زهرا میرزایی

زهرا میرزایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
۲۲.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علایم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علایم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن ام اس بستری و یا دارای مشکلات حرکتی شدید در شهرستان اهواز بود که در نیمه نخست سال 1401 به مراکز درمانی مراجعه نمودند. از این بین تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی جایگذاری شدند (15 نفر در هر گروه). شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی در 6 جلسه 2 تا 5/2 ساعته در گروه آزمایش انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص بیماران ام اس (MSIS-29) و مقیاس وضعیت ناتوانی گسترش یافته کورتزک (EDSS) (۱۹۸۳) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون در کیفیت زندگی و علائم بیماران مبتلا به سندروم مالتیپل اسکلروزیس گروه آزمایش و گواه در سطح 05/0 تفاوت معناداری وجود دارد. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان شناخت درمانی مبتنی بر شادکامی توأم با آرام سازی عضلانی بر کیفیت زندگی و علائم بیماران مبتلا به سندروم مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس موثر بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان