پژوهشنامه نقد ادب عربی

پژوهشنامه نقد ادب عربی

پژوهشنامه نقد ادب عربی دوره هشتم بهار و تالستان 1397 شماره 16 (پیاپی 74)

مقالات

۱.

بررسی ویژگی های افعال تکرار شده در اشعار رمانتیک و رئالیست عبدالوهاب بیاتی

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۴۹
تکرار بعنوان آرایه ای ادبی از اهمیت بسزایی در شعر معاصر عرب برخوردار است. بطوری که این آرایه به علت نقش زیباشناختی و وظیفه بیانی خود بسیار مورد توجه شاعران و ناقدان قرارگرفته و تبدیل به یکی از عناصر اصلی قصاید آنها شده است. از سوی دیگر بسیاری از این شاعران تحت تاثیر جریانهای سیاسی و اجتماعی عصر خود رو به جریانهای ادبی چون رمانتیسم و رئالیسم آورده و با تاثیرپذیری از آنها به سرودن قصاید خود در موضوعات مختلف و مضامینی متناسب با خصوصیات این مکاتب مبادرت ورزیده اند. به همین دلیل برای فهم قصاید بسیاری از آنها لازم می آید ابتدا به بررسی ویژگیها، میزان و چگونگی تأثیر این مکاتب بر عناصر تشکیل دهنده قصاید آنها بپردازیم. از جمله این شاعران عبدالوهاب بیاتی شاعر عراقی می باشد. که رو به این مکاتب نهاده و بسیاری از قصاید خود را با تأثیر پذیری از آنها سروده است. بدین ترتیب بر آن شدیم تا با شیوه ای توصیفی - تحلیلی و همچنین شیوه ی آماری با بررسی افعال تکرار شده در این سروده ها بعنوان یکی از عناصر شاخص جنبه های لفظی و معنایی ضمن تحلیل و بیان چگونگی تأثیر این مکاتب بر شاعر و مضمون قصاید او چگونگی تأثیر آنها بر جنبه لفظی این قصاید را نیز نمایان سازیم.
۲.

بررسی مواضع متمایز نحوی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
شناخت هر متنی تنها با ساز و کار های ویژه ی همان متن به صورت تشکیکی امکان پذیر می باشد این قاعده کلی در مورد کتب آسمانی از جمله قرآن کریم که در مقام نزول از علم الهی به عالم طبیعت در قالب ادبیات بشری تجلی نموده است نیز صادق است از این رو یکی از دانشهای تعیین کننده در قلمرو قرآن پژوهی به ویژه تفسیر قرآن کریم دانش نحو است. مقاله پیشارو با عنوان "بررسی مواضع نحوی علامه طباطبائی در تفسیر المیزان" کاوشی نظری به روش تحلیل_توصیفی است که جهت تبیین دیدگاههای متمایز نحوی علامه طباطبائی در تفسیر المیزان سامان یافته و در مقام پاسخگویی به پرسش زیر بوده است.«سهم دانش نحو در تمایز تفسیر المیزان نسبت به دیگر تفاسیر عامه و امامیه چه اندازه می باشد» پژوهشگر از رهگذر پردازش داده ها در مجموع به این نتیجه رسیده است که اولاً : سیاق مداری ، حجیّت ظاهر و استقلال قرآن کریم در دلالت بر مدلول لفظی خود سبب رویکرد ویژه علامه به دانش نحو و برجستگی نقش این دانش در تفسیر قرآن به قرآن گشته است. ثانیاً : علامه طباطبائی برای اثبات و ابرام دیدگاههای تفسیری خویش و نیز نقد و جرح دیدگاههای دیگر مفسران به صورت فراگیر از قواعد و معیارهای نحوی سود برده است
۳.

نقد و بررسی نظرات نحوی عبدالعزیز کاشی در نسخه خطی« شرح المفصل»

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۹
نسخه ی« شرح المفصل» عبدالعزیز کاشی برجای مانده از قرن هفتم و هشتم هجری است که در آن نویسنده با نثری روان و علمی به شرح کتاب «المفصل» زمخشری پرداخته است. با بررسی نظرات و موضع گیری های وی می توان دریافت که پیرو مکتب بصره بوده است. این نویسنده ی ایرانی مسلّط به زبان عربی تنها به ذکر نظرات علمای نحو بسنده نمی کند بلکه در موارد بسیاری با تکیه بر استدلال های سماعی و قیاسی به اظهارنظر می پردازد. ابن حاجب از جمله نحویانی است که کاشی بسیار به نظرات وی اشاره می کند؛ گاهی در تأیید و گاهی در نقد و رد نظرات وی. این جستار با روش توصیفی تحلیلی به بررسی انتقادهای کاشی نسبت به نظرات ابن حاجب پرداخته و به این نتیجه رسیده است که انتقادهای کاشی در بسیاری موارد به جاست. او با شیوه ای روشن و به دور از تکلّف و اصطلاحات پیچیده ی منطقی و با به کارگیری دلایل علمی استوار به اثبات مدّعای خود پرداخته است. کاشی در اکثر موارد با زمخشری هم عقیده است و توانسته درستی کلام زمخشری را به اثبات برساند.
۴.

نقد و بررسی ساختاری و محتوایی کتاب «الفکوک فی شرح الشکوک»

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
کتاب کافیه ابن حاجب (646ق) با وجود حجم کمی که دارد، از دیرباز توجه دانشمندان بسیاری را به خود جلب کرده و عده ی زیادی به شرح و نقد آن پرداخته اند. به طوری که افزون بر شرح های فارسی و ترکی، صد و چهل و دو شرح به زبان عربی دارد. بعضی از این شرح ها شهرت فراوانی دارد و بعضی دیگر از شهرتی که شایسته ی آن است بهره مند نشده و گمنام باقی مانده اند. از جمله شروح گمنام «کافیه» شرح احمد بن حسن جاربردی به نام «شکوک علی الحاجبیة» است که پسرش ابراهیم جاربردی در کتابی با عنوان «الفکوک فی شرح الشکوک» آن را شرح داده است. تحقیق حاضر به شیوه ی نگارش کتاب «الفکوک فی شرح الشکوک» در عرضه ی مطالب و تعلیلات و شواهد و موضع نویسنده در اختلافات نحوی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد هنگامی که جاربردی از تعلیل های منطقی استفاده می کند دچار اطناب و پیچیدگی در کلام شده، بیشتر از تمثیل های نثری استفاده کرده و پیرو مکتب بصره یا کوفه نبوده بلکه پیرو قیاس صحیح و نقل بسیار بوده است.
۵.

بررسی تقابل هجاء سیاسى فاحش با اخلاقِ دینى در دالیّه سید حیدر حلی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
از دیرباز موضوع چالش برانگیز تقابل هجاء و به ویژه هجاء سیاسى فاحش با ارزش های دینى و اخلاقى، مورد توجه فقها از یک سو، و از سوى دیگر مورد توجه شاعران پایبند به اصول اخلاقی و دینی بوده است. بر این اساس گمان نمی رفت که این گونه از هجاء که معمولاً همراه دشنام گویی و مبالغه در بیان زشتی ها است به شعر شاعرانی که خود را پیرو اهل بیت علیهم السلام می دانند راه پیدا کند. ولی برخلاف این پندار در شعر سیاسی شیعی قصیده های متعددی یافت می شود که آشکارا این گونه از هجاء در آنها به کار گرفته شده است. این مقاله بر آن است تا با استفاده از روش وصفی - تحلیلی و با تمرکز بر قصیده دالیّه سید حیدر حلی (1246 – 1304ه) که ازجمله حولیات حسینیّه مشهور او به شمار می آید به بررسی و نقد آنچه که ممکن است استفاده ازاین گونه از هجاء را در نظر شاعر جایز جلوه داده باشد بپردازد. در این راستا پس از بررسی اصل جواز استفاده از هجاء بر اساس معیارهاى اسلامى، اِشکال وارد بر هجاء در این قصیده و توجیهات محتمل براى آن مورد تحلیل و بررسى قرار می گیرد. نتیجه این پژوهش گویای آن است که اگرچه با تمسک به برخی از اسلوب های توصیفی قرآن کریم در کنار تمسک به برخی از اسلوب های بلاغی می توان راه گریزی برای توجیه به کارگیری این گونه از هجاء ارائه کرد، ولی با توجه به دوراز ذهن بودن این توجیهات نزد مخاطبان عام تمسّک به آنها خالی از تکلّف نخواهد بود، به همین دلیل اگرچه شاعر در این قصیده آشکارا هجاء سیاسى فاحش را به کار گرفته است اما در دیگر سال سروده های حسینی اش سعی کرده از آن دوری گزیند و به جای آن شیوه های دیگری از هجاء را به کار گیرد.
۶.

بررسی منظورشناسانه برهان های بلاغی در گفتمان پیامبر

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۳۱
زبان تنها ابزار انتقال معنا نیست؛ بلکه یکی از کارکردهای مهم آن تاثیرگذاری بر دیگران است. در روند گفتمان، گفته پرداز همواره از استراتژی هایی جهت جذب مخاطب و متقاعد ساختن او بهره می گیرد تا آنجا که اندیشمندان و زبان شناسان، وظیفه اصلی زبان را « برهان» می دانند. بُعد برهانی زبان از جمله محورهای اصلی « تحلیل گفتمان» و « تحلیل گفتمان انتقادی» است که در منظور شناسی از جایگاه خاصی برخوردار است. نگارنده در این پژوهش بر آن است با مطالعات کیفی و با در پیش گرفتن روش توصیفی- تحلیلی، ابعاد مهم برهان های بلاغی را در گفتمان های رسول اکرم (ص) بررسی و تحلیل نماید. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که ﭘیﺎﻣﺒﺮ (ص) ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ کﺎﻓی کﻪ از ﻣﺨﺎﻃﺒین ﺧ ﻮد دارد، ﺑ ﺮای ﻫ ﺮ ﮔ ﺮوه از ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺑﻪ ﻓﺮاﺧﻮر ﺷﺮایﻂ ﻓکﺮی ، روﺣی و اﺟﺘﻤﺎﻋی، روش ﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺆﺛﺮ و ﻣﺴﺘﻘﻠی را ﺑﻪ کﺎر ﮔی ﺮد ﺗ ﺎ ﻓﺮآیﻨ ﺪ اﻗﻨ ﺎع و اﺛﺮﮔﺬاری ﺑﻪ ﺧﻮﺑی اﻧﺠﺎم گیرد. پیامبر از طریق مبالغه که همرا با مغالطه است قصد تاثیرگذاری بر مخاطب را ندارد؛ چرا که بلاغت وی برخاسته از « حقیقت» است و زاییدة« خیال» نیست. وی بر مجازهای عقلی که عقل مخاطب را به تقلّا و تلاش وامی دارد بیش از مجاز لغوی اهتمام می ورزد. استعاره های وی میان دو قطب برهان یعنی عقل و نفس را جمع می کند. آرایه های بدیعی به منظور تحسین و تزیین کلام به کار نمی گیرد؛ بلکه قصد دارد از طریق آنها پیام خویش را در نفس مخاطب و گیرنده تثبیت نماید.
۷.

واکاویِ پیوند استعاره و فرهنگ در دیباچه «رسالة الغفران» بر مبنای نظریه استعارهْ بنیادِ شناختی-فرهنگیِ کُوِچْسِس

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۷
در این جستار هدف آن بوده که نشان داده شود دو تعبیر استعاریِ کلیدی در دیباچه رسالة الغفران برآمده از بافت فرهنگیِ ذهن أبوالعلاء است. نگارنده برای رسیدن به این هدف پس از بیرون آوردن استعاره های زبانیِ «دل درخت حَماطَه است» و «دل مار است» و بررسی استعاره های مفهومیِ هر کدام، به کاوش در زیرساخت های فرهنگی هر یک پرداخته تا از رهگذر تحلیل شالوده های فرهنگی، گوشه ای از بافت فرهنگی ذهن معری و نگرش او را آشکار سازد و نشان دهد که رشته های پیوند میان این تعابیر استعاری و فرهنگ چنان در هم تنیده است که فهم درست و کامل آن ها بدون آشنایی با زیرساخت های فرهنگی شان میسر نیست. از جمله نتایج این پژوهش آن بوده که ذهن معری در پردازش استعاره های پیش گفته از روایت توراتیِ داستان هبوط آدم، آموزه های اسلامی در این باره که خود انباشته از تعالیم یهودی است و نیز باورهای عامیانه مرتبط با پیوند میان مار و درخت حَماطَه و پیوند میان مار و زن تأثیر پذیرفته است.
۸.

بررسی تطبیقی تتابع اضافات در زبان و ادب عربی و فارسی

تعداد بازدید : ۹۱۵ تعداد دانلود : ۹۳
تتابع اضافات به معنی پی در پی آمدن کلمات است. برخی علمای بلاغت عربی آن را عیب و اسباب خلوّ فصاحت ذکر کرده و برخی نیز مشروط به شرایطی آن را نیکو دانسته اند، لیکن امروزه در فارسی نگاهی زیباشناسانه به تتابع اضافات وجود دارد و نیکو شمرده می شود. این پژوهش با روش بلاغی تطبیقی و به هدف بررسی دلایل نظر متفاوت علمای بلاغتِ هر دو زبان دربارة تتابع اضافات، تفاوت ها و شباهت های کاربرد آن را در هر دو زبان بررسی می کند. ویژگی های دستوری زبان فارسی و عربی یکسان نیست و همین امر در نیکو بودن تتابع اضافات یا برعکس قبح آن در دو زبان اثرگذار است. بارزترین تفاوت تتابع اضافات در زبان فارسی در مقایسه با عربی تکرار کسرة اضافه در آن و موسیقایی کردن کلام است. همچنین تنوع کلمات متوالی از لحاظ نوع، در زبان فارسی در مقایسه با عربی بیشتر است، برای مثال ضمیر منفصل اول شخص و اسم اشاره در بین شواهد تتابع اضافات دیده می شود، ولی در شواهد تتابع اضافات عربی وجود ندارد. به نظر می رسد همین تنوع، در کاربردی تر بودن آن در زبان فارسی مؤثر است.
۹.

معانی نمادین پرنده و گنجشک در نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» محمد ماغوط

تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۴۲
پرنده از جمله نمادهایی است که در ادبیات ملل مختلف جهان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این نماد در آئینه ی ادبیات معاصر عربی نیز متجلی است. شاعران و نویسندگان عرب، به دلایل مختلفی، از رمز به عنوان ابزاری برای انتقاد از وضعیت نابسامان جامعه بهره می برند. این مقاله بر آن است تا پس از تبیین مفهوم نماد و بررسی عواملی که منجر به نمادین بودن آثار در ادبیات معاصر می شود، با روش توصیفی – تحلیلی و کتابخانه ای به رمزگشایی یکی از نمایشنامه های معروف محمد ماغوط بپردازد. «گنجشک گوژپشت» چنانکه از نامش پیداست، اثری کاملا نمادین و مشتمل بر مضامین مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. از مهمترین نمادهای این نمایشنامه که نسبت به بقیه نمادها بسامد بیشتری دارد، گنجشک است. این نماد از اول تا آخر نمایشنامه حضور داشته و در معانی متفاوت و گاه متضاد به کار رفته است. از مهمترین نتایج این پژوهش می توان به غلبه معانی مثبت پرنده بر معانی منفی آن اشاره کرد.
۱۰.

پیرنگ استعاری در داستان کوتاه زیر سایبان از نجیب محفوظ با تأکید بر نطریه فرگِسن

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
نگاه ساختارشناسانه به ادبیات داستانی و بررسی عناصر تشکیل دهنده متن و کشف الگوی پیوند آنها و گشودن رمزهای بارگذاری شده در متن، زمینه های درک بهتر و کاملتر از متن را فراهم می آورد. نویسنده در هر داستان، یک یا دو عنصر داستانی را برجسته تر می کند و الگوی داستانی خود را بر مبنای آن ترسیم می کند. داستان کوتاه «زیر سایبان» (تحت المظلة) از نویسنده مشهور مصری نجیب محفوظ با ارائه پیرنگ به هم ریخته و مکان استعاری و زاویه دید سوم شخص عینی یا کانونی گر بیرونی، از داستانهای مدرن عربی محسوب می شود. در داستان مدرن، تداعی های ذهن نویسنده، شالوده ای برای بازگویی اپیزودهای جدا و نامرتبط است. نویسنده با ارائه این تکنیک توانسته است اهمیت و مرکزیت فلسطین در جهان عرب و مسئله اشغالگری و جنگ های نیابتی را با تصاویری فانتزی نشان بدهد و بر معنا باختگی و انفعال جامعه عربی تأکید کند. نسبی گرایی، بی زمانی، پاردوکس، آشنایی زدایی و غافلگیری از نوآوری ای نجیب محفوظ در این داستان به شمار می آید.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۷