ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
284 - 294
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی می باشد.
روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها ترکیبی(آمیخته اکتشافی) است. جامعه پژوهش شامل اسناد و منابع مکتوب و صاحب نظران و اساتید دانشگاهی بوده اند که در موضوع مورد بررسی دارای اطلاعات کافی باشند. ابزار پژوهش شامل: 1- فرم های فیش برداری، 2- مصاحبه نیمه ساختاریافته، 3- پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از آزمون های آماری تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و معدلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار PLS انجام شد.
یافته ها: بر اساس نتایج بخش کیفی پژوهش چالش های نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران در حوزه علمی و اجرایی در 19 مؤلفه دسته طبقه بندی شدند. در بخش کمی نتایج بیانگر آن است که از 19 مؤلفه چالش های بدست آمده در بخش کیفی مؤلفه های (تمرکز بر گسترش کمی آموزش عالی (حاکمیت پارادایم کمی)، مغفول ماندن کیفیت و بی توجهی به آن در سیاست های کلی آموزش عالی، عدم توجه به آمایش سرزمین در آموزش عالی، مناسب نبودن استانداردهای آموزشی و تسهیلات در سطح جهانی و ابعاد مرتبط با خصوصی سازی دانشگاه ها) به عنوان چالش های نظام آموزش عالی بعد از انقلاب مورد تأیید قرار نگرفت و 14 مؤلفه دیگر مورد تأیید قرار گرفتند.
نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که ارزیابی نظام آموزش عالی ایران بعد انقلاب نشان می دهد که چالش های زیادی در آموزش عالی وجود دارد که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.