پریسا جانجانی

پریسا جانجانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تجربه زیسته آشفتگی زناشویی در جهان ادراکی زنان؛ مورد مطالعه: کلینیک توحید شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
زندگی زناشویی دستخوش مخاطرات گوناگونی است، حادترین این مخاطرات آشفتگی زناشویی است که منجر به جدایی هیجانی و طلاق می شود. هرچند پژوهش های متفاوت و بعضاً قابل طرحی در این زمینه صورت گرفته است ولی به نظر می رسد لازم است با رویکردهای تئوریک دیگری نیز به این موضوع پرداخته شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری از زیست جهان زنانی که آشفتگی زناشویی را تجربه کرده اند با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسانه انجام شده است. جامعه پژوهش دربرگیرنده زنان با تجربه آشفتگی زناشویی مراجعه کننده به کلینیک توحید شهر کرمانشاه بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده که نخست با 6 نفر از زنان مصاحبه اکتشافی انجام شده، سپس با شمار 16 نفر از آنان که خودشان یا همسرشان تجربه بیماری روانی آشکاری نداشتند، مصاحبه اصلی صورت گرفته و نمونه گیری به اشباع رسیده است. با استفاده از مصاحبه اپیزودیک و با تکیه بر روش پدیدارشناسی در روانشناسی جیورجی-ورتز جهان ادراکی زنان به تصویر کشیده شده است. پنج ساختار کلی (درون مایه) دربرگیرنده، "قصدمندی متعارض"، "درک متقابل تجربه زیسته"، "همدلی هیجانی"، "تصورات زوجین پیش از  ازدواج" و "ابژه گی آموخته شده" توصیفی از تجربه آشفتگی زناشویی در جهان ادراکی زنان موردمطالعه است. بنا بر نتایج مطالعه حاضر به درمانگران بالینی توصیه می شود از این مفاهیم در مشاوره های پیش از ازدواج به منظور آگاهی بیشتر زوجین بهره گیرند.
۲.

مروری سیستماتیک بر پژوهش های آشفتگی زناشویی سیطره پوزیتیویسم و غیبت مسائل جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۵۹۰
اخیراً موضوع آشفتگی زناشویی به عنوان یکی از عامل های ختم شونده به طلاق مورد توجه قرار گرفته است. نتایج مطالعات نشان می دهد در هر لحظه از زمان 20% جمعیت در معرض آشفتگی زناشویی هستند. لذا به نظر می رسد شناسایی عوامل پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی و توجه به مسائل جنسیتی جهت هر گونه اقدامات پیشگیری کننده ضروری است. بنابراین، مرور سیستماتیک حاضر، با هدف شناسایی عوامل پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی در پژوهش های مورد نظر و چگونگی توجه آنها به مسائل جنسیتی انجام شده است. قلمرواین مرور پژوهش های انجام شده طی سال های 2018-1981 بوده و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی با استفاده ازکلید واژه های آشفتگی زناشویی، زنان، مردان، زوجین و معادل انگلیسی آن ها انجام شده است. نتایج این مرور متون نشان داده که مطالعات به ترتیب عوامل فردی2/52 %و بین فردی7/21%، اجتماعی- فرهنگی13%، فردی و بین فردی7/8%، فردی واجتماعی –فرهنگی3/4 %را پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی می دانند. دیگر نتایج این مطالعه حاکی از آن است که آشفتگی زناشویی در 86% مطالعات با روش کمی مورد بررسی قرار گرفته و60% مطالعات مبنای تئوریکی مشخصی درنظر نگرفته اند. فراتر از چنین ویژگی هایی، به نظر می رسد نگاه محققین در بیشتر مطالعات انجام شده، مبتی بر نظرگاهی پوزیتیویستی از روانشناسی و روانشناسی اجتماعی بوده است و جای خالی رویکردهایی غیر پوزیتیویستی برای تحلیل چنین موضوعی احساس می شود؛ تحلیل هایی که مفاهیمی همانند" توالی تعاملی در روابط زناشویی"،"جهان ادراکی زوجین"، "همدلی هیجانی" و "مسائل جنسیتی" را به میان آورند. این چنین رویکردهایی در کنار رویکردهای پوزیتویستی می توانند به غنای تحلیلی " پژوهش های آشفتگی زناشویی " مدد رسانند.
۳.

تحول شخصیت در بزرگسالی: پیش بینی پدیدآورندگی در مقابل راکدماندگی بر اساس رگه های بزرگ شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
مطابق با تحولات نوین دانیل مک آدامز (2004) در دیدگاه سنتی و پایه اریکسون، تکلیف تحولی دوره میانسالی برقراری تعادل بین پدیدآورندگی و راکدماندگی است. در این پژوهش رابطه بین پنج رگه بزرگ شخصیتی و تحول شخصیت در دوره میانسالی (پدیدآورندگی- راکدماندگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تلاش شده است تا سهم این رگه های بزرگ شخصیتی در پیش بینی پدیدآورندگی و راکدماندگی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (150 مرد و 150 زن) از کارکنان سازمان های آموزش و پرورش و مدارس استان همدان بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از مقیاس پدیدآورندگی لویولا ( LGS ) (1992)، مقیاس راکدماندگی برادلی ( BBS ) (1997) و پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو ( NEO ) (1992) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج تحلیل های همبستگی نشان داد که بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «پدیدآورندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «پدیدآورندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< ). از سویی دیگر؛ بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «راکدماندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «راکدماندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/05 P< ). نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که رگه های بزرگ شخصیتی می توانند «پدیدآورندگی» و «راکدماندگی» را به صورت معناداری پیش بینی کنند (0/05 P< ). بر اساس نتایج این پژوهش، بین رگه های بزرگ شخصیتی و «تحول شخصیت در دوره میانسالی» رابطه معناداری وجد دارد. بدین معنا که؛ نمرات بالا در «روان آزردگی گرایی» می تواند به «راکدماندگی» در دوره میانسالی منجر شود. و از سویی دیگر، کسب نمرات بالا در «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری» می تواند به «پدیدآورندگی» در دوره میانسالی منجر شود.
۴.

اثر شخصیت راکدماندگی و پدیدآورندگی بر سبک زندگی: نگاهی تجربی به نظریه روان شناسی تحولی اریکسون در گستره عمر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سبک زندگی سالم راکدماندگی پدیدآورندگی روان شناسی تحولی روان شناسی گستره عمر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۳ تعداد دانلود : ۵۸۹
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی و سبک زندگی سالم اجرا شد. این پژوهش یک طرح توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (154 زن و 146 مرد) بودند که از بین کارکنان اداره های آموزش و پرورش شهر تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی، از مقیاس راکدماندگی برادلی (BBS)، و مقیاس پدیدآورندگی لویولا (LGS)، و برای سنجش سبک زندگی سالم از نیمرخ سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (HPLP-II) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. راکدماندگی به صورت منفی و پدیدآورندگی به صورت مثبت با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. نمره کل سبک زندگی سالم توسط راکدماندگی (به صورت منفی) و پدیدآورندگی (به صورت مثبت) پیش بینی شد. یافته های پژوهش در قالب الگوهای ارتقاء سلامت و الگوهای شخصیتیِ نشان دهنده اهمیت رویکرد تحولی در زمینه ابعاد مختلف سبک زندگی، تفسیر شد. در مجموع، ابعاد گوناگون سبک زندگی در بستر تحول روانی – اجتماعی و در ارتباط مستقیم با ویژگی های شخصیتی شکل می گیرند. پیشنهاد می شود که در پژوهش های آینده نقش و اهمیت رویکرد تحولی در شکل گیری و تغییرات رفتارهای سبک زندگی بیشتر بررسی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان