محمود باهوش فاردقی

محمود باهوش فاردقی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

تبیین فرایند بحران امنیتی افغانستان و آمریکا در پساجنگ سرد

تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
افغانستان ازجمله کشورهایی است که به دلیل بافتار قومی- مذهبی ناهمگن از زمینه مساعدی برای ایجاد بحران و تنش های قومی مذهبی برخوردار است. تداوم بحران داخلی در جامعه افغان به گونه ای است که پس از خروج شوروی از این کشور، جنگ های داخلی پی درپی، حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... آن را به طرز محسوسی تحت تأثیر قرار داده به طوری که این وضعیت در دوره پساجنگ سرد نیز خود را در روابط این کشور با آمریکا نمایان ساخت. روابط بحرانی میان آمریکا و افغانستان پس از پیدایش، به دنبال حادثه یازدهم سپتامبر به اوج خود رسید به گونه ای که آمریکا با توسل به اقدام نظامی، رژیم طالبان در این کشور را که حامی تروریسم القاعده بود، ساقط نمود. ایالات متحده آمریکا و دولت نوظهور افغانستان پس از طالبان با همکاری در ایجاد حکومت مرکزی فراگیر در افغانستان درصدد کنترل و کاهش بحران امنیتی در این کشور برآمدند؛ البته اثرات این بحران به افغانستان محدود نماند و در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی نیز بروز یافت به طوری که ساختار متفاوتی را در عرصه روابط بین الملل ایجاد نموده است. همچنین متغیرهای سیستمی، بازیگری، بین بازیگری و وضعیتی متعددی در پیدایش، افزایش و کاهش بحران امنیتی میان آمریکا و افغانستان مؤثر بوده و اثرات پایداری را نیز از خود برجای گذاشته است. این نوشتار بر آن است تا با بهره گیری از نظریه برچر، فرایند تحول بحران امنیتی در روابط آمریکا و افغانستان را تبیین نماید.
۲.

بررسی مفهوم یا استعاره ی امنیتِ ملی در نظریه ی سازه انگاری

تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۸۵۸
سازه انگاری به عنوان یک مکتب و نظریه در روابطِ بین الملل از جایگاهِ والایی برخورداره که این نظریه را از سایر نظریات جدا ساخته است. سازه انگاری با توجه به تحولات رخ داده در عرصه ی سیاسی و علمی، نشر و نوا پیدا کرده و توانسته است به عنوان مکتب جدید راه را برای تحلیلِ تحولات عرصه سیاسی و روابط بین الملل فراهم آورد. این مکتب تلاش خود را برای توضیح برخی مفاهیم یا استعاره های موجود در عرصه ی سیاسی و بین الملل به کار برده است تا به تبیین و تحلیل آن بپردازد. از جمله این مفاهیم مورد توجه سازه انگاری، امنیت است. از این رو ما در این پژوهش به دنبال این پرسش هستیم که مفهوم یا استعاره های امنیتِ ملی در این نظریه چیست و چگونه در این نظریه برساخته شده است؟ فرضیه ی این است که: به نظر می رسد که سازه انگاری سعی داشته با ایجاد مواضعِ میانه در میان برخی نظریاتِ روابطِ بین-الملل معایب آن را کاهش دهد و امنیت را در ارتباط با هنجارها و هویت در نظر بگیرد. در این پژوهش از روش تحلیلی_توصیفی استفاده شده است.
۳.

ساخت دوگانه دولت سازی نوین افغانستان

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۱
 دولت سازی نوین افغانستان، پس از یورش آمریکا، پنجمین فرایند دولت سازی در تاریخ سیاسی افغانستان است. هدفِ نوشتار حاضر، بررسی ویژگی های پروسه جدید دولت سازی افغانستان است که تحت تأثیر نیروی خارجی و در پرتو رخدادهای نوین نظام بین الملل، شکل گرفت. در پاسخ به پرسشِ بنیادین نوشتار (چیستی ویژگی های دولت سازی نوین افغانستان)، این فرضیه طرح شد که ناتمام ماندن مداوم فرایندهای ملت- دولت سازی در تاریخ معاصر افغانستان، به همراه خصلت های جدید در سیاست خارجی آمریکا، سبب شد پروسه دولت سازی از بالا (دولت سازی هدایت شده از محیط بیرونی، به منظور حذف دولت فرومانده و ایجاد دولت سرمشق) معیار قرار گیرد. در نوشتار پیش رو، چارچوب نظری ساخت دوگانه دولت سازی نوین، به کار رفته است. دولت سازی عمودی و افقی، خصلت دولت سازی های نوین است که بر پایه تخریب سازنده قرار دارد. ساختار معیوب باید به نفع ساختمان نوساز، تخریب شود؛ موضوعی که سبب شد افغانستان، به کارگاه آزمایش چنین پروژه ای تبدیل شود.
۴.

بررسی روند ملت-دولتسازی در دوران پساجنگ سرد در افغانستان (با تأکید بر سه بُعد بین المللی، منطقهای و داخلی)

کلید واژه ها: افغانستان ملت-دولت سازی دوران پساحمله ی آمریکا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل قدرت
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل دولت – ملت
  3. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای
  4. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز (اوراسیا)
  5. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مطالعات منطقه ای منطقه خاورمیانه
تعداد بازدید : ۱۶۰۳ تعداد دانلود : ۳۲۲۸
دولت سازی نوینِ افغانستان، پس از یورش آمریکا، پنجمین فرآیند دولت سازی در تاریخ سیاسی افغانستان است. هدفِ نوشتار موجود، بررسی ویژگی ها و متغییرهای دخیل در پروسه ی جدید دولت سازیِ افغانستان است که این فرآیند دولت سازی در شرایط حضور نیروهای خارجی و در پرتوِ رخدادهای نوینِ نظام بین الملل، شکل گرفت؛ از این رو پرسشِ اساسی نوشتار این است که چگونه سیاست های دولت سازی در افغانستان بعد از 11 سپتامبر توسط آمریکا پی گرفته شده است؟ به نظر می رسد تحولات اخیر و سقوط طالبان، نیروهای اساسی که برای سالیان طولانی سرکوب شده بودند، آزاد کرد و فرصت مناسبی را در اختیار آنان برای کسب سهم بیشتری از قدرت حکومت در کابل قرار داد. این مسئله باعث شده تحولات افغانستان با منافع و ملاحظات کشورهای هم جوار و منطقه پیوند بخورد. بر این اساس هرگونه موفقیت یا شکست در پیشبرد روند دولت- ملت سازی در این کشور، مستلزم توجه به تهدیدات ناشی از این تحولات است که ممکن است در آینده امنیت ملی کشورهای منطقه را با مخاطرات ویژه ای مواجه سازد. لذا به دنبال تحولات معطوف به تغییر ساختار و کارگزار در این کشور و شکل بندی تدریجی نظام سیاسی نوظهور، روند دگردیسی های محیط پیرامونی افغانستان تشدید شده است و تأثیرات چندگانه ای در همه سطوح (داخلی، منطقه ای و بین المللی) و حوزه ها (نرم و سخت) ایجاد کرده است.
۵.

بررسی قدرت نرم در سیاست بین الملل با تکیه بر سیاست نرمافزارانه ی آمریکا در افغانستان

کلید واژه ها: سیاست بین الملل آمریکا افغانستان قدرت نرم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل قدرت
تعداد بازدید : ۷۹۵ تعداد دانلود : ۱۵۶۳
قدرتِ سخت به عنوان یکی از اشکال اصلی و اساسی در تقویت وگسترش قدرت کشورها مطرح بوده است؛ اما در دروان جدید به مرور توجه بیشتری به ابعادِ نرم قدرت جلب شده است و دولت ها را بر آن داشته است تا در این جهت، مساعی خود را به کار برند؛ چراکه تقویت این بٌعد از قدرت در واقع رابطه ی لاینفکی با سایر ابعاد قدرت داشته و دارد. از این رو ما در این پژوهش به دنبال واکاوی و تبین چیستی و چرایی قدرت نرم هستیم که در نهایت با نگاهی به مورد آمریکا، از جمله سیاست های این کشور در افغانستان نشان دهیم، قدرت نرم و در پی آن سیاست های نرم افزارانه در کنار سایر سیاست های یک کشور به کار رفته و می رود؛ که این عمل با کمک روش توصیفی و تحلیلی انجام خواهد گرفت.
۶.

بررسی جنبش جمهوری خواهی رضاخان؛ زمینه ها و دلایل ناکامی

کلید واژه ها: ایران جمهوری خواهی جنبش رضا خان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول شخصیتها
تعداد بازدید : ۱۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۵۷
جمهوری به عنوان یک روش حکومت، یا اداره حکومت است که در سده های هیجدهم ونوزدهم در غالب دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم مطرح شده است. پیشینه جمهوری خواهی به دوران پیش از مشروطیت باز می گردد که می توان در آراء اشخاصی چون طالبوف ملکم خان وغیره می توان آن را جست. رضا خان که پس از استعفای مشیرالدوله و خروج قوام السلطنه زمینه را برای رسیدن به مقام نخست وزیری مناسب می دید؛ درصدد برآمد که به شیوه آتاتورک مصطفی کمال پاشا رژیم جمهوری را تأسیس و خود را به ریاست جمهوری انتخاب شود. این در حالی بود که اوضاع آشفته کشور و فقدان امنیت وآرزوی مردم مبنی بر ظهور یک منجی برای نجات کشور از نابسامانی ها که پس از مشروطیت به این سو برفضای اجتماعی و سیاسی کشور سایه انداخته بود، نیاز به روی کار آوردن یک حکومت مرکزی توانمند در ایران به شدت احساس می شد. سؤال این پژوهش این بود که جنبش جمهوری خواهی رضاخانی زمینه ها و دلایل آن چگونه بوده است؟ فرضیه مقاله پیش رو این است که به نظر می رسد ناکامی این جنبش از واپس زدن جامع سنتی ایرانی و استفاده ابزاری رضاخان از آن برای کسب قدرت بوده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان