مطالب مرتبط با کلید واژه " پادگفتمان "


۱.

نقش پادگفتمانی استعارة زبانی در ترمیم فرایند ارتباطی در نامه های نیما یوشیج

کلید واژه ها: گفتمان فرایند ارتباطی پادگفتمان استعاره ی زبانی نامه های نیما یوشیج

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها نشانه شناسی
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۹
هر گفتمانی، عرصه ی فرایند تولید معناست و عناصر مختلفی در شکل گیری این فرایند دخیل هستند؛ استعاره یکی از عناصر معناساز در انواع گفتمان ها است. این مقاله با رویکرد نشانه- معناشناختی، نگاهی تازه به نقش پادگفتمانی استعاره در فرایند تولید معنا و چگونگی برقراری ارتباط در گفتمان نامه های نیما یوشیج دارد. منظور از نقش پادگفتمانی، به کارگیری استعاره به عنوان یک شگرد از جانب گفته پرداز در جهت برجسته سازی بخشی از گفته، تأثیرگذاری هرچه بیشتر بر مخاطب، حمایت از گفته، ترمیم روابط زخم خورده، سرپوش گذاشتن بر عواطف و احساسات، القای حسی خاص به مخاطب و ... در گفتمان است. این پژوهش بر آن است تا نقش استعاره را در شکل گیری معنا و انسجام بخشی به گفتمان نشان دهد و نقش های پادگفتمانی استعاره را در ترمیم و بازسازی گفتمان بررسی کند. از این رو مهم ترین کارکردهای ارتباطی استعاره را در نامه های نیما دسته بندی کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
۲.

بررسی و تحلیل کارکرد پادگفتمانی نامه های نیما یوشیج

کلید واژه ها: گفتمان نشانه معناشناسی پادگفتمان نامه های نیما یوشیج

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی معاصر نیما و شعر نو
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۵۶۱
گفتمان عرصه ای برای تولید معناست و پادگفتمان به کارگیری ترفندها و شگردهایی از جانب گفته پرداز درجهت حمایت، ترمیم، تعدیل، تأیید، توجیه و تضمین گفته است. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، ضمن تبیین کارکرد پادگفتمان ها در برقراری ارتباط و نقش آن در فرایند تولید و تداوم معنا، مصادیقی از نامه های نیما یوشیج تحت بررسی قرار می گیرد تا با رویکرد نشانه معناشناختی، نشان داده شود که نیما در نامه هایش چگونه ازطریق پادسازی، عناصر معناساز را به کار می گیرد تا بر جنبه ها ی ایجابی گفتمان خود تأکید کند، گفتمانش را توجیه کند، استحکام معنایی آن را بالا برد و از این راه باور مخاطب را افزایش دهد و او را متقاعد سازد. نتایج این پژوهش، مبین آن است که نیما به کمک این هاله سازی های گفتمانی، همواره درپی برجسته سازی زبان خود و ایجاد تحکیم و تداوم معنا در گفته های خویش است.
۳.

نقش پادگفتمان ها در تحلیل گفتمانی سوره کهف (واکاوی داستان هاییاران غار و خضر و موسی)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
یک گفتمان با نظام هایی از نشانه هاومفاهیم، عناصری پنهان را در درون خود می پروراند که در یک بافت کلی، با نشانه های نظام مند، مفاهیم جدید را تولید می کند. این عناصر همواره درجهت القای پیام های متن و باورپذیرکردن گفتمان برای مخاطبان و حتی در مواردی، برانگیختگی نیرومند عواطف آنان متناسب با باورهای ایدئولوژیک و سنت های اجتماعی، گام برمی دارند. ازجمله این عناصر مهم، پادگفتمان هایا هاله های گفتمانی است که با حضور در دل یک گفتمان، آن را حمایت می کنند تا به این ترتیب، گفتمان در امر مجاب سازی و توجیه پذیربودن موجه جلوه کند.با تأمل در متون ادبی و دینی و ازجمله قرآن که دربردارنده شگردهای مهم زبان شناسی و بلاغی و نشانه ای است، می توان دریافت در این متن، پادگفتمان هاهمچونچترهای حمایتی ازطرف گفته پرداز مقتدر این اثر به مخاطبان یاری می رسانند تا بسیاری از آموزه های اساسی و مفاهیم ارزشی منظومه گفتمانی را در فضاهایی درونی شده، بهتر و بیشتر دریابند. برای نشان دادن چنین ویژگی در قرآن، در این پژوهش، پادگفتمان هادرسورهکهفتحلیل و تبیین می شوند. روش تحقیق، تحلیل محتوا، براساس ویژگی های اصلی پادگفتمان هاست. یافته های پژوهش نشان می دهد که این سوره مشتمل بر برخی از ویژگی های معنایی پادگفتمان ازقبیل عینیت سازی ازطریق گسترش گفتمان و داستان پردازی، ارجاع محوری، برجسته سازی با کهن الگو، خرق عادت و تمثیل و به کارگیری مناسب و شایسته پادهایی ازقبیل پادهای ناظرساز، مؤلفه ای و... است.
۴.

اقتدار مدنی روحانیت و چالش های نوین آن

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۴۶
روحانیت از این جهت که سازمانی شکل گرفته بر پایه یکی از نیازهای اصلی اجتماعی، یعنی نیاز به دین است، یکی از نهادهای جامعه مدنی و البته قدرتمند ترین آنها در ایران به شمار می آید. کارویژه ذاتی این نهاد، فهم دین، تبلیغ و ترویج دین و اجرای مناسک آن است که البته در شرایط خاص تاریخی، ممکن است وظایف تاریخ مندی بدانها اضافه کند. نهادهای مدنی به عنوان واحدهای تشکیل دهنده جامعه مدنی، در مقابل نهادهای سیاسی مطرح می شوند. وجه اصلی متمایزکننده آنها این است که «کنش جمعی» خود را بدون اجبار و آمریت سیاسی سامان می دهند؛ ازاین رو، مدنیت سازمانی مثل روحانیت، از یک سو در گرو سیاسی نشدن و حفظ استقلال آن از حاکمیت سیاسی و از سوی دیگر، حفظ اعتبار و کارآمدی آن در جامعه اسلامی است. بااین همه، در سال های پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و ورود روحانیت به برخی از ارکان حکومت اسلامی، به وجه مدنی این نهاد آسیب رسیده و از توانمندی آن در چنین حوزه ای کاسته شده است. این مقاله بدون اینکه تأکیدی بر لزوم بازگشت روحانیت به کارکردهای سنتی خود داشته باشد و به حضور خود در حکومت اسلامی پایان بخشد، تنها می کوشد عوامل تقلیل دهنده اقتدار اجتماعی روحانیت را طی چند دهه اخیر تحلیل کند. اینکه این عوامل کدام اند و چگونه توانسته اند مدنیت این نهاد را تحت الشعاع قرار دهند، پرسش هایی است که این مقاله درصدد بررسی آنهاست.