نقد داستان دورنمای کاسل راک اثر آلیس مونرو و رازی در کوچه ها اثر فریبا وفی بر مبنای روایت شناسی جنسیتی و گفتمان قدرت از منظر جودیت باتلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
173 - 188
حوزه های تخصصی:
به اعتقاد جودیت باتلر، و متأثر از عقاید میشل فوکو، ساختار قدرت به شکل شبکه ای پیچیده در جامعه گسترده است و زنان در این ساختار، در پایین ترین سطح قرار دارند. در واقع ساختار پیدا و پنهان قدرت، زنان را از حقوق بدیهی خود محروم می کند. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی- انتقادی به نقد مجموعه داستان «دورنمای کاسل راک» اثر مونرو و «رازی در کوچه ها» از فریبا وفی می پردازد. نتایج این بررسی حاکی از این است که هر دو نویسنده چنین شبکه های پیچیده ای از قدرت را آشکار کرده، نشان می دهند چگونه زنان در جامعه پس رانده می شوند. مونرو با روایتی ساده، مصادیق و نشانه های گفتمان قدرت را در لایه های زیرین اجتماع بازنمایی می کند و از زنان می خواهد تا بر حقوق خود پافشاری کنند. وفی نیز از استیلای قدرت مردانه می گوید. ادبیات از نظر مونرو یکی از عرصه هایی است که این مبارزه پنهان اجتماعی و مدنی را عینیت می بخشد. وفی، این مسئله را با نشان دادن استعدادها، قابلیت ها و توانایی ایستادگی ذهنی و عملی زنان مطرح می کند. ذهنیت فمنیستی مونرو و وفی در این داستان ها از دستاوردهای معروف به سه موج فمینیسم بهره می برد ولی بیشتر وامدار تأملات فیلسوف پساساختارگرا، جودیت باتلر از موج سوم فمینیسم است.