تحلیل روان شناختی کارکتر اصلی رمان عادت می کنیم با تمرکز بر نظریه آرکی تایپ زنانه یونگ و دیدگاه انیاگرام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
44 - 57
حوزههای تخصصی:
نظریه های روان شناسی شخصیت، خواننده را متوجه بُعد جدیدی از آثار نویسندگان و شخصیت های داستانی می کند؛ نظریه هایی مانند آرکی تایپ زنانه یونگ، سبب می شود تا خواننده به ناخودآگاه ذهنی نویسندگان پی ببرد و نیز درک بهتر و عمیق تری از اندیشه ها و ذهنیات آنان داشته باشد. بر اساس نظریه یونگ، پانزده نوع آرکی تایپ وجود دارد که هفت نوع آن زنانه هستند که خصوصیات، توانمندی ها، استعدادها، علاقه مندی ها و سبک زندگی مختص به خود را دارند. از دیگر نظریه های روان شناسی شخصیت، دیدگاه انیاگرام است. این دیدگاه نیز دارای نُه تیپ شخصیتی است که هر کدام دارای ویژگی های رفتاری مختص به خود هستند. از این رو، با تحلیل اثر ادبی بر مبنای این دو دیدگاه، خواننده با احوال درونی نویسنده آشنا می شود و نیز عواملی را که منجر به خلق اثر و شکل گیری شخصیت ها شده است، کشف و شناسایی می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و به بررسی شخصیت قهرمان داستان «عادت می کنیم» اثر زویا پیرزاد بر اساس نظریه آرکی تایپ زنانه یونگ و دیدگاه انیاگرام پرداخته است. هدف اصلی این جستار، واکاوی شخصیت قهرمان داستان و میزان انطباق پذیری او با این دو دیدگاه است. یافته ها و نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که قهرمان داستان، دارای ویژگی های رفتاری آرکی تایپ زنانه از نوع آرتمیس است و نیز خصوصیات تیپ هشتم انیاگرام را از خود به نمایش می گذارد؛ همچنین این دو نظریه روان شناسی، دارای ویژگی های رفتاری مشترک هستند که با یکدیگر همخوانی دارند و هر دو به طور یکسان در رفتار قهرمان داستان، قابل مشاهده هستند.