مطالب مرتبط با کلیدواژه

میر خلیل مصور


۱.

کارکرد هندسه و تعادل در شکل گیری آثار میرخلیل مصورت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نگارگری میر خلیل مصور ساختار هندسی تعادل مکتب هرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۹ تعداد دانلود : ۴۶۷
نقاشی در دوره هرات و زمان حاکمیت بایسنقر میرزا ( 837-807 ) بر آن شهر در اوج شکوفایی خود بود. هنرمندان مهم و تأثیرگذاری در کتابخانه بایسنقری مشغول خلق آثار هنری این دوره بودند که میرخلیل مصور در زمره یکی از نقاشان سرشناس این دوره است. هرچند در رشد نقاشی دوره هرات، عوامل بیرونی همچون حمایت های حکومتی، علاقه حاکمان به آثار هنری و اوضاع به سامان سیاسی و اقتصادی مملکت، تأثیر غیر قابل انکاری داشته است، ولیکن تازگی و طراوت این آثار پس از گذشت حدود ششصد سال بر آنها، دلیل درونی دیگری دارد و آن چگونگی عملکرد ساختار بصری در آن هاست. مقاله حاضر یک پژوهش کیفی و کاربردی است و به روش تحلیلی انجام خواهد پذیرفت و مطالب آن از طریق اطلاعات کتابخانه ای جمع آوری شده است. در پایان این نتیجه حاصل می شود که هندسه و تعادل دو عنصر از عناصر شش گانه ساختار های بصری است که در زیبایی و ماندگاری آثار میرخلیل مصور تأثیر به سزایی دارند.
۲.

تحلیل نگارۀ «کشتن اسفندیار ارجاسپ را در رویین دژ» اثر میر خلیل مصور، با استفاده از نظریۀ شمایل شناسی اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میر خلیل مصور شاهنامه بایسنقری مکتب هرات شمایل شناسی اروین پانوفسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
هندسه در نگارگری ایرانی همواره نقشی کلیدی در ایجاد پیوند میان فرم و محتوا ایفا کرده و بستری برای انتقال مفاهیم چندلایه فراهم آورده است. این پژوهش به تحلیل نگاره ی «کشتن اسفندیار ارجاسپ را در رویین دژ»، اثر میر خلیل مصور، می پردازد؛ اثری که با بهره گیری از اصول هندسی، تمهیدات تجسمی و عناصر بصری، فضایی حماسی و روایتی چندلایه را بازنمایی می کند. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه میر خلیل توانسته با بهره گیری از هندسه، فضاسازی و ترکیب بندی های هنری، نگاره ای خلق کند که روایت حماسی را با مفاهیم نمادین، تاریخی و اسطوره ای درهم آمیزد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، به تحلیل سه سطحی اثر از منظر نظریه شمایل شناسی اروین پانوفسکی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که میرخلیل با بهره گیری از نقوش هندسی، تناسبات ریاضی و خطوط هدایت گر، ساختاری منسجم ایجاد کرده است که هماهنگی میان داستان و تصویر را به خوبی تقویت می کند. در این نگاره، استفاده از تمهیدات تجسمی، همچون تعادل در ترکیب بندی، چیدمان پویای شخصیت ها و تعامل بصری میان عناصر، نه تنها به ارتقای زیبایی شناسی کمک کرده، بلکه روایت بصری داستانی حماسی را به لایه های عمیق تر معنا پیوند داده است. این نگاره، با فضاسازی دقیق و تأکید بر مفاهیمی همچون پیروزی نیکی بر بدی، علاوه بر بازتاب ارزش های فرهنگی و اسطوره ای دوره تیموری، نمونه ای از هم افزایی میان هنر نگارگری و ادبیات حماسی ایران است. تحلیل این اثر، نه تنها بر اهمیت مکتب هرات در تاریخ هنر ایران تأکید دارد، بلکه الگویی برای مطالعه ساختارهای بصری و تمهیدات تجسمی در دیگر نگاره های شاهنامه بایسنقری ارائه می دهد.