سعید ماخانی

سعید ماخانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

تاریخ نگاری های ملی و تأثیر آن بر شکل گیری دولت ملی در سده های میانه متأخر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
آگاهی ملی عاملی بنیادین در تأمین امنیت سرزمینی است. آگاهی ملی زمانی به بار مینشیند که برداشتیعمومی در راستای خیر عمومی و امنیت یک سرزمین محقق شده باشد. از جمله عوامل مهمی که درفرایند شکل گیری خیر عمومی و امنیت در اروپای مدرن تأثیرگذار بوده است، می توان به دولت هایملی اشاره کرد. دولتهای ملی محصول نگرش های جدیدی بوده اند که بیش از هر چیز در سیطرهتاریخ نگاری های ملی، عرفی و محلی بوده اند. بر این اساس، هدف این مقاله، نشان دادن تأثیرتاریخ نگاریهای ملی بر شکل گیری دولت ملی در سده های میانه متأخر با تأکید بر مفهوم امنیت و خیرعمومی ملت است. سؤال اصلی مقاله این است که سبک جدید تاریخنگاری ملی که نظری ویژه بهامنیت و خیر ملت دارد، چه تأثیری بر شکل گیری دولتهای ملی میان سده ای و تداوم آنها داشته است؟فرضیه مقاله عبارت از این است که پرداختن به موضوع ملت در تاریخ نگاریهای جدید سبب شد تامفهوم ملت و حفظ امنیت و تحقق خیر عمومی آن در مرکز توجه قرار گیرد و ماده مورد نیاز را برایصورت دولت تأمین کند.
۲.

دریدای لویناسی؛ گذار از هستی شناسی به اخلاق

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
در این مقاله به دنبال فهم اندیشه فلسفی دریدا و رفع ابهام آن هستیم؛ پاسخ ما به این ابهام آن است که دریدا را باید پیش از هرچیز در چارچوب مباحثِ امانوئل لویناس فهمید و قرار داد. این جایگذاری درید،ا در نوع خود، بسیار کلیدی است و معنای ضمنی فلسفه او را متفاوت می سازد. دلیل این تحول آن است که در خوانش عمومی دریدا را در درجه نخست وارث نیچه و پس از آن هایدگر می دانند که در افق فکری آن دو و در سنت نقد متافیزیک آن دو قرار می گیرد. لویناسی دیدن دریدا به این معنی است که فلسفه او را گذار از فلسفه هایدگری، یعنی هستی شناسی، به اخلاق بدانیم. یعنی آن که سخن دریدا، بر اساس زبانِ لویناس، در چارچوبِ عدالت قرار می گیرد. مطابق این سخن، سوال اصلیِ مقاله پیش رو این است که چگونه می توان تقدم امر اخلاقی بر هستی شناسی را در فلسفه دریدا نشان داد؟ بر این اساس تلاش فکری دریدا را باید تلاشی برای فراروی از مباحث هستی شناسانه دانست و روش واسازی وی را تحلیلی بدانیم که نه در ساحت هستی که در نیرویِ الزام آورِ امر اخلاقی صورت می گیرد، عملی که رو به بیرون و شناخت آن چه هست ندارد، بلکه به نام دیگری، از آنچه که انجام شده و انجام داده، سخن می راند. بر این اساس، هدفِ مقاله حاضر ایضاحِ تقدم اخلاق بر هستی شناسی به معنای رویکردی درست به فلسفه دریدا می باشد.
۳.

ماهیت اندیشه سیاسی سده های میانه، با تأکید بر فلسفه مسیحیت

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
ماهیت اندیشه سیاسی سده های میانه، همواره، موضوعی مورد بحث نزد پژوهشگران این حوزه بوده است. تبیین این مسئله می تواند امکان فهم دقیق تری از تحولات فکری در سپهر سیاست در سده های میانه را به دنبال داشته باشد. از منظر نوشته حاضر، سیاست در سده های میانه را باید در نسبتی که با مفاهیم سیاسی در کتاب مقدس داشته است، فهم کرد. مدعای ما این است که کتاب مقدس گنجینه ای مهم است که هنگام ترجمه متون سیاسی در دوران میانه توجه مترجمان و اندیشمندان سیاسی را به خود جلب کرد، و هنگام معادل گزینی با انتخاب این واژه ها اندیشه سیاسی را در مسیر تعالیم جامع مسیحیت قرار داد. ازاین رو، اندیشه سیاسی کاملاً تحت تأثیر فلسفه دینی مسیحیت معنا می یافت، و در نسبتی خاص با نظام کلی اندیشه مسیحی قرار گرفت.
۴.

جان رالز: گذار از نظریه ای در باب عدالت به لیبرالیسم سیاسی

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
گذار در نظریه سیاسی جان رالز به مواضعی اشاره دارد که او پس از انتشار اثر نخست خود، «نظریه ای در باب عدالت»، اتخاذ کرد. این گذار ناشی از نارضایتی ها و ناسازگاری های درونی بود که او درصدد اصلاح آنها برآمد. تغییراتی که او در نظریه خود اعمال کرد، در «لیبرالیسم سیاسی» به اوجو تکامل نهایی خود رسید. فهم این گذار با رجوع به مسئله پایداری ممکن خواهد بود. از نظر رالز، پایداری برای همکاری های اجتماعی و تحقق جامعه بسامان ضروری بود. او در ابتدا بر آن بود که پایداری با تکیه صرف بر عناصر آن، یعنی حس عدالت و برهان همسازی، به طور ذاتی تحقق می پذیرد. اما، به مرور زمان، با فاصله گرفتن از دیدگاه های اخلاقی، و با پذیرش واقعیت تکثرگرایی معقول و اهمیت ارزش های سیاسی، به این نتیجه رسید که صرف پذیرش اصول عدالت توسط شهروندان به پایداری و جامعه بسامان منجر نخواهد شد. او این بار با طرح خوانشی متفاوت از پایداری و جایگزین کردن اجماع همپوش به جای برهان همسازی شرایطی را فراهم آورد تا آموزه های جامع و متکثر شهروندان به رسمیت شناخته شود. بنابراین شهروندان می توانند در قالب یک خودآیینی واقعی اقدام به عمل عادلانه در جامعه بسامان کنند.
۵.

مبانی کیهان شناختی اندیشه ی سیاسی ایرانشهری با تأکید بر منابع زرتشتی

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
در کیهان شناسی پیشامدرن همواره این ایده وجود داشته که جهان انضمامی توسط نیرو یا نیروهایی شکل گرفته که جهت و مسیر نهایی عالم را مشخص می کند. اگر اندیشه ی سیاسی مجموعه ای از ایده ها برای تدبیر امور سیاسی عالم دانسته شود که به بحث از مبادی قدرت می پردازد، همسازی میان اندیشه ی سیاسی و کیهان شناسی ضروری خواهد بود. بر این اساس، کیهان شناسی الگویی متعالی برای اندیشه ی سیاسی فراهم می آورد که تبلور این الگو را می توان در آن دید. فرضیه ی ما این است که اندیشه ی سیاسی ایرانشهری، با لحاظ استلزاماتش مانند اندیشه ی عدالت، ایده ی اندراج، شاهی آرمانی و غیره باید با رجوع به مبادی کیهانی ای فهم شود که مستقلاً در تفکر ایران باستان ریشه داشته است. بنابراین در مقاله ی حاضر نشان خواهیم داد که چگونه کیهان شناسی در تدوین و تأسیس اندیشه ی ایرانشهری، به طور عام، و اندیشه ی سیاسی ایرانشهری، به طور خاص، ایفای نقش کرده است. این بررسی با بحث درباره ی منشأ عالم و نسبت جهان متناهی با نامتناهی صورت خواهد گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان