ادب غنایی یکی از گونه های برجسته ادبیات فارسی است که به بازنمایی احساسات، عواطف و تجربه های درونی شاعر می پردازد و با مؤلفه هایی همچون زبان نرم و تصویری، موسیقی شعر، صور خیال و مضامین تغزلی چون مدح، مرثیه و شهرآشوب شناخته می شود. طنز نیز با وجود ماهیت انتقادی و اجتماعی خود، ظرفیت بازتاب تجربه های شخصی و عاطفی را در دل موقعیت های اجتماعی دارد و در برخی موارد با ادب غنایی هم پوشانی پیدا می کند. در این میان، اشعار طنز سعید بیابانکی نمونه ای از پیوند این دو حوزه اند که قابلیت تحلیل از منظر عناصر غنایی را دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های ادب غنایی در سروده های طنز این شاعر انجام شده و روش تحقیق بر تحلیل محتوای منتخبی از اشعار او مبتنی است. در این بررسی، شاخص هایی چون زبان تغزلی، موسیقی درونی و بیرونی، و مضامین شهرآشوب به عنوان عناصر غنایی شناسایی شده اند. یافته ها حاکی از آن است که بیابانکی در کنار بهره گیری از طنز اجتماعی، از زبان و ساختارهای عاطفی و تغزلی نیز بهره برده است. این هم نشینی طنز و تغزل، جلوه ای تازه از کارکردهای متنوع شعر معاصر فارسی را نمایان می سازد.