سجاد صادقی

سجاد صادقی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تاثیرپذیری نظریه پردازی روابط بین الملل از سیاست خارجی امریکا: مطالعه موردی مقالات ایرانی 1398- 1400(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: روابط بین الملل روابط بین الملل ایرانی سندروم کیسینجر نظریات انتقادی هژمونی امریکایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
علی رغم اینکه جامعه دانشگاهی روابط بین الملل در دهه های اخیر تلاش کرده تا بدون حذف، تغییر بنیادی و با تکیه بر رویکرد «روابط بین الملل جهانی» بر وسعت دید نظریه پردازی جریان اصلی بیفزاید، به موازات شاهد تلاش نظریه پردازان ملی گرا برای ایجاد نظریات بومی هستیم که با قدرت گرفتن جریان فکری- حاکمیتی «خودیاری گرا» این روند تشدید شده است؛ اما نظریه پردازی بومی تا امروز موفق به کسب جایگاه و هویت دانشگاهی مستقل نشده و مورد استقبال پژوهشگران قرار نگرفته است که این عدم شکل گیری را برخی به عملکرد جریان اصلی روابط بین الملل نسبت می دهند. در جریان اصلی نیز برخی نقش روابط بین الملل امریکایی را پررنگ تر دیده و بر تاثیرگذاری عمیق امریکا در فرآیند نظریه پردازی تاکید دارند. مبنای این استدلال، پذیرش نقش «چیره طلبانه بین المللی» امریکا می باشد که موجب تولید و مدیریت وقایع بین المللی متعدد دانسته شده که در نهایت برای پژوهشگران بومی گرا نیز چاره ای جز انتخاب مسائل و تحلیل از منظر تاثیرگذاری عمیق سیاست خارجی امریکا باقی نگذاشته است. در اینجا بحث روند مشروعیت یابی از طریق امکان اجرایی شدن نظریات، موضوع مهمی است که «سندروم کیسینجر» را در اندیشمندان غیرامریکایی تشدید می نماید. در این پژوهش 500 مقاله علمی- پژوهشی از میان مقاله های منتشر شده در سال های 1398، 1399 و 1400 مجلات علمی- پژوهشی روابط بین الملل ایران مورد بررسی و تاثیرگذاری امریکا بر ادبیات روابط بین الملل ایرانی مورد واکاوی قرار گرفته است. 
۲.

نقش ایالات متحده آمریکا درروند تکوین نظریه پردازی روابط بین الملل: بررسی نظام ارزشی-هنجاری و مطالعه ی موردی فردگرایی

نویسنده:

کلید واژه ها: ایالات متحده آمریکا تحول پژوهی روابط بین الملل نظام ارزشی - هنجاری نظریه پردازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
ارتباط علّی میان ایالات متحده آمریکا و دانش روابط بین الملل موضوعی است که در تحول پژوهی با رویکرد برون رشته ای به یکی از مسائل فرعی، اما با اهمیت در دیسیپلین تبدیل شده است. باید توجه داشت که پرسش در مورد امکان تسلط و یا تاثیرگذاری عمیق یک کنشگر متعهد و پذیرنده ی نقش هژمون بر یک حوزه ی دانشی در سایر رشته های علوم اجتماعی مسبوق به سابقه است. در پژوهش حاضر به تبیین جایگاه و نقش نظام ارزشی-هنجاری آمریکا در مکانیسم تاثیرگذاری بر تئوری پردازی روابط بین الملل پرداخته ایم. چارچوب نظری پژوهش بر زمینه ی پروردگی تاکید داشته و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی شاخص های برخاسته از لیبرالیسم از جمله فردگرایی و عملگرایی پرداخته و ارتباط معناداری میان این شاخص ها و پیش فرض های تئوری پردازی در روابط بین الملل تشخیص داده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، طبیعی است که با عینک و زمینه ی پروردگی لیبرال و بر مبنای روش زندگی آمریکایی اگر به جهان بین الملل نگریسته شود، این جهان قطعا باید آنارشیک باشد. همچنین گرایش افراطی به واقعگرایی و زیرشاخه های آن در روابط بین الملل آمریکایی امری قابل درک خواهد بود
۳.

آمریکا و نظریه پردازی روابط بین الملل: برداشتی انتقادی از مولفه های نظام هنجاری، سیاست قدرت و تولید علم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۸۹
نظریه پردازی به عنوان بخش تفکیک ناپذیرحوزه ی مطالعاتی روابط بین الملل دانسته شده که چارچوب عمده ای از کنش های علمی و معرفتی عالمان این رشته و روند تحول و پیشرفت آن را دربر می گیرد. از سوی دیگر، روند نظریه پردازی همواره از تحولات برون/ درون زای گوناگونی تأثیر پذیرفته که هر یک دامنه ای از پی آمدها و نتایج را همراه داشته است. در میان تحولات برون زا، چگونگی نقش آفرینی آمریکا به دورنمای تحلیلی خاصی اشاره دارد. در این مورد پرسش مورد نظر اینکه: چگونه می توان چارچوب نقش آفرینی ایالات متحده در ارتباط با روند شکل گیری و تحول نظریه پردازی روابط بین الملل را بررسی و توضیح داد؟ در پاسخ، فرضیه ی اصلی نیز عبارتست از اینکه: برای بررسی و توضیح چگونگی تأثیر-گذاری ایالات متحده بر روند شکل گیری و دگرگونی نظریه پردازی روابط بین الملل، می توان از متغیر های چارچوب هنجاری و ارزشی، نیازهای سیاستگذاری معطوف به منافع ملی و توانمندی تولید علم بهره برد. در این ارتباط، نگرش های ملهم از «روابط بین الملل انتقادی» در جهت تحقق جامعیّت پژوهشی؛ از نقشی تعیین کننده برخوردار است. برای آزمون فرضیه از روش «توضیحی / تحلیلی» سود برده و چارچوب نظری نیز «جامعه شناسی شناخت» می باشد که در قالب نوعی همپیوندی با آراء فوکو، مورد استفاده قرار گرفته است. در دستاوردهای پژوهش نیز آشکار می-شود که هر نوع تأمل و ارزیابی محتوایی در خصوص نظریه های روابط بین الملل به ویژه در حوزه ی نظریه های خرداگرا، نیازمند توجه به چگونگی پیوند یابی یا تأثیرپذیری نظریه های مزبور با عناصر سخت و نرم افزاری آمریکا می باشد، آنچه که به وجود نوعی «زمینه مندی و فرهنگ پروردگی» اشاره دارد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان