جریان شناسی زندگی در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری در شعر خود که سرشار از زندگی و عشق به آن است بی قید و شرط سخن می گوید چرا که طرفدار ادبیات متعهد و هنر برای اهداف فکری نیست بلکه پیرو نظریه هنر برای هنر است و زندگی را برای چیزی دیگر نمی خواهد بلکه ارزش ذاتی برای زندگی قائل است. در این مقاله، روش پژوهش از نوع کیفی و مطالعه کتابخانه ای بر مبنای تحلیل محتواست. جریان شناسی شعر سپهری را با ترازوی دغدغه وجودی اگزیستانسیالیستی او بررسی و از زاویه خواننده محوری که اصالت را به تفسیر خواننده از متن می دهد نشان می دهد که او در شعر خود از تجربه و درک خود سخن نمی گوید بلکه خواننده را با زندگی مواجه می سازد و با خود همراه می نماید تا در کوچه های معنوی گام بردارد و خود با پدیده های زندگی به طور ملموس زندگی کند. نمونه هایی از این مواجهه با آفتاب و درخت که گرما و رویش زندگی در شعر اوست برای نمونه آورده و نشان داده می شود که شاعر از این جلوه های زیبای زندگی راه به سوی جاودانگی و معنویت می برد و طعم عرفان را به خواننده می چشاند.