افسانه زرکش

افسانه زرکش

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

منطقی کردن و انتقال سطوح منحنی فرم آزاد از مدل شبیهسازی کامپیوتری به فضای واقعی(اجرا)، به روش هندسی و ارایه روش ساخت قالب مدل

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۵۱
یکی از اصلی ترین عناصر تشکیل دهنده ی شخصیت یک بنا از نظر معماری؛ بافت و پوشش سطوح آن است. اگر نمای ساختمانی از سطوح مسطح تشکیل شده باشد قطعا تجزیه، تحلیل و اجرای آن بسیار آسان تر از سطوح منحنی می باشد. در سطوح منحنی که طبق روابط ریاضیات شکل گرفته است(ruled surface)، در واقع این سطوح دارای قواعدی هستند که در زمان تجزیه، کاملا سطوحی با منطق مشخص را تشکیل می دهند؛ اما در سطوح منحنی فرم آزاد روند منطقی در درک و تجزیه آن ها وجود ندارد و چالشی اساسی در انتقال این گونه فرم های منحنی مدل شده در فضای رایانه به بیرون (اجرا) می باشد. در این مقاله با روشی هندسی با کمک رایانه به منطقی کردن سطوح منحنی فرم آزاد و سپس شیوه ساخت قالب قطعات منحنی پاسخ می دهیم. به این ترتیب که پوسته ای به صورت منحنی فرم آزاد در فضای رایانه ایجاد کردیم؛ بعد از قرار دادن پوسته در دستگاه مختصات و انطباق دادن آن در محورهای مختصاتی آن را در یک هندسه فضایی مقرر کردیم. پس از ساختن یک مدول مشبک و عبور دادن کل پوسته منحنی از مدول، پوسته به قطعاتی تقسیم شد که در دوجهت دستگاه مختصاتی منطقی گشت (اندازه های معین). حال هر قطعه از پوسته برای منطقی شدن در جهت دیگر مختصاتی (جهت سوم) 90 درجه چرخانیده شد و سپس سایه قطعه به صفحه مقابل خود تصویر گردید و در آخر اندازه قالب قطعات جز به جز استخراج گردید.
۲.

تدوین آداب همنشینیِ معمارانه با بناهای تاریخیِ مقدس در ایران مطابق روش «استدلال بر مبنای نمونه»

تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
همواره در پژوهش های حوزه معماری و شهرسازی از «نمونه های مورد مطالعه» نام برده می شود و به فراخور موضوع تحقیق، نمونه هایی مورد ارزیابی قرار می گیرند. اما غالباً نقش این «نمونه ها» در روند پژوهش و نحوه استخراج داده های مفید از آنها، مبهم و بدون روش مشخص است. در واقع معمولاً هر محقق به گونه ای شخصی و فارغ از روش های علمی به تحلیل نمونه ها اقدام می کند. این فقدان روش مندی، از یک سو ارزش علمی پژوهش را کمرنگ می کند و از سوی دیگر امکان اعمال نظر شخصی محقق بر روند تحقیق را افزایش می دهد به گونه ای که ممکن است از یک نمونه واحد، دو محقق، دو نوع نتیجه گیری کنند. از سوی دیگر پژوهش های معماری که قصد بهره گیری از تجربیات گذشته را دارند ناچارند که به نمونه های پیشین مراجعه و جنبه های مثبت آن را برای ایده های آتی وام گیرند. بدین لحاظ، ضروری است که متناسب با موضوع تحقیق، تکنیک های مدون علمی که چهارچوبی روش مند دارند شناسایی شده و مورد استفاده واقع شوند. نوشتار حاضر، برای پاسخگویی به یک نیاز، یعنی چگونگی تدوین آداب همنشینی با بناهای تاریخی مقدس، سعی دارد روشی را پیشنهاد کند که از طریق نمونه های موجود بتوان معیارهایی برای طرح های آینده تدوین کرد. محدودیت های منابع تحقیق، قوانین و اسناد کلی نگر و غیر بومی (منشورها و توصیه نامه های بین المللی)، تعارض دیدگاه های صاحبنظران در خصوص حفاظت و ساختارهای جدید و در نهایت پیچیدگی های مطالعه بر روی آثار ارزشمند تاریخی نشأن می دهد که از میان روش های موجود ترجیح با آنهایی است که نمونه های پیشین در یک منطقه جغرافیایی را تجزیه تحلیل کرده و از خلال آنها آدابی متناسب با همان پهنه جغرافیایی و فرهنگی استخراج کرده اند. روش پیشنهادی، یعنی «استدلال بر مبنای نمونه» Case-based reasoning مطابق یک مدل ساختارمند، به محقق کمک می کند که نمونه ها را طی یک فرآیند مشخص، تحلیل کرده و خروجی هایی مورد انتظار به دست آورد. این روش برای سایر پژوهش های مشابه نیز کارایی داشته و محققان حوزه معماری و شهرسازی را از برخوردهای غیر یکسان با نمونه های موردی می رهاند.
۳.

علل تأثیر معماری بناهای دولتی و عمومی بر معماری بناهای خصوصی در دوره پهلوی دوم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۹۲ تعداد دانلود : ۶۷۵
ابنیه خصوصی یکی از اقسام بناها را در تمامی دورههای تاریخی ایران از جمله عصر پهلوی دوم تشکیل میدهد که در جایگاه خویش حائز اهمیت است. معماری بخش خصوصی در این دوره که قسمی از آثار و معماری خصوصی امروز را نیز شامل میشود تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است که یکی از آنها، معماری ساختمانهای دولتی و عمومی (به همراه عوامل دیگر) است. گرچه الگوبرداری از ابنیه دولتی و عمومی، پیشرفتها و امکانات تازهای در معماری و در مواردی همخوانی با اقلیم را در پی داشته لکن از آنجا که موجب رواج معماری غیرخودی و دارای هماهنگی اندک با اقلیم شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است، ریشهیابی این تأثیرپذیری اهمیت پیدا میکند. لذا هدف این تحقیق، دستیابی به علل و میزان نقش علل درتأثیر معماری برخی از ابنیه دولتی و عمومی بر معماری بعضی از بناهای خصوصی و شناخت و بررسی آنهاست. بررسیهای انجام شده و نتایج بدست آمده نشانگر آن است که چهار عامل اصلی شامل خصوصیات بناهای دولتی و عمومی، ویژگیها و شرایط بخش خصوصی، عوامل واسطهای، و عوامل جانبی و زمینهای در حد تقریباً متوسط سبب تأثیرشدهاند. عامل جانبی بیشترین دخالت و عامل بخش خصوصی کمترین نقش را داشته است. یعنی اثرگذاری به ویژه به سبب فراهم آمدن امکانات و شرایط مانند ""عوامل سوقدهنده جامعه به سمت فرهنگ جدید و ...""، ""اشاعه دیدگاههای فرهنگی نو و ..."" و ""منابع تأمینکننده درآمد کشور و تعیینکننده میزان آن و ..."" بوده است. همچنین بررسی شاخصها نشان میدهد برخی از آنها با بیشترین نقش در عامل مربوط به خویش عبارت است از : تازگی بنا، خواست قشر مرفه برای الگوبرداری، بعضی از بناهای خصوصی اثر پذیرفته ...، ترویج دیدگاههای فرهنگی جدید...، تبلیغ زیاد مصالح و ...، داشتن تحصیلات عالیه و ... . عوامل تأثیرگذار دیگر در عصر پهلوی دوم بر معماری اماکن خصوصی متأثر از بناهای دولتی و عمومی عبارت است از : وابستگی تام سازمان اقتصادی و سیاسی کشور، گرایش افراطی به غرب، اشاعه دیدگاههای فرهنگی جدید، تمرکز فعالیتها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و مهاجرت به این شهرها، ابنیه خصوصی، افراد غیرمتخصص، و پژوهشها در حیطه معماری.
۸.

کیفیت آموزش و کار حرفه ای در ایجاد همسازی بین فضا و سازه در معماری معاصر غرب

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۰
انقلاب صنعتی تحولاتی را در آموزش و کار حرفه ای معماری معاصر غرب بدنبال می آورد شامل تقسیم وظایف معمار- ایجاد مدارس تکنیکی تولید مصالح جدید و پر قدرت توسعه علوم و تکنولوژی سازه ای جدایی تئوری و عمل و صرفه اقتصادی .در سایه این تحولات معمار و مهندس سازه هماهنگی لازمه را پیدا نمی کنند و به تبع آن بناهایی ایجاد می شوند که در آنها فضا و سازه منفصل از یکدیگر می باشند.پیامدهای نابهنجار این دو گانگی بحث کیفیت آموزش و کار حرفه ای- معماری برای ایجاد همسازی بین فضا و سازه را بر اساس وضع موجود مطرح می کند.هدف از این مقاله بررسی دقیقتر این موضوع بصورت کاربردی و جلب توجه معماران و مهندسان سازه به کیفیت همسازی فضا و سازه و چگونگی همکاری واقعی میان آنها می باشد.بررسی مبانی ایجاد سازش بین فضا و سازه نتیجه می دهد که همسازی بر پایه معیارهای هماهنگی در معماری و عوامل بوجودآورنده سازگاری در معماری گذشته ایجاد می شود و شامل مفاهیم فضا و سازه و نگرش جامع می باشد.فضای معماری فضایی کیفی است و مبین خصوصیات فضای وجودی انسان می باشد.سازه به مفهوم ترکیبی منسجم از عناصر ساختمانی مقاوم و باربر است که دارای الزاماتی از قبیل قاعده و هندسه می باشد.درنگرش جامع فضا و سازه (و بقیه اجزا) بصورت پیوسته با هم و مرتبط با کل طرح می شوند.همچنین همکاری بین معمار و مهندس سازه (و سایر مهندسین) بر مبنای مفهوم کل انجام می شود و باید مبتنی بر تبادل نظر از ابتدا تا انتهای طراحی باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان