داریوش ذوالفقاری

داریوش ذوالفقاری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۳.

بررسی تطبیقی دو چاپ متفاوت از شاهنامه فردوسی بر مبنای علم معانی

کلید واژه ها: علم معانی متون ادبی شاهنامه فردوسی میرجلال الدین کزازی جلال خالقی مطلق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۴ تعداد دانلود : ۵۰۲
مقاله حاضر می کوشد برای بررسی چاپ های متفاوت از متون ادبی، با نگاهی مبتنی بر بلاغت، فرضیه ای پیشنهاد کند. پ رسش این است که علم معانی ضبط های مختار کدام چاپ را بیشتر تأیید می کند؟ فرضیه پیشنهادی این است که در مقایسه چاپ های متفاوت متون ادبی، می توان موازین علم معانی را به کار گرفت؛ هر چند می دانیم هر ضبطی را هم که ن سخه شناسی تأیید کند، لزوماً بلیغ تر نیست زیرا بسیاری از ابیات مشهور بر اساس براهین نسخه شناسی الحاقی هستند. برای آزمایش این فرضیه یک داستان از «شاهنامه به کوشش جلال خالقی مطلق» با همان داستان از« نامه باستان گزارش و ویرایش میرجلال الدین کزازی» مقایسه می شود. در این مقایسه تفاوت های نحوی این دو چاپ که سرنوشت بلاغی متن را تعیین می کند مورد نظر است. اگر این فرضیه پذیرفتنی باشد نتیجه ذیل از آن به دست می آید: بررسی تطبیقی چاپ های متفاوت ه رکدام از متون ادبی به خ صوص ش اهنامه با تکیه بر شگردهای بلاغی می تواند در نسخه پژوهی به کار رود و موضوع پژوهش های نتیجه بخشی باشد.
۵.

نقد بلاغی ابیاتی از شاهنامه ی فردوسی از دیدگاه علم معانی

کلید واژه ها: بلاغت زبان شناسی شاهنامه ی فردوسی علم معانی و نقد ادبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۰۸
مبنای علم معانی تناسب سخن با مقتضای اوضاع و احوال است، مواد علم معانی ساختار های نحوی است و منابع این علم در هر زبانی شاهکار های ادبی آن زبان می باشد. شاهنامه ی فردوسی یکی از مهم ترین شاهکار های ادبیات فارسی است که بررسی آن بر مبنای علم معانی برای کشف بخشی از اسرار بلاغی مختص زبان فارسی موضوع پژوهش حاضر است. در این بررسی، مسأله این است که برای کشف و توصیف اصول و معیارهای زیبایی شاهکارهای زبان و ادبیات فارسی از دیدگاه بلاغت، لازم است این متون به شیوه ی استقرایی مطالعه شوند. در این مطالعه، نظریه ی مهم و اساسی عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471ه.ق)- که او را بزرگ ترین نظریه پرداز بلاغت در ایران و اسلام می دانند- مورد توجه است. عبدالقاهر بلاغت و تأثیر را منحصر در حوزه ی ساختارهای نحوی زبان می داند و آن را علم معانی النحو می خواند. نگارنده با توجه به نظر این دانشمند و برخی از شاخه های زبان شناسی مانند: تحلیل گفتمان، کاربردشناسی، نظریه ی گرایس، نظریه ی هلیدی و برخی از مکاتب ادبی مانند فرمالیسم در پی اثبات این نکته بوده است که: با استقصا در متن شاهنامه ی فردوسی می توان دریافت که بسیـاری از زیبایی های این کتاب در گرو شگردهای نحوی آن است که در حوزه ی علم معانی باید از آن ها بحث شود؛ شگردهایی مانند: «واو مقابله»، «واو فوریت»، «معنی ضمنی ایجاز، اطناب و اغراق»، «انسجام»، «گفتگو» و «لحن». نتیجه ی به دست آمده از پژوهش این است که برای تفسیر متون ادبی زبان فارسی از دیدگاه علم معانی، نمی توان به مبانی سنتی این علم اکتفا کرد و لازم است نظریه ی نظم عبدالقاهر جرجانی از شاخ و برگ های زایدی که بعد از او پیدا کرده است پیراسته شود؛ در ضمن برای این کار لازم است از نظرات مطرح در برخی از شاخه های زبان شناسی بهره گرفت. توجه به کاستی های مطالعات بلاغی سنتی در کشف شگردهای بلاغی متون لازم است و باید توجه داشت که مبانی نظری و عملی علم معانی مختص زبان فارسی از راه استقصا در شاهکارهای ادبی این زبان به دست می آید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان