه از کارکردهای استعاره را در صحیفه سجادیه بررسی و تبیین نماید. به همین منظور، نخست ادبیات دعا و سبک نگارش صحیفه سجادیه به صورت اجمالی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس ضمن بررسی جایگاه استعاره در حوزه نقد ادبی و کارکرد آن، به تحلیل گوشه ای از استعاره های صحیفه سجادیه و نقش بارز آن در تصویر مفاهیم طبیعی، مفاهیم انتزاعی و مفاهیم دینی بپردازیم. یافته ها نشان می دهد که امام سجاد در صحیفه سجادیه، استعاره را نه فقط برای زیبا ساختن کلام خود، بلکه برای محسوس و عینی جلوه دادن کلام تحت تأثیر قرار دادن ذهن شنونده به کار گرفته است.
۳.

الدلاله المجازیه للأعداد الأصلیه فی القرآن الکریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الأعداد الدلاله المجازیه القرآن الکریم التکثیر والمبالغه

تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۳۶۳
لقد تباینت آراء أهل العلم حول دلاله الأعداد فی القرآن الکریم، فمنهم شهاب الدین بن إدریس الذی ینکر أن تخرج أسماء الأعداد من معناها الأصلی إلی المعنی المجازی، والبعض الآخر یوافق علی أن یکون بعض الأعداد مثل السبع والسبعین والألف دالّاً علی المعنی المجازی فیقولون عن هذه الأعداد: المراد بها التکثیر دون التحدید. نحن فی هذا البحث المتواضع، وفقاً للمنهج الوصفی – التحلیلی، سعینا إلی تأصیل الفکره الثانیه، حیث تحدّثنا عن الدلاله المجازیه والکنائیه للأعداد الأصلیه التی استخدمت فی القرآن الکریم للدلاله علی معنی الکثره فتقصّینا شواهدها المتعدده، فتوصّلنا إلی هذه النتیجه: أنّ أعداد «سبع»، «عشر»، «سبعین»، «سبعمائه»، «ألف» و «خمسین ألف» التی إستعملها القرآن الکریم فی بعض الآیات، لیس المراد بها حقیقه تلک الأعداد، بل یکون المراد منها الکثره والمبالغه من غیر حصر؛ لأنّه إن کان المراد بهذه الأعداد حقیقتها بحیث لا یزید ولا ینقص، یسبب التناقض بین الآیات، بعضها مع بعض.
۴.

تحلیل زیبایی شناختی تصویر های هنری در قرآن (مطالعه موردی سوره فصّلت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن تصویرهای هنری سوره فصلت فنون بلاغی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۱ تعداد دانلود : ۸۴۶
قرآن کریم منشوری آسمانی است که سرشار از جلوه هایی زیبا، جذاب و پویاست؛ یکی از این جلوه ها، صحنه ها و تصویرهای هنری شگرف و نفیس آن است که هر یک به روشنی، پرده از جمال خالق همه زیبایی ها بر می دارد. این مصحف شریف با به کارگیری یک رشته الفاظ و تعابیر ظاهراً ساده، گاه صحنه هایی باشکوه و تصاویری زیبا ارائه می دهد که می تواند ضمن برانگیختن احساسات و عواطف آدمی، عقل و اندیشه وی را نیز به تکاپو وا دارد؛ این الفاظ و تعابیر چنان زنده و تأثیرگذار است که انسان به جای آن که خود را در مقام خواننده الفاظ بیابد؛ خود را بیننده تابلوها و صحنه هایی زنده و سرشار از حرکت و پویایی می یابد. آن چه سبب پیدایش این تصاویر هنری در قرآن کریم شده است از یک سو کار رفت برخی فنون بلاغی از جمله: استعاره، کنایه تشخیص و تجسیم (مجسم سازی) است و از سویی دیگر حاصل ترکیب عناصری همچون تقابل صحنه ها، محاوره و گفت و گو و غیره. این پ ژوهش بر آن است تا ضمن بررسی مفهوم تصاویر هنری و مصادر آن، به تحلیل زیبایی شناختی این تصاویر در سوره فصّلت بپردازد.
۵.

بررسی تطبیقی مرثیه های ابن رومی و خاقانی در سوگ فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عاطفه ادبیات تطبیقی خاقانی ابن رومی مرثیه سرایی سوگ فرزند

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی مرثیه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۹۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۴۶
مرثیه سرایی یکی از انواع ادب غنایی است که از دیرباز حضور گستردة خود را در دیوان های شعری ادب عربی و فارسی تثبیت کرده است. این نوع ادبی که غالباً منحصر به بیان مناقب و فضائل متوفّی است، شعرای زیادی را در ادبیّات این دو قوم به خود دیده است. از جملة این شعرا، ابن رومی و خاقانی هستند که به سبب از دست دادن فرزندان خود، در برخی از مضامین شعری مشترک هستند. یکی از این مضامین، مرثیه هایی است که این دو شاعر در سوگ فرزندان خود سروده اند. سوگواری های ابن رومی و خاقانی با توجّه به موضوعات مشترکی مانند شکوه از روزگار، بیان خاطرات متوفّی، دوری گزیدن از شادی به سبب از دست دادن فرزند، ناامیدی، توصیف سنگدلی پدر و توصیف لحظات بیماری متوفّی، امکان مقایسه و بررسی تطبیقی را دارند. نگارندگان بر این باورند که ابن رومی در به تصویر کشیدن این موضوعات از خاقانی موفّق تر بوده است؛ زیرا او در گزینش واژگان با طبع و سرشت خود همگام بوده و هیچ گاه خود را به تکلّف نیفکنده است. به همین دلیل شعر او از صداقت عاطفه برخوردار است. امّا در مقابل، خاقانی گاه با استعمال واژگانی هم چون طرب، چنگ و بربط که تناسبی با مرثیه ندارند و گاه با تشبیهات متکلّفانه از ارزش هنری مرثیة خود کاسته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی - تحلیلی است. این جستار بر آن است تا ضمن تبیین و تشریح موضوعات مشترک در مرثی ه های اب ن رومی و خ اقانی، ب ه نق د و ب ررسی تطبیقی سبک و اسلوب هنری سوگنامه های این دو بپردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان