مطالب مرتبط با کلیدواژه

فتوت


۴۱.

نقش پارادایم های تاریخی موسیقی و جریان فتوّت در روایات منع موسیقی، بررسی موردی: روایت «لَا تَدْخُلُ الْمَلَائِکَهُ بَیْتاً فِیهِ خَمْرٌ أَوْ دَفٌّ أَوْ طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لایُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ یَرْفَعُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَرَکَه»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موسیقی فتوت غناء عیاران ورام بن ابی فراس دف طنبور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۰
در طول تاریخ، موسیقی یکی از عمده موضوعات قابل توجه بوده است. از دوران پیش از اسلام تا قرن ششم، گفتمان های مختلف دینی و اجتماعی حول موسیقی شکل گرفته اند و هرکدام به نحوی به تعامل یا تقابل با موسیقی برخاسته اند. مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به این سوال است که چگونه جریان های تاریخی، باعث غلبه روایات منع موسیقی در احادیث شده است؟ با توجه به نیازهای مختلف بشر در ابعاد اجتماعی و حکومتی به موسیقی سالم، چرا تنظیم کاربری صحیحی از موسیقی توسط ائمه(ع) صورت نگرفته است؟ روایات منع موسیقی و آلات آن نظیر «لاَ تَدْخُلُ اَلْمَلاَئِکَهُ بَیْتاً...» ناظر بر کدام بوم حدیثی و گفتمان تاریخی صادر شده اند؟ نتایج این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و تبارشناسی متنی و سندی روایات گردآوری شده است، نشان می دهد که گزارش ورّام بن ابی فِراس (605 ه.ق) از روایت مزبور، به دلیل ارسال در سند فاقد اعتبار است. تقابل گفتمان فقهاء و محدثان با جریان هایی نظیر فتوّت نمونه ای از منع کاربری ناسالم موسیقی و عدم تنظیم صحیح کاربری موسیقی در تاریخ اسلام است.
۴۲.

ملامت احباب و تشویق اغیار؛ تحلیل و نقد ساختاری پاره ای از حکایتهای صوفیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارگرایی ولادیمیر پراپ عتاب فتوت ملامتیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۵
بن مایه پاره ای از حکایت های ادب فارسی، علی رغم تشابه ساختاری آنها با حکایتهای همسان، متفاوت است. بن مایه این حکایت ها سرزنش یکی از خواص دین است. این حکایت ها مربوط به دوره های زمانی و گویندگانی مختلف هستند و اشتراک ساختار آنها ذهن را متوجه نظامی بنیادی می کند که حکایت ها از آن برآمده اند. در این جستار، برپایه مکتب ساختارگرایی و با بهره گرفتن از روش پراپ در ریخت شناسی قصه های عامیانه، ابتدا به تحلیل ساختاری این حکایت ها پرداخته ایم، سپس رابطه این روساخت با ژرف ساخت آن (جامعه و دین) بررسی و تبیین شده است. حاصل آنکه این حکایت ها از نظامی سلسله مراتبی برآمده اند که در آن، برپایه اندیشه ملامتی و اصول فتوت، دوستان «عتاب» می شوند تا دشمنان عبرت گیرند و به گرویدن به راه راست ترغیب شوند. بن مایه پاره ای از حکایت های ادب فارسی، علی رغم تشابه ساختاری آنها با حکایتهای همسان، متفاوت است. بن مایه این حکایت ها سرزنش یکی از خواص دین است. این حکایت ها مربوط به دوره های زمانی و گویندگانی مختلف هستند و اشتراک ساختار آنها ذهن را متوجه نظامی بنیادی می کند که حکایت ها از آن برآمده اند. در این جستار، برپایه مکتب ساختارگرایی و با بهره گرفتن از روش پراپ در ریخت شناسی قصه های عامیانه، ابتدا به تحلیل ساختاری این حکایت ها پرداخته ایم، سپس رابطه این روساخت با ژرف ساخت آن (جامعه و دین) بررسی و تبیین شده است. حاصل آنکه این حکایت ها از نظامی سلسله مراتبی برآمده اند که در آن، برپایه اندیشه ملامتی و اصول فتوت، دوستان «عتاب» می شوند تا دشمنان عبرت گیرند و به گرویدن به راه راست ترغیب شوند.