سید مهدی ساداتی نژاد

سید مهدی ساداتی نژاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

افق گشایی ابن خلدون برای گذار از تباهی مدنی و انحطاط جوامع اسلامی به مدینه فاضله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۲۲۶
سؤال از انحطاط به ویژه وقتی یک جامعه دورانی از رشد و تعالی را در چند قرن سپری کرده و تمدنی زنده و پویا به ارمغان آورده و سپس از اوج به حضیض رسیده باشد، همواره اذهان اندیشمندان را به خود مشغول می سازد؛ ابن خلدون اندیشمندی است که در دوران انحطاط جامعه اسلامی در قرن هشتم، در پی آسیب شناسی از این انحطاط است و به عنوان جست وجوگری مسئله یاب درصدد ارائه راهکاری برای افق گشایی به سمت مدینه فاضله اسلامی است. ابن خلدون با نگاه ارگانیکی به جامعه، آفات و آسیب های یک جامعه را بررسی و با طرح سیاست عقلی و شرعی، پایداری دولت با وجود عصبیت دینی را تئوریزه می کند؛ این مقاله کنکاشی در تبیین طرح ابن خلدون برای گذار از انحطاط به سوی مدینه فاضله اسلامی و در پی پاسخگویی به این پرسش است که عوامل انحطاط جوامع اسلامی و حرکت به سمت مدینه فاضله اسلامی کدام است؟ روش تحقیق، تحلیل متنی بر اساس چارچوب نظری اسپریگنز است و فرضیه این مقاله این است که از منظر ابن خلدون توجه توأمان به سیاست شرعی و عقلی راه گذار از انحطاط و رسیدن به مدینه فاضله اسلامی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در شرایط امروز که اندیشه سکولاریسم در شیوه حکمرانی گفتمان غالب در اذهان بسیاری شده است، می توان با استناد به دیدگاه های اندیشمندی شناخته شده برای جامعه غرب مجدداً گفتمان پیوند دین و سیاست را در قالب طرح توأمان سیاست شرعی و عقلی برای دستیابی به شیوه حکمرانی مطلوب مبنای اندیشه ورزی قرار داد و در شرایط پست مدرنیته نگاهی نو به جایگاه دین در شیوه اداره جامعه و حکمرانی فرا راه نظریه پردازی های جدید قرار داد.
۲۲.

بررسی رابطه ولایتمداری و سبک زندگی سیاسی اسلامی در آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
مفهوم سبک زندگی از موضوعات بسیار مهم در فضای اندیشگی امروز است و در میان مؤلفه های مهم تمدن سازی اسلامی، نیل به تحقق این مفهوم از طریق طراحی و تبیین و ترویج برای رسیدن به الگویی معتبر که بخشهای مختلف و شئون اجتماعی را در بر گیرد، نیازی جدّی در پژوهشهای اسلامی است. با توجه به جایگاه سیاست، طراحی سبک زندگی سیاسی جامعه اسلامی از اولویت برخوردار است. هدف: محققان در این مقاله در صدد بودند با توجه به آموزه های نهج البلاغه، به عنوان یکی از ارزنده ترین منابع اسلامی در طراحی اندیشه اسلامی، سبک زندگی اسلامی را در حوزه سیاست استخراج کنند. روش: در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و چارچوب تفسیری علامه محمدتقی جعفری استفاده شده است. یافته ها: بر اساس آموزه های نهج البلاغه، سبک زندگی سیاسی شهروندان جامعه اسلامی در سه سطح فردی، اجتماعی و نظام سیاسی، بر اساس اصل ولایت محوری موجب تحقق مسئولیت، عدالت، مشورت، وحدت و ایجاد تعادل بین فرد و اجتماع و نظام سیاسی برای دستیابی فرد مسلمان و جامعه اسلامی به حیات معقول و طیبه خواهد شد. نتیجه گیری: سبک زندگی متأثر از ولایت محوری، ما را به جامعه علوی نزدیک می کند و موجب پدیدار شدن سبک زندگی اسلامی با کارویژه هایی مانند خیرخواهی، مشارکت سیاسی، انسجام و وحدت اجتماعی، نظارت همگانی و مسئولیت پذیری افراد و حاکمیت در مقابل همدیگر می شود و در نتیجه، سبب هدایت و رستگاری می شود.
۲۳.

تحلیل وبررسی پیامدهای اصلاحات ارضی درایران با تاکید بر نظریۀ دگرگونی بزرگ کارل پولانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۳
اصلاحات ارضی به عنوان تغییر در اشکال جدید زمین داری و سازمان دهی اجتماعی جایگاه ویژه ای در فهم تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی دارد. در همین راستا و بنا به اهمیت سال های بعد از اصلاحات ارضی و منتهی به انقلاب اسلامی، این مقاله باهدف بررسی پیامدهای اقتصادی و سیاسی اصلاحات ارضی با رویکرد کارل پولانی انجام گرفت. این تحقیق از طریق تحلیل کیفی تحولات اجتماعی دهه ۴۰ و ۵۰ و با مطالعات کتابخانه ای، به این پرسش که چارچوب نظری دگرگونی بزرگ کارل پولانی چگونه می تواند اصلاحات ارضی و پیامدهای آن را برای درک تحولات اجتماعی سال های منتهی به انقلاب اسلامی ایران روشن کند، پاسخ مشخصی داده است. با بررسی اصلاحات ارضی و قرار دادن آن در متن اقتصاد کلان و جامعه، و با به کارگیری دستگاه نظری (دگرگونی بزرگ) پولانی مشخص گردید که این اصلاحات در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ نه تنها موفق نبود، بلکه ازنظر سیاسی و اقتصادی با بن بست مواجه شد. پیامدهای سیاسی اصلاحات ارضی متصلب شدن دستگاه دولتی محمدرضا پهلوی و بسته شدن راه های نفوذ به قدرت برای سایر اقشار و طبقات بود و پیامدهای اقتصادی نیز، عدم موفقیت در بهره وری و برهم خوردن تعادل وضعیت معیشتی مردم بود.
۲۴.

بررسی تطبیقی اثربخشی گفتمان های فردید و سید قطب در توسعه اسلام سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
فردید و سیدقطب متفکران برجسته اسلامی بودند که اندیشه هایشان تأثیر بسزایی در چشم انداز سیاسی کشورهای متبوعشان و حتی جهان اسلام داشته است. درهمین راستا، این مقاله به بررسی تأثیر اندیشه سیاسی آن ها بر شکل دهی به جامعه و سیاست در توسعه اسلام سیاسی می پردازد. پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب تحلیل تطبیقی، بهره بردن از هرمنوتیک روشی اسکینر و با تحلیل نوشته ها و سخنرانی های آنان، چگونگی شکل دهی اندیشه های آنان به ایدئولوژی ها و جنبش های سیاسی در ایران و مصر و اثربخشی این تأثیرات بر توسعه اجتماعی و سیاسی گسترده تر دو کشور را بررسی می کند. یافته های این پژوهش، نشان می دهد اندیشه این دو متفکر در شکل دهی به اسلام گرایی سیاسی تندرو، روایت های ایدئولوژیک از مذهب و سنت، به حوزه عمومی و سیاسی انتقال یافته و در شکل گیری جنبش های سیاسی رادیکال و سیاست فرهنگی مبتنی بر عدم تحمل و رد ایده های غربی به نفع رویکرد سنتی تر و محافظه کارانه نمایان شده است. این نتایج بیانگر این است علی رغم تفاوت در مبانی فکری و شرایط سیاسی-اجتماعی دو متفکر، استدلال های آن ها از ساختار اساسی یکسانی پیروی می کند که در اصرار بر نقش دین در شکل گیری جامعه و سیاست در توسعه اسلام سیاسی تلاقی پیدا می کند.
۲۵.

مطالعه تطبیقی تأثیر فلسفه هایدگر بر فردید و هانری کربن و انعکاس آن در نقد مدرنیته، بومی گرایی و معنویت اسلامی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اندیشه های فردید و کربن در تأثیرپذیری از فلسفه هایدگر پرداخته شده است. مسئله اصلی، واکاوی نحوه مواجهه این دو متفکر با مدرنیته و سنت های اسلامی-ایرانی بود. هدف پژوهش، تحلیل تطبیقی تأثیرپذیری آنها از هایدگر و بررسی تفاوت های بنیادین در نگرششان به مدرنیته، معنویت اسلامی و بومی گرایی را شامل می شد. روش پژوهش کیفی با رویکرد تطبیقی-تحلیلی بود که از طریق مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی آثار این متفکران انجام شد. نتایج نشان داد برای فردید، که در ستیز با تجدد به گنون سنت گرا نزدیک تر بود، مدرنیته به مثابه وضعیتی تاریخی اهمیت محوری داشت و با تأثیرپذیری از هولدرلین و مانیفست شعر، به نقد رادیکال مدرنیته و غرب زدگی پرداخت. در مقابل، کربن با تمرکز بر معنویت و عرفان اسلامی، کمتر به مدرنیته به عنوان وضعیتی تاریخی پرداخت و بیشتر در پی بازتعریف سنت های ایرانی-شیعی در قالبی جهانی بود. کربن در هایدگر متقدم توقف کرد و ادامه مسیر را با چراغ تشیع پیمود. نتیجه گیری پژوهش آشکار ساخت که تفاوت های فردید و کربن در عمق اندیشه و خوانش فلسفی آنها ریشه داشت، اما میراث فکری هر دو به گونه ای متفاوت به ایدئولوژیک سازی انجامید: کربن با بازخوانی میراث فلسفی ایرانی، زمینه ساز برداشت های ایدئولوژیک از عرفان اسلامی شد، درحالی که میراث تراژیک فردید به ایدئولوژیک سازی سنت در معنای منفی و غرب ستیزی رادیکال منتهی شد.
۲۶.

نوستالژی علیه مدرنیته: هم افزایی گفتمان فردید با جریان روستاگرایی در ایران دهه 40 و 50(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه و اهداف: مدرنیته در بستر فرهنگی ایران پدیده ای است که فهم عمیق آن مستلزم رویکردی چندجانبه و میان رشته ای است. دهه های 40 و 50 شمسی برهه ای حساس در تاریخ معاصر ایران محسوب می شود که طی آن، پروژه مدرنیزاسیون پهلوی با شتابی بی سابقه، ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سنتی را دگرگون ساخت. در این دوران، دو جریان فکری-فرهنگی متمایز اما مرتبط پدیدار گشتند: نخست، گفتمان انتقادی فردید با نگاهی فلسفی به غرب زدگی، و دوم، جریان روستاگرایی نوستالژیک که در هنر، ادبیات و سینما تجلی یافت. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه این دو گفتمان متفاوت اما همسو در کنش متقابل با یکدیگر، خوانشی انتقادی از مدرنیته در فضای فرهنگی ایران ارائه دادند؟ فرضیه اصلی نیز چنین است: نوستالژی روستایی و نقد فلسفی مدرنیته در تعامل با یکدیگر، راهبردی برای مقاومت فرهنگی و بازتعریف هویت اجتماعی فراهم آوردند. روش ها: این پژوهش با رویکردی بینارشته ای، از چارچوب نظری مارشال برمن در «تجربه مدرنیته» و مفهوم «مدرنیته شبانی» ریموند ویلیامز بهره گرفته و با تلفیق تحلیل گفتمان انتقادی و مطالعات فرهنگی، به خوانش بینامتنی محصولات فرهنگی دهه های ۴۰ و ۵۰ پرداخته است. داده های پژوهش شامل چهار حوزه اصلی است: ادبیات (آثار آل احمد، ساعدی، دولت آبادی و درویشیان)، سینما (فیلم های موج نو)، موسیقی (ترانه های داریوش، مهراد و ابی) و شعر (سروده های شاملو، کسرایی، فروغ و بهبهانی). در تحلیل، از روش تحلیل متون و تکنیک نمونه کاوی آثار استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد محصولات فرهنگی مورد مطالعه، فراتر از کارکرد زیباشناختی، به عنوان میانجی میان نظریه انتقادی نخبگان و تجربه زیسته مردم عمل کرده اند. این آثار مفاهیم انتزاعی فلسفه فردیدی را به زبانی ملموس ترجمه کرده و «فضای بینامتنی مقاومت» را شکل داده اند. برخلاف مدل ویلیامز، در ایران، روستا به استعاره ای برای مقاومت و اصالت بدل شد. یافته ها آشکار ساخت که یک «شبکه معنایی منسجم» در فرهنگ این دوره شکل گرفت که مؤلفه های «وفاداری»، «جوانمردی» و «ازخودگذشتگی» را در برابر ارزش های مدرن برجسته می کرد. تحلیل قهرمانان نشان می دهد که در ایران، این شخصیت ها نه میانجی، بلکه نمایندگان مقاومت در برابر استحاله هویتی بودند. مخاطب ایرانی در مواجهه با محصولات فرهنگی این دوره، با منظومه ای واحد روبرو می شد که پیامی مشابه منتقل می کرد: مدرنیته تحمیلی به بحران هویت انجامیده است. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد تلاقی گفتمان فردیدی با روستاگرایی، ضرورتی درونی داشت. اندیشه فردیدی، بستر نظری را برای روستاگرایی فراهم آورد و روستاگرایی، با تجسم این نقد در قالب های هنری، به گفتمان فردیدی عمق اجتماعی بخشید. این هم افزایی در دو سطح قابل تبیین است: در سطح معرفت شناختی، این جریان به «بومی سازی انتقادی» مدرنیته پرداخت و در سطح هستی شناختی، با احیای «امر قدسی» در قالب نوستالژی روستایی، به شکاف میان «دازاین ایرانی» و جهان مدرن پاسخ داد. آنچه این جریان را اثرگذار ساخت، توانایی آن در «ترجمان احساس جمعی» بود - توانایی ای که با خلق زبانی چندلایه و قابل فهم برای عموم حاصل شد. این زبان مشترک، زمینه ساز کنشی سیاسی شد که در انقلاب اسلامی تجلی یافت - انقلابی که می تواند استعاره ای از تقابل «نوستالژی مقاومت» با «تجربه مدرنیته» باشد. این پژوهش، وارثان این میراث فکری را به تأمل در این پرسش فرامی خواند: آیا نوستالژی به تنهایی می تواند نقشه راه آینده باشد؟
۲۷.

رمانتیسم ادبی به مثابه بستر معرفت شناختی اسلام گرایی سیاسی در اندیشه سید قطب(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
مطالعات رایج درباره سید قطب مسیر فکری او را به دو دوره متمایز «ادیب سکولار» و «ایدئولوگ اسلام گرا» تقسیم می کنند و میان آنها گسستی عمیق فرض می نهند. این پژوهش با چالش اندازی به پارادایم «گسست بیوگرافی»، در نظر دارد پیوستگی معرفت شناختی در تحول فکری سید قطب را از رمانتیسم ادبی (1930-1939) تا اسلام گرایی انقلابی (1954-1966) اثبات کند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه «رمانتیسم سیاسی» آیزیا برلین استوار است که سه اصل محوری را شناسایی می کند: اولویت عاطفه بر عقل، جستجوی کمال مطلق و نقد مادی گرایی مدرن. روش پژوهش، تحلیل مفهومی-تاریخی با ابزار مقایسه درون متنی آثار کلیدی قطب در دوره های مختلف است که شامل طفلٌ من القریه و کتبٌ و شخصیات (دهه 1930)، التصویر الفنی فی القرآن (1945)، العداله الإجتماعیه فی الإسلام (1949)، فی ظلال القرآن و معالم فی الطریق (1964) می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که مسئله وجودی قطب، جستجوی تعالی معنوی فراتر از محدودیت های مادی است که در تمام مراحل ثابت مانده، اما ابزار تحقق آن تحوّل یافته است. اصل اول (اولویت عاطفه) از نقد عقلانیت مدرن در دوره ادبی به نظریه اعجاز قرآن مبتنی بر «هماهنگی با دستگاه عاطفی انسان» در التصویر الفنی (1945) بازتولید شد. اصل دوم (کمال مطلق) از «کمال هنری» در شعر به «جامعه اسلامی ناب» در عدالت اجتماعی (1949) و «دارالاسلام» در معالم (1964) منتقل گردید. اصل سوم (نقد مادی گرایی) از ستایش اصالت روستایی به تمدن ستیزی رادیکال پس از تجربه آمریکا (1948-1950) تبدیل شد. کشف بنیادین پژوهش این است که مفاهیم رادیکال (حاکمیت الهی، جاهلیت مدرن و تکفیر) در عدالت اجتماعی (1949)، یعنی پنج سال پیش از بازداشت قطب، به وضوح حضور دارند. این زمان بندی اثبات می کند که رادیکالیسم او نه تنها محصول عوامل بیرونی (زندان یا آمریکا)، بلکه نتیجه تکامل درونی ساختار معرفت شناختی ریشه دار در رمانتیسم است. پیامد این یافته برای مطالعات اسلام گرایی این است که رادیکالیسم معاصر را نمی توان صرفاً با عوامل سیاسی- اجتماعی تبیین کرد؛ بلکه باید ریشه های فلسفی-ادبی آن را نیز بررسی کرد.
۲۸.

مقاومت در آینه غرب: وابستگی روش شناختی گفتمان فردید و سید قطب به اپیستمه مدرن غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۲
گفتمان های مقاومتی فردید و سید قطب، علی رغم ظاهر انتقادی و مخالف غرب، نشان دهنده تناقضی بنیادین اند که مخالفتی اصیل با غرب ارائه نداده اند. پژوهش حاضر با تکیه بر چهارچوب نظری «غرب شناسی وارونه» به تحلیل این دو گفتمان می پردازد و نشان می دهد که چگونه این متفکران عمیقاً تحت تأثیر همان مقوله های تفکری قرار گرفته اند که ادعای مبارزه با آن را داشتند. روش شناسی مبتنی بر تحلیل انتقادی و بررسی تطبیقی ساختارهای معرفتی در آثار این دو متفکر است. یافته ها نشان می دهد قطب علی رغم انتقادات تند از غرب، در بازسازی مفاهیمی چون جاهلیت، حاکمیت و عقیده، رویکردی مدرنیستی و هژمونیک علیه غرب اتخاذ کرده که این روش شناسی از استعمار غربی اقتباس شده و به جای سرچشمه گیری از درون سنت اسلامی، به شیوه ای کاملاً مدرنیستی به بازتعریف مفاهیم کهن اسلامی پرداخته است. فردید نیز با طرح مفهوم غرب زدگی و نقد تکنولوژی، از همان چهارچوب های فلسفی غربی استفاده کرده که قرار بود آن ها را نقد کند. مفهوم تأصیل در مقابل تحصیل که فردید مطرح ساخت، خود برآمده از دوگانگی های مدرن بوده نه از معرفت اسلامی. نتایج نشان می دهد که این دو متفکر، در جهان اسلام، نوعی هژمونی فکری- فرهنگی ایجاد کرده اند که در بنیاد خود، وام گرفته از الگوهای غربی است. به جای تولید بدیل واقعی، شکل تازه ای از محافظه کاری و تعصب در جهان اسلام رواج یافته و هر دو متفکر در دام شرق گرایی و غرب گرایی افتاده و نتوانسته اند آگاهی اصیلی برای جوامع اسلامی خلق کنند، بلکه همان خشونت روش شناختی و نگاه ایدئولوژیک غرب را تکرار کرده اند.
۲۹.

غرب زدگی و جاهلیت مدرن به مثابه چرخش ضدمدرن: تطبیق اندیشه های سیداحمد فردید و سیدقطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۸
بررسی اندیشه سیاسی متفکران تأثیرگذار در جهان اسلام به درک عمیق تر پویایی های پیچیده شکل دهنده گفتمان های معاصر درباره اسلام، مدرنیته و هویت فرهنگی کمک می کند. ازهمین رهگذر، پژوهش حاضر به تحلیل تطبیقی مفاهیم «غرب زدگی» و «جاهلیت مدرن» در اندیشه فردید و سیدقطب پرداخت. روش شناسی پژوهش مبتنی بر هرمنوتیک قصدگرای اسکینر بود و با هدف تبیین چگونگی مفهوم سازی این دو متفکر از غرب گرایی و مدرنیته به عنوان تهدیدهایی برای هویت و ارزش های اسلامی انجام شد. در این راستا، زمینه های فکری-اجتماعی شکل گیری آرای این دو اندیشمند مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که فردید و قطب، علی رغم خاستگاه های متفاوت فکری، در نقد بنیادین مدرنیته و به ویژه در رد مبانی معرفتی و سیاسی آنکه در سکولاریسم عقلانی و لیبرال دموکراسی تجلی یافته بود، اشتراک نظر داشتند. نقطه تلاقی نقد فردید از «غرب زدگی» و مفهوم «جاهلیت مدرن» قطب، در تعهد مشترک آنان به مقاومت در برابر نیروهای همگن کننده مدرنیته و تأکید بر تمایز هویت و فرهنگ اسلامی قرار داشت. این پژوهش آشکار ساخت که هردو متفکر، با وجود تفاوت در مسیرهای فکری، چرخشی محوری در گفتمان ضدمدرن جهان اسلام ایجاد کردند و احیای ارزش های اسلامی را به عنوان بدیلی در برابر هژمونی مدرنیته غربی مطرح ساختند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان