چکیده

مفهوم هژمونی از جمله مفاهیمی است که امروزه در ادبیات نظری روابط بین الملل کاربرد وسیعی یافته است. کاربرد وسیع مفهوم هژمونی در نوشته ها و ادبیات تئوریک روابط بین الملل من را برآن داشت تا ضمن تبارشناسی مفهوم لغوی و تئوریک هژمونی، به تحلیل ماهیت هژمونیک گرایی ایالات متحده آمریکا در عرصه ی نظام بین الملل پساجنگ سرد در عرصه نظری و عملی بپردازم. دغدغه اصلی این نوشتار آن است که بر مبنای رویکردهای سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، ماهیت هژمونیک گرایی آن کشور در نظام بین الملل پساجنگ سرد چگونه قابل تحلیل است. در پاسخ برآنم که با تمرکز بر رویکردهای سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و معانی سه گانه هژمونی، ماهیت هژمونیک گرایی آن کشور در نظام بین الملل پساجنگ سرد عبارتست از هژمونی کیندلبرگری، رویکرد ویلسونی در دوره بیل کلینتون؛ هژمونی یونانی، رویکرد جکسونی در دوره جورج بوش؛ هژمونی گرامشیانی، رویکرد جفرسونی در دوره باراک اوباما و هژمونی یونانی، رویکرد هامیلتونی در دوره دونالد ترامپ. لذا در این راستا با استفاده از روش کتابخانه ای با توجه به رویکرد توصیفی تحلیلی به تبیین موضوع مذکور خواهم پرداخت.