پریسا قاسمی

پریسا قاسمی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

Comparing the effects of selected TRX and Pilates training on balance parameters, fatigue index, and quality of life in female patients of multiple sclerosis

کلید واژه ها: exercise Multiple Sclerosis Pilates TRX Fatigue balance

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳
Purpose: This study was conducted aiming to investigate the effect of selected TRX and Pilates training on balance parameters, fatigue index, and quality of life in female patients of multiple sclerosis. Method: In this study, 30 female patients with MS in Isfahan city with an average age of 37.41 ± 7.57 years and a history of MS of 11.31 ± 3.77 years and an Expanded Disability Status Scale of 0.84 ± 1.81 were placed in three groups including control, TRX and Pilates groups. The training program consisted of eight weeks including 3 sessions of 60 minutes of exercise per week. In order to investigate balance, fatigue, and quality of life, the Berg test, Fatigue Severity Scale, and Multiple Sclerosis Quality of Life were used respectively. SPSS version 25 software was used for statistical analysis. Results: The results of this study have shown that both exercise programs have led to a significant improvement in the mean parameters of balance (P < 0.005), fatigue (P < 0.005), and quality of life (P < 0.001). Conclusions: Considering the noticeable impact of these training protocols on the quality of life, balance and fatigue, these interventions can be considered as an efficient and cost-effective methods to improve health condition in MS patients.
۲.

The Correlation between Iranian EFL Learners’ Intercultural Sensitivity, Vocabulary Knowledge, and English Language Proficiency(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: Iranian EFL learners Intercultural Sensitivity L2 proficiency level L2 vocabulary knowledge

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۰۹
Abstract<br />This study aimed to explore any type and level of association between Iranian EFL learners’ proficiency level and their intercultural sensitivity on the one hand, and the possible relation between vocabulary knowledge and sensitivity to cultural differences on the other. To this end, Oxford Quick Placement Test (OQPT) was administered to 220 EFL leaners. Based on the results of this test, a homogenized sample of 150 EFL learners (70 male and 80 female) at intermediate and upper-intermediate levels was selected. Afterwards, the participants took Vocabulary Levels Test (VLT) developed by Nation, and validated by Webb, Sasao, and Balance. Finally, Intercultural Sensitivity Scale (ISS) by Chen & Starosta was administered. The results of Pearson correlation analyses revealed a statistically significant correlation between the participants' proficiency level and their intercultural sensitivity. The results of regression analyses also indicated that language proficiency contributes as much as 55.4 percent to the prediction of level of intercultural sensitivity. Moreover, a significant positive correlation was detected between EFL learners’ L2 vocabulary knowledge and their intercultural sensitivity level. Further, the results revealed that Iranian EFL learners’ L2 vocabulary knowledge can offer contributions up to 17.3 percent to the prediction of intercultural sensitivity level. These findings can offer prominent implications for all practitioners, material developers, and EFL instructors who are primarily preoccupied with linguistic competence. The results can motivate them to consider intercultural sensitivity as a complementary element to EFL learners’ linguistic knowledge, as well as their communicative commands.
۳.

مکانیسم بازنمایی تصویر کودک در ساختار روایتی وتصویر سازی کتاب «دیگر درخانه پسرک هفت صندلی بود»

کلید واژه ها: بازنمایی تصویر روایت تصویر سازی کودکی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی تصویر سازی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان کتابهای مصور و تصویرگری کتاب
تعداد بازدید : ۱۹۷۸ تعداد دانلود : ۹۶۳
نگاه به جنبه های متفاوت زندگی کودکان، به ویژه تأثیر تصویرسازیهای ادبیات داستانی بر آنان همواره مورد توجه منتقدین بوده است.لذا پژوهش حاضر به مطالعه یکی از این موارد اختصاص دارد. از آنجا که تاکنون با رویکرد تصویرسازی و عدم تطابق آن با متون روایی به مطالعه کتاب های کودکان پرداخته نشده است، در این نوشتار با استفاده از نظریه «رولان بارت» درباره ساختار روایت ها و نظریه«استوارت هال» نسبت به بازنمایی، داستان «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود» انتخاب شد. از آنجاکه در ادبیات روایی کودکان، همواره ترکیب ساختار و مضامین تصاویر با داستان در ارتباط با یکدیگرند و تصویر سازی بر اساس زمینه اجتماعی مؤلف و تصویرساز و همچنین برداشت آنها از کودک و دوران کودکی انجام می پذیرد، همواره چنین قرائتی را از کودک و دوران کودکی در ذهن داشته و آن را باز تولید می کنند. در این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی داستان مذکور مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحلیل های تصاویر و شیوه بازنمایی کودک در آنها، نشان دادند کودک بازنمایی شده در تصاویر، به طور معمول نمی تواند به شکلی خلاقانه و مستقل در فرآیند ساخت معنا شرکت جوید و تصویرساز و مؤلف به شکل ناخودآگاه، به طور معمول قرائت مسلطی را که در بستر فرهنگ جامعه از «کودک» و«دوران کودکی» وجود دارد، در قالب کلیشه ها و رمزگان فرهنگی و ایدئولوژی مسلط،به متن یا تصویر تحمیل می کنند.
۴.

مکانیسم بازنمایی تصویر کودک در ساختار روایتی وتصویر سازی کتاب «دیگر درخانه پسرک هفت صندلی بود»

کلید واژه ها: بازنمایی تصویر تصویر سازی روایت کودکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۸۰
نگاه به جنبه های متفاوت زندگی کودکان، به ویژه تأثیر تصویرسازیهای ادبیات داستانی بر آنان همواره مورد توجه منتقدین بوده است.لذا پژوهش حاضر به مطالعه یکی از این موارد اختصاص دارد. از آنجا که تاکنون با رویکرد تصویرسازی و عدم تطابق آن با متون روایی به مطالعه کتاب های کودکان پرداخته نشده است، در این نوشتار با استفاده از نظریه «رولان بارت» درباره ساختار روایت ها و نظریه«استوارت هال» نسبت به بازنمایی، داستان «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود» انتخاب شد. از آنجاکه در ادبیات روایی کودکان، همواره ترکیب ساختار و مضامین تصاویر با داستان در ارتباط با یکدیگرند و تصویر سازی بر اساس زمینه اجتماعی مؤلف و تصویرساز و همچنین برداشت آنها از کودک و دوران کودکی انجام می پذیرد، همواره چنین قرائتی را از کودک و دوران کودکی در ذهن داشته و آن را باز تولید می کنند. در این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی داستان مذکور مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحلیل های تصاویر و شیوه بازنمایی کودک در آنها، نشان دادند کودک بازنمایی شده در تصاویر، به طور معمول نمی تواند به شکلی خلاقانه و مستقل در فرآیند ساخت معنا شرکت جوید و تصویرساز و مؤلف به شکل ناخودآگاه، به طور معمول قرائت مسلطی را که در بستر فرهنگ جامعه از «کودک» و«دوران کودکی» وجود دارد، در قالب کلیشه ها و رمزگان فرهنگی و ایدئولوژی مسلط،به متن یا تصویر تحمیل می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان