امروزه تعداد ریز شبکه های توزیع رو به افزایش است . در این میان بهدلایل مختلف که در حوزه شبکه های هوشمند وبازار برق قابل توجیه است بهره برداری بهینه از این ریز شبکه ها دارای اهمیت بالایی می باشد. از طرفی وجود حوادث با شدت بالا دلایل ایجاد ریز شبکه ها در بسیاری از کشورها بوده است که اهمیت بهره برداری از ریز شبکه های چندگانه جهت مقابله با این حوادث را نشان میدهد. در این مقاله بهره برداری بهینه از ریز شبکه های به هم پیوسته جهت پاسخگویی به شرایط عادی و بحرانی مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجا که ریز شبکه های چندگانه می توانند متصل به شبکه اصلی و نیز متصل به هم باشند بنابر این ایجاد شرایط بهره برداری مناسب ضمن حفظ مستقل بودن آنها مورد توجه می باشد. هدف در این مقاله بهینه سازی در شرایط قابلیت اطمینان شبکه می باشد. در این حالت کلید های بین ریز شبکه ها یکی از مواردی است که برای تامین شرایط بهینه سازی ریز شبکه ها مورد توجه است. در حضور منابع انرژی تجدید پذیر و تاثیرپذیری قابلیت اطمینان ناشی از این منابع، شبیه سازی با ایجاد سناریو و اعمال به برنامه بهینه سازی انجام شده است. تابع هدف بهینه سازی توسط یک الگوریتم تکاملی به نام تولید مثل غیر جنسی صورت گرفته است.
یکی از عوامل مؤثر بر روند تغییرات پدیده ی گردوغبار، نوسانات پارامتر های اقلیمی و به تبع آن، خشک سالی است. تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) و رابطه ی آن با شاخص های خشک سالی بارندگی استانداردشده (SPI) و شاخص بارش-تبخیر و تعرق استانداردشده (SPEI) در دامنه ی جنوبی البرز صورت گرفت. پس از اخذ کدهای هواشناسی، شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) فصلی-سالیانه، ده ساله محاسبه و پهنه بندی گردید. سپس SPI و SPEI ماهانه ی ایستگاه های با دوره ی آماری سی ساله، محاسبه و استانداردسازی شد. روند تغییرات زمانی DSI را با استفاده از روش های آماری کندال و پیت بررسی کردیم و درنهایت همبستگی آن با شاخص های خشک سالی هواشناسی به روش پیرسون انجام گردید. نتایج نشان داد که از غرب به شرق، بر شدت گردوغبار افزوده شده و در فصل بهار با حداکثر شدت قابل مشاهده است. تغییرات سالیانه ی DSI (۲۰08-۲۰17) شکل نامنظمی از خود نشان داده و دارای روند نیست؛ به طوری که در سال ۲۰۰۸ شدت گردوغبار بالا بوده و در سال بعد کاهش محسوسی داشته و مشابه آن در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ مشاهده گردید. همچنین روند تغییرات زمانی DSI نشان داد که ایستگاه های غربی و مرکزی دارای روند معنی دار بوده و هرچه به سمت شرق می رویم، تغییرات زمانی نامنظم تر و فاقد روند معنی دار است. از طرفی همبستگی معنی داری بین شاخص DSI و SPI وجود نداشته و بین شاخص های DSI و SPEI به جز قسمت غربی منطقه، یک رابطه ی منفی وجود داشته است که در برخی از ایستگاه ها با شدت بالا به صورت ارتباط معنی دار بوده و با استاندارسازی، این ارتباط نیز مشهودتر می گردد. به طورکلی، لحاظ نمودن بارندگی به همراه درجه حرارت و تبخیر-عرق، همبستگی بهتری با شاخص گردوغبار نشان داده که نتایج این تحقیق می تواند در بحث پایش و برنامه های بیابان زدایی و جلوگیری از گسترش بیابان و نیز آمادگی در برابر طوفان های گردوغبار مفید واقع شود.
آینده پژوهی در برنامه ریزی آمایش سرزمین با تأکید بر عوامل کلیدی، پیشران ها و فقدان قطعیت های توسعه ی مناطق در فضای برنامه ریزی به برنامه ریز اجازه می دهد در فرآیند تصمیم گیری پیرامون مسائلی با پیچیدگی های زیاد و عدم قطعیت های بالا، با تمرکز بر پیشران های کلیدی به حل مسائل مبهم و دیریاب فائق آید؛ و با در اختیار داشتن این پیشران ها به عنوان اهرم کنترل، به نگاشت و مدیریت آیند ه ی مطلوب بپردازد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با مشارکت مدیران استانی و خبرگان دانشگاهی، مهم ترین پیشران های تأثیرگذار بر تحقق پذیری آمایش استان خراسان رضوی شناسایی شود. فرآیند حاکم بر این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نوع روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی بوده و روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و پیمایشی (مصاحبه) است. با بررسی منابع علمی، 107 عامل مؤثر بر تحقق پذیری طرح های آمایش سرزمین شناسایی شد که در 10 بُعد دسته بندی شدند که از دو گروه و درمجموع 29 نفر شامل مدیران سازمان های مرتبط با فرآیند آمایش سرزمین در استان و متخصصان دانشگاهی طی پرسشنامه ی حضوری و آنلاین درخواست شد که مقایسه ی زوجی میان عوامل تأثیرگذار صورت پذیرد. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر تکنیک های آینده پژوهی ازجمله پویش محیطی، تحلیل ساختاری و تحلیل تأثیر متقابل است. نتایج نشان داد در بخش عوامل اصلی عدم تحقق پذیری طرح های آمایش سرزمین، عوامل «اقتصادی»، «مهاجرت و حاشیه نشینی» بیش ترین تأثیرگذاری را داشته و در بین عوامل فرعی نیز عوامل «محدودیت منابع، موقعیت مرزی استان و جامعیت نداشتن شناخت تمام قلمرو موردمطالعه» و نیز «کمبود اطلاعات، ضعف مراکز تهیه ی طرح های آمایشی و حضور کم رنگ مراکز دانشگاهی» جزء سه پیشران مهم اول است و متغیر «مشارکت اندک مردم در اجرای طرح های عمرانی و کلان اقتصادی (سرمایه ی بخش خصوصی)»، «اقتصاد متکی بر نفت و ساختار اقتصاد رانتی» و «ناهماهنگی بین سازمان های متولی و نبود یک نهاد قانونی برای مدیریت سرزمین» در رتبه های بعدی قرار دارند.
خشک سالی ها پدیده های حدی هستند که بر اساس خصوصیات تداوم در زمان و با توجه به اثرات مکانی آن ها توصیف می شوند و می توانند در هر وضعیت اقلیمی رخ دهند. شناخت و رفتار خشک سالی ها که ارتباط تنگاتنگ و بی واسطه ای با مدیریت منابع آب دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی ریسک خشک سالی با استفاده از توابع مفصل، در تحلیل دومتغیره پدیده ی خشک سالی در شرق کشور است. بدین منظور، ابتدا با استفاده از شاخص بارش استانداردشده ی اصلاحی (SPImod) خصوصیات خشک سالی شامل شدت و مدت استخراج گردید. در ادامه جهت ارزیابی ریسک خشک سالی و تحلیل دومتغیره ی آن، عملکرد 9 تابع مفصل کلایتون، علی-میخائیل-حق، فارلی-گامبل-مورگنسترن، فرانک، گامبل، گامبل-هوگارد، پلاکت، فیلیپ-گامبل و جوئی برازش بر داده های شدت و مدت خشک سالی مورد آزمون قرار گرفت. جهت تشخیص تابع مفصل برتر از معیارهای آکائیکه، حداکثر درست نمایی و ضریب نش-ساتکلیف استفاده گردید. نتایج نشان داد که توابع توزیع گاما و نمایی به عنوان توابع توزیع حاشیه ای برتر به ترتیب برای متغیرهای شدت و مدت خشک سالی شناسایی شدند و ضریب نش-ساتکلیف در محدوده ی 76/0 تا 99/0، میانگین مربعات خطا در محدوده ی 007/0 تا 034/0، جهت تعیین تابع مفصل برتر به دست آمد که تابع مفصل جوئی تابع برتر برای ایجاد توزیع دومتغیره در منطقه ی موردمطالعه شناخته شد. همچنین نتایج حاصل از ارزیابی ریسک خشک سالی با استفاده از دوره ی بازگشت توأم نشان داد که بیش ترین خطر ریسک مربوط به ایستگاه های بجنورد، سبزوار، تربت حیدریه و مشهد است؛ به طوری که در ایستگاه سبزوار حدود 53 درصد از کل ماه ها در طی دوره ی آماری خشک بوده است و برای ایستگاه بجنورد حدود 55 درصد است. نتایج حاصل از تحلیل ریسک بر مبنای دوره ی بازگشت و توابع مفصل می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار برنامه ریزان منابع آب، مسائل زیست محیطی، کشاورزان قرار دهد.
توسعه و گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی با توجه به تأثیر آن در اشتغال زایی، کاهش ضایعات در جهت کمک به تغذیه ی جامعه، افزایش بهره وری و ایجاد ارزش افزوده، توسعه ی صادرات غیرنفتی و توان ارزآوری، کاهش بیکاری، بهبود معیشت پایدار خانوارها و توسعه ی نواحی روستایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این تحقیق با هدف بررسی نقش صنایع تبدیلی و تکمیلی (فرآوری محصولات خرما) در بهبود معیشت پایدار خانوارهای روستایی شهرستان قیر و کارزین انجام گرفت. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ماهیت آن، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر پیمایش بوده و جامعه ی آماری آن را خانوارهای ساکن در 9 روستای بخش مرکزی شهرستان قیر و کارزین با تعداد 2914 خانوار تشکیل می دهد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 342 خانوار انتخاب و مورد پرسشگری واقع گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه ای محقق ساخته در طیف لیکرت 5 گزینه ای که متغیرهای سرمایه های معیشتی مورد ارزیابی قرار گرفت. روایی پرسشنامه ها با استفاده از نظرات اساتید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید گردید. پرسشنامه ها با کمک آزمون های آماری فریدمن، کای اسکوئر، کروسکال والیس و فای کرامر در محیط نرم افزاری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و برای تهیه ی نقشه از نرم افزار ArcGIS بهره گرفته شد. یافته ها نشان می دهد که منبع اصلی درآمد ساکنان نواحی روستایی منطقه متکی بر تولید محصول خرما بوده و ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی فرآوری محصول خرما توانسته است برای بسیاری از ساکنان ایجاد اشتغال، کسب درآمد، جلوگیری از اتلاف محصولات، بهبود سرمایه های معیشت پایدار خانوارهای روستایی، ماندگاری و تثبیت جمعیت روستایی را فراهم نماید. لذا ایجاد و توسعه ی این صنعت با توجه به فراوانی نخیلات و نیروی کار ارزان با مکان یابی مناسب توصیه می گردد.
«معماری داخلی» یا «طراحی داخلی»، به منزله نامی برای تخصصی حرفه ای و رشته ای دانشگاهی، سابقه ای قریب به یک سده دارد. عمده پژوهش های انجام شده در طی این سال ها مربوط به مسائل عملی و کاربردی طراحی بوده است، اما ضرورت پژوهش در حوزه نظری این رشته سبب شده است که در طی دو دهه اخیر نظر پژوهشگران، بیش از پیش، به این حوزه جلب شود. یکی از مهم ترین آثار منتشر شده در این باره، کتابی است با عنوانِ به سوی داخلیِ جدید: مجموعه مقالات نظریه طراحی داخلی. در این کتاب، لوئیس وی ینتال، به تدوین چهارچوب نظری طراحی داخلی اقدام، و به منظور شرح مفاهیم موجود در این عرصه نظری، مجموعه ای از مقالات را گردآوری و ارائه کرده است. می توان گفت نویسنده در این کتاب با پرسش از چگونگی شکل گیری جریان های موجود عرصه نظری طراحی داخلی، به تحلیل و تفسیر آرای خود و دیگر صاحب نظران پرداخته است. در مدل هستی شناختی پیشنهادی وی ینتال، طراحی داخلی شامل هشت لایه نامتقارن پیازی شکل است که در بعضی از نواحی با یکدیگر اشتراک دارند. وی بر اساس این مدل، کتاب را به هشت فصل تقسیم، و مقالات منتخب را ذیل این فصول دسته بندی می کند. با توجه به مفاهیم مطرح شده در این کتاب، هدف این مقاله تأملی در شکل گیری نظریه طراحی داخلی از ابعاد نظری مختلف است. بدین منظور، متن به دو بخش اصلی تقسیم شده است؛ بخش اول که با ساختارِ طرح پرسش تدوین شده است، به بیان تفکر وی ینتال درباره چیستی و چگونگی طراحی داخلی اختصاص دارد؛ بخش دوم در باب شرح و تفصیل مبادی نظری پیشنهادی وی و بررسی مقالات مربوط به مدل ارائه شده است. این مقاله ضمن گشودن راهی نو برای اندیشیدن و پژوهش در حوزه نظری طراحی داخلی، به دانشجویان و حرفه مندان این رشته کمک می کند تا با ادبیات طراحی داخلی و مسائل مربوط به آن آشنا شوند؛ حوزه ای که به دلیل نوظهور بودن و در نتیجه، فقر منابعْ شایسته بذل توجه بیشتر است.
پارادایم های هستی شناسی، فهم آدمی از تمام هستی و حتی بدنش را می سازند، فهم انحاء مختلف وجود انسان مانند «معماری» و «داخلیِ طراحی شده» متاثر از پارادایم حاکم است و تا آنجا که تغییری در این پارادایم رخ ندهد تطور بدن و تصور آن در معماری صرفاً به تطور صور معماری (تاریخ استاندارد و غیرکاربردی معماری)، تحویل خواهد شد. ضرورت هر برون رفتی از این تاریخ استاندارد و رسیدن به فهمی رهاشده از پارادایم غالب، پرسش از بدن و بازنمایی های بدن در معماری است: گذشتگان برای کدام بدن طراحی می کرده اند؟ این پرسش چه به واسطه حجم و غنای داده های تاریخ استاندارد و چه به علت بدیهی پنداشتن وظایف معماری/طراحی در ازدحام پرسش های روزگار ما گم شده است. آگاهی از این وضعیت ما را واداشت تا تلاش برای بررسی تطور بدن و تصور آن در معماری را بر مبنای قرائتی ویژه از اسپینوزا پیش ببریم که پارادایمی بدیل و به قولی متعلق به «جریان زیرزمینی فلسفه» است. اسپینوزا با طرح «این همانی امتداد و اندیشه»، تغییر خوانش ما را از تاریخ معماری ممکن ساخت تا در تفسیر آن به جای تاکید بر ایده ها و افکار معماران به نظام ویژه ابدان/اشیا نظر کنیم و درنتیجه «معماری ها» (نه معماری) و «بدن ها»ی متفاوت بیابیم: یک تاریخ غیراستاندارد معماری ها، حاصل از صورت جدید انتظامِ داده ها. از دل تغییر پارادایمی مذکور، مفهوم جدیدی از طراحی شروع به بالیدن می کند _با تاریخی کاربردی و اخلاقی دربرابر تاریخ نظری محض فعلی_ که با رد تمایز میان عاملان انسانی/تکنولوژیکی طراحی (شهرساز، معمار، طراح داخلی، رایانه و ...) و برتری آنها بر طبیعت، بدن طبیعت را جایگزین بدن انسان در داخلی ترین لایه طراحی خواهد کرد.
امروزه رسانه، نقشی بی بدیل و مهم در جوامع پیدا کرده و به دلیل کارکردهایی که دارد، می تواند تأثیر مستقیمی بر امنیت فرد و جامعه داشته باشد. چگونگی حفظ امنیت فرد و جامعه در خلال کارکردهای رسانه، دغدغه ای بسیار مهم و به جا است. با توجه به جایگاه فقه در تنظیم قوانین کشور، فقه توانایی لازم را برای حفظ امنیت فرد و جامعه در حوزه فعالیت رسانه ای داشته و گزاره های دستوری لازم را به دست می آورد. فقه امامیه با توجه به آموزه هایی که ارائه می کند، دستوراتی را تنظیم و ارائه نموده است که با رعایت آن ها، جامعه قادر به حفظ امنیت فردی و اجتماعی در حوزه رسانه بوده و شرایط مناسبی جهت اطلاع رسانی صحیح را در حوزه رسانه ایجاد می کند. از فقه امامیه می توان در مباحثی مانند ارتداد، نشر اکاذیب، تهمت، نشر محتوا علیه عفت عمومی و مقدسات اسلامی، حفظ کتب ضلال و .... برای تبیین مبانی فقهی امنیت فردی و اجتماعی در حوزه رسانه بهره گرفت. در این بررسی، از چارچوبی سه وجهی که متکی بر مکتب فرهنگ گرای پیتر کاتزنشتاین، نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه و قاعده فقهی لاضرر است، در اثبات این ادعا بهره گرفته می شود.
در پی توافق صورت گرفته در سال 2015 پیرامون برنامه هسته ای ایران و تنظیم برجام، مقرر گردید اِعمال کلیه تحریم های شورای امنیت علیه ایران با تصویب قطع نامه ای ازسوی این نهاد ملغی شود؛ ولی در آگوست 2020، کشور آمریکا که پیش تر با خروج رسمی از برجام، به عضویت خود در این سند خاتمه بخشیده بود، مدعی نقض اساسی تعهدات برجامی توسط ایران شد و با این ادعا، خواستار فعال کردن مکانیسم ماشه و بازگرداندن مجدد تحریم های بین المللی گردید. این اقدام آمریکا، مباحثی را درخصوص میزان مشروعیت قانونی آن برانگیخت. براین اساس، پژوهش حاضر در راستای پاسخ گویی به این سؤال به نگارش درآمد که اقدام آمریکا در فعال سازی مکانیسم ماشه تا چه اندازه از نقطه نظر اصول و قواعد حقوق بین الملل مشروعیت دارد؟ حاصل مطالعات توصیفی تحلیلی نگارندگان، مبتنی بر منابع کتابخانه ای و تحلیل اسناد مربوطه، مؤید آن است که برجام، یک توافق نامه سیاسی و مستقل از قطع نامه 2231 بوده و آمریکا با خروج از این سند، دیگر «عضو مشارکت کننده در برجام» نبوده و درنتیجه، فاقد صلاحیت قانونی برای فعال کردن مکانیسم ماشه است. هم چنین ادامه یک جانبه گرایی این کشور، جز تضعیف سازمان ملل متحد و ایجاد فضای هرج ومرج در محیط بین المللی، دورنمای دیگری را پیش روی جامعه بین المللی قرار نخواهد داد.
لبنان در نیم قرن اخیر به دلایلی همچون وقوع جنگ داخلی (1989-1975)، تهاجم و اشغال خاک توسط رژیم صهیونیستی (2000-1982) و افزایش دخالت های قدرت های خارجی به یکی از کانون های بحران نیم قرن اخیر غرب آسیا تبدیل شده است. امری که پیامدهای بسیاری از جمله، ناپایداری نهاد دولت و افزایش کنشگری بازیگران دفاعی- امنیتی مردم نهاد را با خود به همراه داشته است. شکل گیری حزب الله لبنان در پرتو چنین تحولاتی قابل درک است و به مثابه پاسخی به بحران های امنیتی شکل گرفته در این کشور به شمار می رود. علاوه بر آن، مجاورت جغرافیایی لبنان با برخی از کانون های بحران غرب آسیا، موجب فراهم شدن فضای مانور وکنشگری منطقه ای برای حزب الله شد. این تحولات به تبدیل حزب الله لبنان به یک بازیگر تمام عیار سیاسی و منطقه ای در دو دهه گذشته منجر شده است. با این وصف، هدف از این پژوهش ارائه تحلیلی جامع از ماهیت حزب الله لبنان است. به این منظور، مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و بهره گیری از مفهوم بازیگران ترکیبی در پی پاسخ به این سوال است که نقش حزب الله لبنان به عنوان یک بازیگر دفاعی- امنیتی مردم نهاد در منطقه غرب آسیا چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که حزب ا لله به واسطه انجام کارویژه های ترکیبیِ شبه دولتی (تأمین امنیت داخلی، ارائه خدمات اجتماعی و مشارکت در ساختار سیاسی) و فرادولتی (مشارکت در جنگ سوریه و سازماندهی گروه های عرب زبان محور مقاومت) نقش مهمی در تحولات غرب آسیا ایفا کرده است.
هدف این پژوهش تبیین مؤلفه های قدرت هوشمند در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می باشد. قدرت هوشمند مبتنی بر استفاده تلفیقی از مؤلفه های سخت (تقویت توان نظامی و اقتصادی) و نرم (تقویت دیپلماسی عمومی و قدرت سایبری) قدرت بوده که نشان دهنده اتخاذ راهبردی هوشمندانه در اجرای سیاست خارجی است. پژوهش پیشِ رو با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه های قدرت هوشمند در راهبرد سیاست خارجی جهوری اسلامی ایران در پی تهدیدات جدید منطقه ای کدام هستند؟ بررسی ها نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط و تهدیدات جدید منطقه ای از مدل تلفیقی قدرت هوشمند بهره برده است. ایران یک استراتژی «مقاومت حداکثری» را برای مقابله با تهدیدات منطقه ای اتخاذ کرده است. استراتژی که مبتنی بر محور مقاومت و بازدارندگی است و ارکان اصلی آن استفاده از نیروهای متحد محلی در عراق، سوریه، لبنان، یمن و افزایش قابلیت های بازدارندگی هوایی و دریایی است. اجرای راهبرد هوشمندانه در سیاست خارجی ایران با توجه به شرایط و مقتضیات جدید (محدودیت ها، امکانات و ظرفیت ها) و تهدید ها و فرصت های موجود توانسته است بین منافع ملی و ارزش ها توازن، سازواری و انطباق ایجاد کند.
دریای سرخ، مناطق اطراف آن و کشورهای شمال آفریقا در سال های اخیر در مرکز توجهات جهانی قرار گرفته اند و بسیاری از قدرت های منطقه ای و جهانی درصدد توسعه و بسط حضور و نفوذ خویش در این مکان راهبردی هستند. قطب های قدرت در غرب آسیا نیز در چند سال گذشته رقابت های خویش را برای تعمیق حوزه قدرت در دریای سرخ را آغاز نموده اند. در کنار رقابت های تاریخی در خلیج فارس و خاورمیانه، امروزه دریای سرخ به سومین کانون مهم رقابت مبدل گشته است. در این بین عربستان سعودی با خیزشی شتابان به سمت ایجاد ترتیبات منطقه ای جدید در دریای سرخ حرکت نمود که این اقدام نقش و اهمیت بی بدیل دریای سرخ در معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای را آشکار کرد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی و شناخت ریشه ها، اهداف و سیاست های استراتژیک عربستان با محوریت دریای سرخ و تأثیر چنین سیاست هایی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. سؤال اصلی مقاله این است که؟ اولویت های راهبردی عربستان سعودی در دریای سرخ چیست؟ و اتخاذ چنین راهبردهایی چه تأثیری بر امنیت ملی ایران دارد؟ موازنه سازی علیه تهدیداتی چون محور ایران- انصارالله و محور ترکیه – قطر اولویت های استراتژیک عربستان برای نقش آفرینی در دریای سرخ است که موفقیت چنین سیاست هایی می تواند با پیامدهایی چون کاهش امنیت و اقتدار ملی و تنگنای ژئوپلیتیکی برای ایران همراه باشد.
تأویل از جمله اصطلاحات علوم قرآنی است که از دیرباز در متون دینی و علوم قرآنی مطرح بوده است و آراء و نظرات گوناگونی درباره این واژه مطرح شده است. مفسران قرآن کریم درباره ی معنای تأویل که در فهم قرآن کریم و حقیقت آن دارای اهمیت است، نظرات مختلفی بیان کرده اند. از جمله مفسرانی که به این موضوع پرداخته اند؛ علامه طباطبایی و علامه جوادی آملی می باشند. در این پژوهش به بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه جوادی آملی می پردازیم. علامه طباطبایی معتقدند؛ تأویل از قبیل مفاهیم الفاظ نیست؛ بلکه حقیقتی واقعی است که بیانات قرآن کریم از قبیل احکام و حکمت ها و موعظه ها مستند به آن است و همه ی آیات قرآن تأویل دارد و ظرف ظهور آن در قیامت است. علامه جوادی آملی نظر ایشان را درباره تأویل می پذیرند؛ ولی معتقدند راسخان در علم می توانند، در این دنیا تا اندازه ای به حقیقت آن دست یابند و ظهور تام آن در قیامت است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به این موضوع می پردازد.
مسأله تجسم اعمال به معنای به صورت درآمدن عقاید، اخلاق و اعمال انسان پیشینه ای به قدمت ظهور اسلام داشته و بحث از آن بر پایه چگونگی رابطه ی بین عمل و جزای اخروی بنا شده است. اعتقاد به این موضوع که نفس انسان متناسب با ملکات خوب و بدی که در دنیا کسب کرده در قیامت محشور و متنعم یا معذب می شود در بینش او نسبت به اعمال و اخلاق وعقایدش تاثیرگزار خواهد بود. علاوه براین، وجود شبهاتی در زمینه فلسفه وجود جهنم و عدم تناسب عذابهای اخروی با گناهان و ناسازگاری کیفر الهی با عدالت و حکمت خدا بر اهمیت این بحث می افزاید. مفسران متقدم غالبا تجسم اعمال را انکار نموده و هر یک به نحوی آیاتی که بر این امر دلالت دارد را توجیه نموده اند. در بین مفسران متأخر نیز آیه الله جوادی آملی از معدود مفسرانی است که علاوه بر آنکه در آثار خود، پیوسته از طریق نقلی به اثبات مسأله «تجسم اعمال» می پردازد، معتقد است که از طریق براهین عقلی نیز می توان در اثبات این مسأله استفاده کرد و از آنجا که اثری در مورد بررسی دیدگاه ایشان در این مسأله یافت نشد، در این مقاله به تحلیل برهان های ایشان در مسأله «تجسم اعمال» به روش تحلیلی توصیفی پرداخته و بیان می شود. حاصل اینکه ایشان علاوه بر تبیین «تجسم اعمال» با توجه به آیات و روایات، از طریق بررسی حقیقت عمل، ترتب عوالم وجود و اصل علیت نیز به ارائه برهان های عقلی در این مسأله می پردازد.
مرگ حقیقتی همگانی است و همه موجودات مرگ را می چشند، اما نحوه مواجهه با مرگ برای صالحان با دیگر افراد متفاوت است. مهم ترین منبع برای شناخت نحوه رویارویی این افراد با مرگ، قرآن است و برای فهم دقیق آیات نیز باید روایات تفسیری ذیل آن ها، مورد مطالعه، تحلیل و تبیین قرار گیرد. از این رو این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی - تبیینی آیات مرتبط با این موضوع و روایات تفسیری را که پیرامون مواجهه انسان های صالح با مرگ است، ارزیابی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که صالحان قبض روحشان به آسانی و همراه با بشارت است، اما روایات تفسیری در مورد چیستی این بشارت مؤمنان اختلاف دارند، به این جهت که این روایات، در مقام بیان مصادیقی برای مفهوم کلی آیات هستند. همچنین روایات تفسیری در رابطه با مرگ افتخارآمیز به دلیل اشاره به مصادیق متفاوتی از کشته شدن در راه خدا در ظاهر متناقض به نظر می رسند. این تناقض ناشی از آن است که هرکدام از روایات به مصداقی از کشته شدن در راه خداوند متعال اشاره می کنند. بر اساس روایات تفسیری صالحان فقط یک مرگ را می چشند و آن مرگ در دنیا است و در بهشت همیشه زنده هستند و این نبودن مرگ در بهشت برای بهشتیان که حیات لذت بخشی دارند، نعمت است، اما نسبت به دوزخیان که حیاتشان آمیخته با عذاب است، گویی که پیوسته می میرند و زنده می شوند و نبودن مرگ نعمتی برای آن ها محسوب نمی شود.
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، بر اساس فلسفه نیهیلیستی با هدف تبیین جایگاه انسان، در انتقاد به رویکردهای پیشین نسبت به انسان و در پی آن، ظلم هایی که مدرنیته و مانند آن به جایگاه انسان وارد کردند، نظامی را ارائه داد که در نتیجه آن، ابرمردی متولد گردید که حاصل اعتقاد به آن، مرگ خداوند بود. مکتب فکری نیچه، همچون سایر مکاتب بشری و الحادی، با موجی از مخالفت ها و انتقادات روبرو شد که سرانجام، در عین محکومیت و مواجه شدن با اشکالات فراوان، همچنان به عنوان اصلی ترین راهبرد نظام سلطه و سرمایه داری مدرنیته غرب قرار دارد. این مقاله، با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی و انتقادی، تلاش می کند این نظریه را با تکیه بر آراء قرآنی آیت الله عبدالله جوادی آملی نقد کند. این تئوری با اصول و مبانی مختلفی همچون: اصل تنازع بقاء و طرفداری از مکتب قدرت، نسبیت گرایی، بنیادگریزی و مادی گرایی و ترجیح تن بر روان، در مقابل اندیشه های قرآنی و عقلانی است که بر عزتمندی، خلافت، کرامت و جایگاه ملکوتی انسان و هدفمندی هستی تأکید دارد. پایبندی به اصول و بنیادها، تلقی نادرست از اخلاق و نسبی دانستن مفاهیم اخلاقی، فهم نادرست نسبت به انسان، خلقت و اهداف آن و جایگاه او در عالم هستی، از جمله چالش های این نظریه به شمار می روند. نظریه ابرمرد، تناقضی درونی و بزرگ دارد که آن را از درجه اعتبار ساقط می سازد.
با توجه به تاثیرپذیری فراوان مردم از حکّام، یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری سبک زندگی غیر دینی، حاکمیّت مجازیاستکبار جهانی با سوء استفاده از رسانه هاست. از طرفی، سبک زندگی، بخش اصلی تمدن سازی نوین اسلامی، به عنوانآرمان بزرگ انقلاب اسلامی است که پرداختن به آن، بسیار ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر، جمع آوری داده هابه صورت کتابخانه ای و پردازش آنها با روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است. در این مقاله، با پرداختن به داستانفرعون در قرآن و محور قراردادن بیانات مقام معظم رهبری، با هدف شناخت دشمن و رو شهای دشمنی او به منظورپیشگیری از شکل گیری سبک زندگی غیر دینی در راستای تحقق بیانیه گام دوم انقلاب تلاش شده و مشخص گردیده استکه در شکل گیری سبک زندگی غیر دینی، علاوه بر نقش مهم مستکبران، نقش زمین های ملّتها نیز مؤثر است. دشمنان بارو شها و ابزارهای فرعونی بر ملّتها مسلّط می شوند که لازم است برخی راهکارهای درمان و مقابله با آن را در تقویت مبانیو باورها، مدیریت فضای مجازی، بومی سازی حکمرانی مجازی، دوری از یأس و ناامیدی و بازگشت به قرآن جستجو کرد.
طبق بیانیه گام دوم انقلاب، یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی که نقش مهمی در ادامه آن دارد، شعار عدالتاست و یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده عدالت و در نتیجه، سقوط جامعه اسلامی، رواج ظلم در جامعه است. آیاتشریفه ۴۵ تا ۵۲ سوره مبارکه نمل، از جمله آیات کلیدی هستند که در آنها، ظلم، یکی از عوامل سقوط جامعه معرفیشده است. ازآنجاکه دنیای امروز، دنیای پر از ظلم در همه سطوح فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، یقیناًآ گاهی بخشی جوامع بشری در شناخت پیامدهای ظلم می تواند در ریشه کن ساختن آن و ایجاد جامعه اسلامی نقشمؤثری داشته باشد. نوشتار پیش رو درصدد است با روش توصیفی - تحلیلی، در ذیل آیات مذکور، به بررسی و تحلیلنقش ظلم در سقوط جامعه اسلامی بپردازد. از رهگذر مطالعه و تحلیل تفاسیر ذیل این آیات به دست آمد که ظلم،پیامدهای جبرا ن ناپذیری برای جامعه اسلامی به دنبال دارد؛ از جمله: باعث ایجاد اختلاف و تفرقه و در نتیجه، تحریفحقایق دینی می شود، نعمت های الهی زائل می گردد، امنیت اجتماعی از بین می رود، ظالمان بر جامعه اسلامی چیرهمی شوند و در نهایت، این عوامل، منجر به سقوط تدریجی جامعه اسلامی می شوند.
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نقاط تماس نقشه سفر مشتری در فروشگاه ها ی الکترونیکی کتاب انجام شد. سفر مشتری شامل نقاط تماسی است که تمام موارد آن نمادی از تعاملات و ارتباطات بین فروشگاه و مشتریان، از مرحله پیش از خرید تا مرحله پس از خرید، از طریق محصولات، خدمات و دستگاه ها در نظر گرفته می شود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افرادی است که تجربه خرید حداقل چند کتاب از فروشگاه های الکترونیکی را داشته اند که شامل 670 نفر بوده است. به منظور گردآوری داده ها از دو روش مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایشی استفاده شد. داده های حاصل از تکمیل پرسش نامه ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شد. محاسبه شاخص های آمار توصیفی، محاسبه پایایی، اجرای آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون توزیع دو جمله ای و آزمون های کروسکال والیس و یومن ویتنی توسط نرم افزار اس.پی.اس.اس. صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که 41 نقطه تماس در سه مرحله پیش از خرید، خرید و بعد از خرید تقسیم بندی شدند. ده نقطه تماس از این 41 نقاط تماس از دید مشتریان از اهمیت بالاتری برخوردار بودند که به ترتیب شامل: مرحله قبل از خرید نقاط تماس تبلیغات مجازی، رتبه بالا در موتورهای جستجو، خواندن نظرات و امتیازدهی مشتریان قبلی فروشگاه، شهرت و اعتبار تجاری فروشگاه، طراحی وبگاه فروشگاه و راهنمای استفاده از وبگاه فروشگاه در مرحله خرید نقاط تماس تعامل با واحد پشتیبانی فروشگاه و پرداخت هزینه درب منزل و در مرحله پس از خرید نقاط تماس آگاهی رسانی فروشگاه از محصولات جدید و دریافت خدمات پس از فروش هستند.