مسعود تقوایی

مسعود تقوایی

مدرک تحصیلی: استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۰۷ مورد از کل ۲۰۷ مورد.
۲۰۱.

شناسایی راهبردهای شکوفایی گردشگری در شهرهای واقع در محیط های کوهستانی (مطالعه موردی: شهر همدان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
گردشگری در شهرهای کوهستانی نه تنها مکانی برای سرگرمی فراهم می نماید، بلکه به عنوان یک ابزار کلیدی برای توسعه جریان اصلی اقتصاد شهری عمل می کند. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای شکوفایی گردشگری در شهر همدان که یک شهر واقع در ناحیه کوهستانی است انجام شده است. در این پژوهش از روش های توصیفی- تحلیلی و پیمایشی استفاده شده است. در واقع از روش های کتابخانه ای و میدانی (مصاحبه با کارشناسان و تکمیل پرسشنامه) به منظور جمع آوری داده ها استفاده شده است. همچنین در راستای نیل به هدف پژوهش از مدل SWOT و ماتریس QSPM استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان دهنده این است که راهبرد برتر جهت شکوفایی گردشگری شهر همدان، راهبرد WT است. در واقع در رابطه با شکوفایی گردشگری شهری، شهر همدان بایستی راهبرد تدافعی (WT) داشته باشد.اولویت اول استراتژی های عملیاتی در زمینه شکوفایی گردشگری شهری همدان بایستی استفاده از ظرفیت های بخش خصوصی به منظور ارتقای وضعیت زیرساخت ها و خدمات مورد نیاز بخش گردشگری باشد. 
۲۰۲.

تحلیل شاخص های مدیریتی موثر بر توسعه محلات شهری (مطالعه موردی: شهر کنگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
پیامدهای حاصل از فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری غیر مشارکتی به اذعان متخصصان حوزه شهری چندان موفقیت آمیز نبوده است. بر این اساس در پی گسترش شهرنشینی پارادایمی از نگاه حکومتی به نگاه حکمروایی شکل گرفته و لزوم رویارویی با چالش های جدید برآمده از رشد شهرنشینی موجب دگرگونی اساسی در دیدگاه ها و رویکردهای مدیریت شهری شده است. از این رو هدف پژوهش حاضر اولویت بندی شاخص های مدیریتی موثر در توسعه شهر کنگان است. نوع پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی می باشد. اطلاعات مورد نیاز با مطالعه منابع کتابخانه ای، اسنادی و همچنین مطالعات میدانی بدست آمده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش AHP انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 90 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند که حجم نمونه به روش گلوله برفی تعیین شده است. بر اساس نتایج تحلیل سلسله مراتبی معیارهای مدیریتی/ سیاسی و اجتماعی/ فرهنگی به ترتیب در اولویت اول و دوم قرار گرفته اند. همچنین با توجه به رتبه بندی ها در مدل AHP محلات چهار و دو به ترتیب با امتیاز 181/0 و 167/0 دارای رتبه های اول و دوم و رتبه های آخر به محلات هشت و ده تعلق گرفته است و در نهایت پیشنهاد می شود زیرمعیارهایی چون مسئولیت پذیری و پاسخگویی مسئولان، انگیزش و بینش راهبردی، عدالت اجتماعی، جامعه محوری و اقدام جمعی، اقدامات عمرانی و زیرساخت های شهری و مدیریت و دانش زیست محیطی در اولویت های برنامه ریزی این شهر قرار گیرند.
۲۰۳.

تحلیل تأثیر ویژگی های فردی بر تمایل شهروندان به پیاده روی در محیط پیاده مدار، مطالعه موردی: حاشیه مادی نیاصرم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
گسترش پیاده مداری به عنوان یک شیوه پایدار حمل ونقل مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار دارد. در این راستا بررسی عوامل و موانع مؤثر بر پیاده مداری و سطح فعالیت بدنی شهروندان حائز اهمیت است. هدف مطالعه حاضر تحلیل عوامل مؤثر در بی تحرکی شهروندان با تمرکز بر ویژگی های فردی نظیر جنسیت، وضعیت تأهل، شاخص توده بدنی، تحصیلات، شغل، مصرف دخانیات و مالکیت وسایل نقلیه است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و از روش توصیفی – تحلیلی بهره می برد. جامعه آماری موردبررسی شامل شهروندان ساکن در حاشیه مادی نیاصرم است که از بین آن ها بر اساس فرمول کوکران 390 نفر به عنوان نمونه مورد پرسشگری قرار گرفتند. محور مادی به عنوان یک پیاده راه تأمین کننده فضای پشتیبان پیاده مداری است که در دسترس نمونه موردبررسی قرار دارد و امکان تمرکز بر سایر عوامل مؤثر در بی تحرکی شهروندان را فراهم می نماید. با استفاده از آزمون تی و تحلیل میانگین نتایج پرسش نامه ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و وجود رابطه بین پارامترهای پژوهش بررسی شد. بر اساس نتایج، پیاده روی در زنان و افراد مجرد بیشتر از مردان و افراد متأهل است و با افزایش سن میزان پیاده روی کاهش می یابد، ارتباط معکوس بین میزان پیاده روی و شاخص توده بدنی تأیید شد، به این معنی که میزان پیاده روی در افراد چاق و دارای اضافه وزن کمتر از افراد لاغر و نرمال است. بین شغل افراد و میزان پیاده روی ارتباط معنادار مشاهده شد، همچنین مالکیت وسایل نقلیه و مصرف دخانیات تأثیر منفی بر میزان تحرک افراد دارند. نتایج مطالعه حاضر به عنوان مبنای اولیه در سایر تحقیقات تجربی قابل استفاده است. به منظور دستیابی بهتر به هدف افزایش سطح فعالیت بدنی شهروندان، در کنار توسعه فضاهای پیاده مدار در سطح شهر توجه به تأثیر ویژگی های فردی و انجام برنامه ریزی منسجم و یکپارچه با دیدگاهی جامع پیشنهاد می گردد. همچنین تدوین برنامه های موضوعی نظیر طرح های ارتقای تحرک گروه های جنسی، شغلی و سنی خاص مؤثر خواهند بود.
۲۰۴.

تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۹
استفاده از تحلیل ساختاری پیشران های توسعه، به برنامه ریزی در جهت درک بیشتر وضعیت توسعه یافتگی استان ها کمک می کند و در جریان تصمیم گیری بهتر یاری می رساند تا به تعادل منطقه ای نزدیک تر شود. بدین منظور شهرستان های ده گانه استان ایلام ازلحاظ شاخص های ترکیبی توسعه در قالب 44 شاخص بررسی شدند. این پژوهش از لحاظ هدف گذاری به عنوان یک مطالعه کاربردی و از لحاظ روش شناسی به شیوه «توصیفی– تحلیلی» و براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی می باشد. داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی از روش پیمایشی تهیه شده است. در تهیه پیشران های توسعه از روش مطالعات اسنادی و پویش محیطی و داده های تجربی با تکیه بر روش پیمایشی براساس روش دلفی استخراج شده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MIC MAC استفاده شده است. یافته ها از نظر تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه بندی پیشران ها حاکی از تمرکز پیشران های تأثیرگذار و تنظیمی است. از میان 44 نیروی پیش برنده توسعه، پیشران های اثرگذار توسعه عبارت اند از مرزی بودن استان ایلام و نحوه تصمیمات مدیران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توسعه در سطح استان ایلام نه تنها نامتعادل است، بلکه روند عدم تعادل در جهت نابرابری بیشتر عمل می کند و تنها با برنامه ریزی بهتر و جامع تر می توان تا حدودی نابرابری ها را کاست.
۲۰۵.

شناخت و تحلیل راهبردهای آینده محوری توسعه گردشگری منطقه خزر (ایران و روسیه)؛ یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
گردشگری به عنوان یک کلان پیشران می تواند بسترساز توسعه منطقه ای قلمداد شود. برخی از مناطق به واسطه موقعیت جغرافیایی و استراتژیک، شرایط منحصربه فردی دارند اما به دلایل گوناگون نتوانسته اند از پتانسیل های حوزه گردشگری بهره برداری نمایند. حوضه دریای خزر، می تواند نمونه بارزی از این مناطق باشد. کشورهای حوضه دریای خزر ازلحاظ گردشگری آن چنان که باید، نتوانسته اند از ظرفیت های گردشگری استفاده نمایند؛ بنابراین اتخاذ راهبردهای مطلوب جهت بهره برداری و توسعه گردشگری در این منطقه با نگاه به آینده بسیاری ضروری است که در این پژوهش مورد تأکید است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد ۱۸ نفر از طریق اشباع نظری و ۱۱۶ نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. در بخش کیفی، ۲۶ مفهوم اولیه شناسایی و در ۷ مفهوم اصلی (راهبرد) دسته بندی شدند که شامل راهبردهای بازاریابی، تبلیغات و رسانه، تسهیلگری دیپلماسی و سیاست گذاری منطقه ای، توسعه زیرساخت های گردشگری و خدمات، تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی، راهبرد محصول محور و تنوع بخشی به انواع گردشگری، راهبرد مدیریتی، سازمانی و پایدارسازی و همچنین توسعه گردشگری منطقه ای یکپارچه و فراملی بوده اند. نتیجه اعتبارسنجی راهبردها از طریق آزمون آماری در سطح کمتر از 0.05 و با میانگین 4.028 بر تأیید آن ها اشاره داشته است. همچنین نتیجه آزمون فریدمن نشان داد که راهبرد تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی با میانگین رتبه ای 5.13 به عنوان برجسته ترین راهبرد مورد تأیید است. نتیجه آنکه حوضه دریای خزر، ظرفیت های گردشگری متنوعی دارد که با استفاده از دیپلماسی، مشارکت و توسعه یکپارچه قابل برنامه ریزی و توسعه است.
۲۰۶.

تحلیل شاخص های موثر و کاربست هوش مصنوعی در ارتقای زیست پذیری شهرها (مطالعه موردی: مادی نیاصرم شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: زیست پذیری یکی از جدیدترین رویکردهای توسعه شهری است که از شاخص ها و معیارهای مختلفی برای ارزیابی کیفیت فضاهای شهری استفاده می کند. شاخص های ارائه شده وابستگی بالایی به محدوده مورد نظر و هدف مطالعه دارد؛ ازاین رو سیستم های ارزیابی مختلفی در سراسر جهان جهت سنجش زیست پذیری وجود دارد. هدف مطالعه حاضر ارائه مدل بومی ارزیابی زیست پذیری در شهرهای ایران است تا به کمک آن امکان بررسی میزان دستیابی به رویکرد زیست پذیری فراهم گردد. روش پژوهش: در مطالعه حاضر با بکارگیری روش توصیفی تحلیلی و پیمایشی در گام نخست براساس مطالعات موجود مجموعه شاخص های ارزیابی کیفیت زیست پذیری ارائه می گردد که مبنای تدوین پرسشنامه سنجش زیست پذیری هستند و با استفاده از آن وضعیت زیست پذیری در محدوده مادی نیاصرم شهر اصفهان بررسی می شود. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران شامل 390 از شهروندان ساکن در حاشیه مادی نیاصرم است. داده های حاصل از پرسشنامه به کمک نرم افزار SPSS و تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: براساس نتایج شاخص های زیست پذیری در قالب پنج گروه شامل: کیفیت دسترسی به امکانات و خدمات با واریانس تجمعی 28.48 درصد، کیفیت شهری و قابلیت های محیطی با واریانس تجمعی 22.07 درصد، کیفیت عوامل اجتماعی فرهنگی با واریانس تجمعی 8.06 درصد، کیفیت پیاده مداری و زیرساخت های شهری با واریانس تجمعی 7.52 درصد و کیفیت عوامل اقتصادی و مدیریتی با واریانس تجمعی 5.85 درصد طبقه بندی شد. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه ارتقا زیست پذیری در شهرها از مباحث مطرح در سیستم مدیریت و برنامه ریزی ا ست بکارگیری اولویت های مطرح شده در تسهیل اجرای این رویکرد موثر خواهد بود. در بخش آخر طرح های پیشنهادی در جهت ارتقا زیست پذیری محدوده به کمک هوش مصنوعی bing image creator ارائه شده است. از اهم پیشنهادات می توان به تامین دسترسی، رفع کمبودهای موجود، توسعه شبکه پیاده راه، حل مشکلات ترافیکی و مدیریت کارآمد اقتصادی اشاره کرد.
۲۰۷.

الگوی ارزیابی میزان زیست پیاده مداری در واحدهای همسایگی، مطالعه موردی: مادی نیاصرم، کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۵
رشد شهرنشینی، افزایش تراکم و توسعه خودرو محور، منجر به کاهش کیفیت زندگی در شهرها شده است. در پاسخ به این چالش ها، نظریه های متعددی برای دستیابی به پایداری شهری مطرح شده اند که از جامع ترین آن ها می توان به نظریه زیست پذیری اشاره کرد. مطالعه حاضر با تلفیق دو نظریه زیست پذیری و پیاده مداری، به دنبال ارائه ابزاری نوین تحت عنوان «الگوی زیست پیاده مدار» برای ارزیابی کیفیت زندگی در واحدهای همسایگی است.این پژوهش از نوع بنیادی - توسعه ای با رویکرد توصیفی - تحلیلی و ماهیتی ترکیبی (کمی و کیفی) است و در دسته مطالعات همبستگی قرار می گیرد. در بخش کیفی از روش های کتابخانه ای و بررسی اسنادی و در بخش کمی از مطالعات میدانی، تکمیل پرسش نامه و تحلیل های آماری بهره گرفته شده است. جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در حاشیه مادی نیاصرم است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۹۰ نفر برای تکمیل پرسش نامه انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند.یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی زیست پیاده مدار در چهار بعد اجتماعی، کالبدی، زیست محیطی و اقتصادی - مدیریتی قابل بررسی است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز حاکی از برازش مطلوب این الگو در محدوده موردمطالعه است؛ بنابراین، الگوی پیشنهادی قابلیت کاربرد در سایر فضاهای شهری را دارد. همچنین، اولویت بندی محورهای برنامه ریزی برای تحقق کامل الگو در محدوده مادی نیاصرم به ترتیب شامل: خوداتکایی شهری، فضاهای عمومی، فرهنگ و آموزش، حمل ونقل عمومی، کیفیت کالبدی، پایداری زیست محیطی، عوامل اجتماعی، عوامل مدیریتی، چشم انداز شهری، ایمنی و امنیت، عوامل اقتصادی و پیاده مداری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان