ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۵٬۴۰۱ تا ۱۹۵٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۹۵۴۰۱.

تاثیر مکمل یاری کوتاه مدت سلنیوم بر پراکسید هیدروژن (H2O2) و گلوتاتیون (GSH) سرم دانشجویان پسر غیرفعال به دنبال فعالیت حاد هوازی وامانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۱۹
مقدمه و هدف: فعالیت ورزشی حاد باعث تولید رادیکال های آزاد و آسیب به بافت های بدن می شود؛ با وجود این، استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی می تواند این تغییرات را تعدیل کند. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مکمل یاری کوتاه مدت سلنیوم بر پراکسید هیدروژن (H2O2) و گلوتاتیون (GSH) سرم دانشجویان پسر غیرفعال به دنبال فعالیت حاد هوازی وامانده ساز بود. روش شناسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح متقاطع می باشد که در سال 1397 در آزمایشگاه دانشگاه بیرجند انجام شد. ده دانشجوی پسر غیرفعال سالم با میانگین سنی 0/84±18.6 سال و شاخص توده بدنی 3.61±38.21 کیلوگرم بر متر مربع به طور تصادفی برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند. این گروه 10 نفره به طور متقاطع در چهار مرحله مداخله به عنوان گروه های کنترل، فعالیت، مکمل، و فعالیت+ مکمل؛ شرکت نمودند. پروتکل تمرینی هوازی اجرا شده، آزمون استاندارد بروس بود. آزمودنی ها پس از اجرای آزمون بروس، به مدت 14 روز مکمل سلنیوم (200 میکروگرم/روز) را به صورت کپسول دریافت نمودند و در انتهای این دوره، مجددا آزمون مزبور به اجرا درآمد. نمونه های خونی بلافاصله پس از مداخله از ورید بازویی گرفته و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نرمال بودن توزیع داده ها با آزمون شاپیروویلک، اختلاف درون گروهی با استفاده از آزمون آنالیز واریانس اندازه های تکراری نوع یک و اختلاف بین گروهی با آزمون t همبسته در سطح معنی داری 0/05>p مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: به دنبال تمرین حاد هوازی وامانده ساز، سطوح سرمی H2O2به طور معنی داری (0.01=p ) افزایش یافت، در حالی که پس از 14 روز مکمل یاری سلنیوم، سطوح این شاخص به طور معنی داری (0.001=p ) کاهش پیدا کرد. از طرف دیگر؛ سطوح سرمی GSH به دنبال تمرین حاد هوازی و مکمل یاری سلنیوم، تغییر معنی داری نکرد (0.27=p ).  بحث و نتیجه گیری: تمرین حاد هوازی وامانده ساز استرس اکسیداتیو نسبی ایجاد کرد، اما مصرف کوتاه مدت مکمل سلنیوم توانست این وضعیت را تعدیل نماید.
۱۹۵۴۰۲.

مقایسه دو شیوه تمرینی منتخب روی برخی متغیرهای فیزیولوژیکی و عملکردی بازیکنان نوجوان تنیس روی میز باشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۲
مقدمه و هدف: شناسایی موثرترین شیوه های تمرینی برای توسعه قابلیت های جسمانی و عملکردی ورزشکاران از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف تحقیق حاضر مقایسه دو شیوه تمرینی منتخب روی برخی متغیرهای فیزیولوژیکی و عملکردی بازیکنان تنیس روی میز باشگاهی بود.مواد و روش ها: تعداد 16 بازیکن نوجوان پسر در گروه های تمرین ترکیبی (تعداد 10 نفر با شاخص توده بدنی 65.3±19.1 کیلوگرم برمترمربع) و تمرین سنتی (تعداد 8 نفر با شاخص توده بدنی 21.1±19.1 کیلوگرم بر مترمربع) که حداقل دو سال تجربه شرکت در مسابقات استانی داشتند، به شکل در دسترس انتخاب شدند. در تمرینات سنتی تاکید روی تمرین های مهارتی و در ترکیبی منتخب تمرکز روی تمرینات قدرتی- هوازی بود که به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته انجام شد. برخی متغیرهای موثر در اجرای آزمودنی ها شامل توان بی هوازی، توان هوازی، سرعت و عملکرد مهارتی در پیش و پس آزمون در شرایط نسبتاً یکسان اندازه گیری شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 0/05>P تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که در متغیرهای سرعت (ترکیبی=11.9- ؛ سنتی=0.5%)، چابکی (ترکیبی=8.9-% ؛ سنتی= بدون تغییر)، اوج توان بی هوازی (ترکیبی=14.5؛ سنتی=17.3-%)، میانگین توان بی هوازی (ترکیبی=5.9 ؛ سنتی=23.4-%)، ظرفیت هوازی (ترکیبی=5.9 ؛ سنتی=0.55-%)، قدرت مچ دستی (ترکیبی=25.9؛ سنتی=4%) بهبودی معناداری در گروه ترکیبی نسبت به سنتی مشاهده شد (0/05>P). از سوی دیگر، در مهارت های تاپ اسپین فورهند (ترکیبی=46.5 ؛ سنتی=74.7%) و تاپ اسپین بک هند (ترکیبی=51.2 ؛ سنتی=83.2%) آزمودنی های گروه سنتی پیشرفت معناداری نسبت به گروه تمرین ترکیبی نشان دادند (0/05>P).بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که اجرای تمرینات سنتی احتمالاً تغییرات قابل توجهی روی قابلیت های فیزیولوژیکی بازیکنان ایجاد نکرد و حتی بازیکنان تنیس روی میز ممکن است در مسابقات متوالی کاهش در عملکرد را تجربه نمایند. 
۱۹۵۴۰۳.

 کاربرد مدل شماره ی منحنی اصلاح شده (میشرا-سینگ سه پارامتری) برای برآورد سیلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۲
Introduction There are many models for flood prediction that are based on different conceptual bases. The standard SCS-CN method was developed in 1954 and it is documented in Section 4 of the National Engineering Handbook (NEH-4) published by Soil Conservation Service (now called the Natural Resources Conservation Service), U.S. Department of Agriculture in 1956. The document has been revised several times. It is one of the most popular methods for computing the volume of surface runoff for a given rainfall event from small agricultural, forest, and urban watersheds. The method is simple, easy to understand, and useful for ungauged watersheds. The method accounts for major runoff producing watershed characteristics, viz., soil type, land use/treatment, surface condition, and antecedent moisture condition.  Recent researches focus on the improvement of this model and improve its efficiency but it is necessary to evaluate the improved models for Iran's watersheds. The purpose of this study was the comparison of standard SCS-CN and developed three parameter Mishra-Singh models for flood hydrograph and peak estimation using data of five watersheds in Golestan Province. Methodology Study Area and Used Data Five watersheds (including Galikesh, Tamer, Kechik, Vatana, and Nodeh) located in Golestan Province were considered to evaluate different models for flood hydrograph estimation. The characteristics of the selected watersheds are different. For Tamer, Galikesh, Kechik, Nodeh, and Vatana watersheds, the areas are equal to (1527, 401, 36, 790 and 11 km2), the parameters are (289, 139, 26, 208 and 20 km), the mean altitudes are (1131, 1358, 928, 1540 and 899 m), the mean slope of the watersheds are (19, 27, 19, 28 and 33%), the length of the main channels are (94, 58, 10, 66 and 8 km), and the number of rainfall-runoff events are (10, 13, 3, 9, and 4 cases). Descriptions of Models The standard curve number (SCS-CN) model was based on the following basic equations:       (1)       (2) P is total rainfall, Q is excess rainfall, CN is curve number, Ia is initial abstraction, and S is maximum retention. Using the concept of the degree of saturation (C=Sr), where C is the runoff coefficient (= )), Mishra and Singh (2002) and Mishra et al. (2006) modified the original SCS-CN model after the introduction of antecedent moisture Mas:                                (3) The relationships developed by Mishra et al. (2006) for Mare:                                         (4)   (5)   P5 is prior 5-day rainfall depth. Three model accuracy criteria including root mean square error (RMSE), Nash-Sutcliff efficiency (NSE) and percentage error in peak (PEP) were applied to compare the results of models (Adib et al., 2010-2011). Results There were 39 rainfall-runoff events, of which 25 and 14 events were respectively selected for the calibration and validation steps. The parameters of investigated models for different events and watersheds and related model accuracy criteria were calculated. The root mean square error (RMSE) and Nash-Sutcliff efficiency (NSE) criteria can be used for the analysis of the flood hydrograph simulation while percentage error in peak (PEP) criteria is suitable for the analysis of the flood peak discharge simulation. In the Gallikesh watershed, for the developed three parameter Mishra-Singh and standard SCS-CN models, the RMSE criteria values were (16, 11.05, 2.8, and 10.63) and (17.94, 14 , 6.56 and 13.56), the values of NSE values were (-0.88, -84.44, -0.9 and -4.77) and (-1.37-, -1.38, -9.7, and -8.4), and the PEP values were (0.4, -1.4, 0.55, -0.3) and (0.24, -2.11, -1.39 and -0.62). For the Nodeh watershed in different events, the RMSE criteria values were (13.22, 23.57, 79.53 and 68.15) and (11.83, 22.74, 88.96 and 69.92), the NSE values were (-6.88, -2.7, -0.17 and -66) and (-5.31, -2.46, -0.46 and -69.5), and the values of PEP were (-1.19, -1.98, 0.83, -2.48) and (-1,-2.4, 0.99 and -2.57) for the developed three parameter Mishra-Singh and standard SCS-CN models were calculated. In the Tamer watershed for two models of developed three parameter Mishra-Singh and standard SCS-CN, the values of different criteria estimated as the RMSE criteria values were (13.04, 26.85, 5.9 and 19.26) and (12.04, 92.62, 5.26 and 48.81), the values of NSE criteria were (-0.92, -20.3, -4.9 and -0.14) and (-0.73, -252.5, -3.75 and -6.37), and the PEP criteria values were (0.52, -0.2, -0.8, and 0.62) and (0.62, -5.14, -0.74 and 1.09). In Vatana and Kechik watersheds for the developed three parameter Mishra-Singh model different criteria were calculated as the RMSE values (2.5) and (1.5), the NSE criteria values (0.51) and (-0.07), the PEP criteria values (0.45) and (-0.3). However, in these two watersheds for the SCS-CN standard model, the RMSE criteria values were (4.8) and (2.91), the NSE criteria values were (-0.82) and (-2.93) and the PEP criteria values were (0.95) and (0.6). Discussion and Conclusion The values of root mean square error (RMSE), Nash-Sutcliff efficiency (NSE) showed that the developed three parameter Mishra-Singh model improved the accuracy of the flood hydrograph estimation relative to the standard SCS-CN model for 71% of the studied events and the difference between two models for remaining 29% event was negligible. Also, the values of percentage error in peak (PEP) revealed that the three parameter Mishra-Singh model led to a decline equal to 78% in flood peak estimation in comparison with standard SCS-CN model application. In addition, the standard SCS-CN and the three parameter Mishra-Singh models were respectively 64% of and 57% of the studied cases. In this study, the accuracy of the standard SCS-CN andthedeveloped three parameter Mishra-Singh models compared the flood hydrograph and peak estimation considering data of five watersheds in Golestan Province. The investigation of the model accuracy criteria revealed that the developed model led to a considerable improvement of flood estimation in studied watersheds. 
۱۹۵۴۰۴.

مقایسه و تحلیل گسترش نمکزارهای شمال غربی دریاچه ی ارومیه با استفاده از داده های میدانی، تصاویر ماهواره ای و رخساره های ژئومورفیک منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
دریاچه ی ارومیه در شمال غرب ایران طی دهه های اخیر با یک خشکی تدریجی مواجه شده است. این مسئله باعث افزایش سطح زمین های شوره زار و به تبع آن مشکلات اجتماعی-محیط زیستی فراوانی شده است. پایش مناطق ساحلی و استخراج تغییرات این مناطق در فاصله های زمانی مختلف دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا ماهیت خطوط ساحلی دینامیکی است و مدیریت چنین محیط های بوم شناختی حساسی، به کسب اطلاعات دقیق در فاصله های زمانی مختلف نیاز دارد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی گسترش نمکزارهای شمال غربی دریاچه ی ارومیه با استفاده از داده های میدانی، تصاویر ماهواره ای لندست (MSS, TM, ETM+, OLI) و رخساره های ژئومورفیک منطقه است. برای انجام این تحقیق، نمونه هایی از رسوب دریاچه به صورت سطحی (عمق 0 تا 15 سانتی متر) در ترانسکت های مختلف از یک محدوده ی مشخص در شمال غربی دریاچه برداشت شد. در مرحله ی بعد با استفاده از تصاویر ماهواره ای و پیمایش میدانی، میزان شوری، گسترش نمکزارها و رخساره های ژئومورفیک استخراج گردید. در نهایت نتایج داده های میدانی و آزمایشگاهی، تصاویر ماهواره ای و همچنین رخساره های ژئومورفیک مقایسه و اعتبارسنجی شد. نتایج نشان داد مساحت سطح آب دریاچه بسیار کاهش یافته و در مقابل نمکزارها در سطح وسیعی گسترش یاف ته اند و مناطقی که دارای تراکم ن مک بالاتری می باشند با خطوط نمکزار به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و رخساره های ژئومورفیک مطابقت می کنند. بر اساس نقشه ی رخساره ها، محدوده ی مورد مطالعه دارای ۱۲ رخساره است که زمین های شوره زار با مساحت 1724 هکتار، از نظر وسعت در بین رخساره های محدوده، سومین رخساره می باشند؛ منطقه برداشت با مساحت 2641 هکتار و پهنه های ماسه ای به مساحت ۱۴ هکتار، به ترتیب دارای بیشترین و کمترین وسعت رخنمون رخساره در منطقه مورد بررسی می باشند.
۱۹۵۴۰۵.

بررسی تأثیر تغییرکاربری اراضی و اقلیم بر رواناب حوضه ی آبخیز با استفاده از مدل SWAT (مطالعه ی موردی: حوضه ی آبخیز گرین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
تغییر کاربری اراضی و تأثیر پدیده ی تغییر اقلیم بر فرآیندهای هیدرولوژیکی و رواناب س طحی حوضه ی آبخیز م ی تواند به مدیریت چالش های منابع آب و برنامه ریزی صحیح و مدیریت حوضه های آبخیز کمک نماید. در این تحقیق به منظور بررسی اثر تغییر کاربری اراضی و تغییر اقلیم بر رواناب، مدل SWAT مورد استفاده قرار گرفت. ب رای پیش بینی کاربری اراضی حوضه ی آبخیز گرین از تصاویر ماهواره لندست سال های 1986، 2000، 2014، مدل مارکوف وCA  مارکوف استفاده و نقشه ی کاربری اراضی سال 2042 پیش بینی شد. ریزمقیاس نمایی داده های بارش و دما نیز توسط مدل SDSM انجام شد و خروجی های مدل HADCM3 جهت پیش بینی اقلیم آتی حوضه ی آبخیز گرین استفاده گردید. با توجه به ضریب نش ساتکلیف و ضریب تعیین به دست آمده در مرحله ی واسنجی (به ترتیب برابر با 59/0 و60/0) و مرحله اعتبار سنجی (به ترتیب برابر با 66/0 و 67/0) این مدل دارای کارایی قابل قبولی در پیش بینی متغیرهای مورد بررسی در حوضه ی آبخیز مورد مطالعه است. نتایج به دست آمده نشان می دهد با ثابت ماندن روند تغییرات دوره ی پایه در سال های 1986 تا 2014 این منطقه شاهد افزایش 28/2 درصدی مساحت جنگل و کاهش 07/2 درصدی مساحت مرتع تا سال 2042 نسبت به سال 2014 خواهد بود و همچنین مشاهده می شود که در اکثر ماه های سال در دوره آتی میانگین بارش ماهانه دارای روند کاهشی و میانگین دما دارای روند افزایشی خواهد بود. نتایج بیانگر این موضوع است که تغییر کاربری اراضی در دوره ی آتی با کاهش مساحت مرتع و اراضی بدون پوشش و افزایش مساحت اراضی جنگلی و همچنین تغییر اقلیم تحت سناریوهای A2 و B2 موجب کاهش میزان رواناب می گردد. در نهایت نتایج نشان  داد کاهش میزان رواناب در دوره 2042 تا 2050 نسبت به دوره ی 2000 تا 2010 در اثر تغییر اقلیم (بارش و دما) بیشتر از میزان کاهشی است که در اثر تغییر کاربری اراضی ایجاد می شود. 
۱۹۵۴۰۶.

شناسایی سیرک های یخچالی زردکوه با تأکید بر ویژگی های ژئومورفومتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
در این پژوهش به منظور شناسایی ویژگی های کمی شکل سیرک ها در منطقه ی زردکوه بختیاری از شاخص های ژئومورفومتریک شامل مشتقات درجه دوم انحنای پلان، پروفیل، کلی،حداقل، حداکثر، انحنای طولی و مقطعی و شاخص شیب به عنوان مشتق درجه اول استفاده شده است. برای این منظور مدل رقومی ارتفاع با دقت 20 متر از نقشه های توپوگرافی 1:25000 سازمان نقشه برداری تهیه و برای تحلیل های ژئومورفومتریک استفاده گردید. سپس با ترکیب نقشه ی انواع انحنا و نقشه ی شیب، نقشه ی رنگی با ترکیب باندی مختلف به دست آمد که در طبقه بندی نظارت شده MLC از آنها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهند از 26 چاله سیرک مانند مشخص شده تنها 14مورد توسط مدل طبقه بندی نظارت شده شناسایی شد. با انطباق دادن خروجی مدل MLC با تعریف لندفرم سیرک، در نهایت به 8 سیرک کاملاٌ توسعه یافته در منطقه رسیدیم. همچنین نتایج ارزیابی دقت طبقه بندی با استفاده از نقشه ی پایه ژئومورفولوژی منطقه نشان می دهد دقت کلی طبقه بندی سیرک ها در منطقه حدود 60% است و این در حالی است سازند غالب منطقه کربناته و انحلالی است و در نتیجه سیرک های یخچالی در زردکوه تحت شرایط انحلال کارستی شکل و توسعه یافته و در بیشتر موارد شکل تیپیک سیرک را ندارند. همچنین از نتایج چنین استنباط می شود که مشتقات درجه دوم کارایی بیشتری در شناسایی ویژگی های شکلی سیرک های یخچالی دارند. شاخص انحنای پلان بخوبی توانسته پرتگاه اطراف سیرک را نشان دهد و انحنای پروفیل مسیر عبور بهمن های دیواره س یرک را بارز نموده است. به نظر م ی رسد شاخص های مشتق دوم ش امل خانواده انحناء قابلیت های زیادی در استخراج و بارزسازی اشکال طبیعی بر روی داده های رقومی ارتفاعی دارد.
۱۹۵۴۰۷.

پایش خشک سالی هواشناسی و هیدرولوژیکی حوضه ی آبخیز کارون شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
مطالعه ی وضعیت خشک سالی به عنوان نوعی مخاطره ی طبیعی به منظور تخفیف اثرات آن، اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات مکانی و زمانی خشک سالی هواشناسی و هیدرولوژیک در حوضه ی آبخیز کارون شمالی است. بنابراین با استفاده از اطلاعات هواشناسی و ه یدرولوژی کی و با اس تفاده از شاخص های: DI، Zscore، SRI، SDI، SWI و GRI رخدادهای خشک سالی تعیین شد. سپس بر اساس اطلاعات به دست آمده از این شاخص ها، پهنه بندی شدت خشک سالی هواشناسی و هیدرولوژی با روش کریجینگ و IDW (با توان 1، 2، 3 و 4) انجام شد. نتایج نشان داد که خشکسالی هواشناسی در حوضه ی آبخیز کارون شمالی در سال آبی 87-86 بیشترین شدت را داشته است خشکسالی آب های سطحی در همان سال و هم زمان با شروع خشک سالی هواشناسی در حوضه اتفاق افتاده است اما در سال آبی بعد غالب است. خشکسالی آب های زیرزمینی نیز در سال 88-87 شدیدتر است. از این نظر خشکسالی آب زیرزمینی نسبت به خشکسالی هواشناسی با یک سال تأخیر رخ داده است. نتایج پهنه بندی حاکی از آن است که روش زمین آماری کریجینگ با مدل های گوسی و نمایی از توانایی بالایی در پهنه بندی خشکسالی برخوردار است. همچنین نقشه ی حاصل نشان می دهد بخش شرقی حوضه نسبت به بخش های دیگر بارش کمتری دریافت کرده است. از پهنه بندی خشک سالی آب زیرزمینی نیز این نتیجه به دست می آید که بخش های شرقی دشت های حوضه از خشکسالی شدیدتری برخوردارند؛ و به طور کلی خشکسالی هیدرولوژیکی در حوضه ی آبخیز کارون شمالی در پهنه ی جنوب و جنوب شرقی شدت بیشتری دارد.
۱۹۵۴۰۸.

بررسی نقش عوامل هیدروژئومورفولوژیکی و تغییرات اقلیمی در میزان پوشش برف در کوهستان الوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
پوشش برف یک پدیده ی مهم هیدروژئومورفولوژیکی است، آب ناشی از ذوب برف یک منبع حیاتی در تغذیه ی آب های زیر زمینی در بسیاری از نقاط جهان بوده و سهم چشمگیری در سیلاب رودخانه ها دارد. برف یکی از فاکتورهای مهم کنترل کننده ی هیدرو اقلیم هر ناحیه ی جغرافیایی است که تابع عوامل هیدروژئومورفولوژیکی مانند شیب و جهت دامنه است. تحقیق اخ یر در فن آوری سنجش از دور، ت رکیب مناسبی را از تحلیل ها و تعیین سهم شیب وجهت دامنه و تغییرات دما و بارش در بررسی پوشش برف در ارتباط با مدل های هیدرولوژیکی در اختیار قرار می دهد، بر این اساس برای تشخیص سهم ناهمواری ها (جهت و میزان شیب دامنه) در ریزش برف در دو طرف دامنه شمالی و جنوبی کوهستان الوند از تلفیق مدل NDSI و مدل همسازها استفاده گردید، نتایج نشان می دهد دامنه ی شمالی منطقه ی مورد مطالعه (حوضه ی آبریز عباس آباد) هفت درصد بارش برف بیشتری نسبت به دامنه ی جنوبی دریافت می کند. تأثیر دامنه در میزان پوشش برف را مدل آماری همسازها نیز تأیید می کند، چنانچه بر اساس یافته ها این مدل مقدار واریانس همساز دوم در دامنه ی شمالی الوند (حوضه ی آبریز عباس آباد) 28 درصد و در دامنه جنوبی آن (حوضه ی آبریز تویسرکان رود) 20 درصد است و علت آن دریافت کمتر انرژی خورشید و سرمای بیشتر دامنه ی شمالی در حوضه ی آبریز عباس آباد است. همچنین میزان برف در منطقه ی تحت تأثیر عواملی نظیر شیب دامنه، متغیر بوده است. به طور کلی بر اساس یافته ها می توان گفت روند پوشش برف در دو طرف دامنه ی  الوند در دهه ی اخیر رو به کاهش است و می تواند چالش زیست محیطی منطقه در سال های اخیر باشد.
۱۹۵۴۰۹.

اثرات متقابل اطلاعات حسابداری مدیریت و تکنولوژی تولید بر عملکرد تولید در سازمان هایی با ارزش های فرهنگی جمع گرا و فردگرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
مقدمه و هدف پژوهش: ارزش های فرهنگی یکی از عوامل تاثیرگذار در میزان استفاده از اطلاعات حسابداری مدیریت و نحوه تصمیم گیری مدیران می باشد، زیرا در فرهنگ های مختلف چگونگی یادگیری و تفکر افراد متفاوت است، بنابراین در نظر گرفتن تفاوت های فرهنگی می تواند به کارآتر شدن سیستم های اطلاعاتی حسابداری مدیریت در راستای اتخاذ تصمیمات صحیح تر توسط مدیریت بینجامد. روش پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثر ساده و تعاملی میزان اطلاعات ارائه شده توسط سیستم های اطلاعاتی حسابداری مدیریت و تکنولوژی تولید بر عملکرد تولید در شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن دو بعد جمع گرایی و فردگرایی فرهنگی در مقطع زمانی 95-94 و به روش توصیفی - پیمایشی انجام شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر این امراست که میزان اطلاعات حسابداری مدیریت، جمع گرایی و فردگرایی بر عملکرد تولید تاثیر معنی داری دارد. نتیجه گیری: در جوامع جمع گرا اثر متقابل ارتقا تکنولوژی و میزان اطلاعات ارائه شده توسط سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت در هر دو بعد عملکرد غیرمالی و مدیریت هزینه پیشرفته بر عملکرد تولید منفی و معنی دار می باشد و در هر دو فرهنگ جمع گرا و فردگرا نیز اثر متقابل ارتقا تکنولوژی و میزان اطلاعات ارائه شده توسط سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت در هر دو بعد عملکرد مالی و مدیریت هزینه سنتی بر عملکرد تولید منفی و معنی دار می باشد که یکی از دلایل این امر می تواند فرهنگ ملی ایرانی با اجتناب زیاد از عدم اطمینان باشد.
۱۹۵۴۱۰.

مروری بر مفهوم شهرخلاق با تأکید بر سنجش وضعیت خلاقیت شهری (نمونه موردی: مناطق 3 گانه قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۲۶
ریچارد فلوریدا نظریه پرداز شهرخلاق معتقد است شهرها ظرف بروز خلاقیت بوده و همیشه چرخ های حرکت، تمرکز و هدایت انرژی خلاق بشر بوده اند؛ بنابراین پژوهش حاضر سعی بر آن داشته که ب ا اس تفاده از روش توصیفی- تحلیلی وضعیت خلاقیت شهر قزوین را موردسنجش قرار دهد، که جهت انجام آن با بهره گیری از داده های ثانویه و تهیه پرسش نامه از شهروندان به جمع آوری اطلاعات پرداخته و در امتداد آن با استفاده از مدل های Topsis ، AHP و نرم افزار SPSS سعی شده است شاخص های شهرخلاق را در مناطق 3 گانه شهر قزوین با سه فرضیه م ورد تحلیل قرار گیرد. در آخر فرضیه سوم، مبنی بر اینکه شهر قزوین طی چند سال گذشته به سمت انطباق بیشتر با معیارهای شهرخلاق حرکت نموده است. با استفاده از نتایج به دست آمده توسط تکنیک تاپسیس معنی داری فرضیه سوم رد گردید. در نهایت از 3 فرضیه مطرح شده 2 فرضیه تأیید و 1 فرضیه رد شد. بنابراین می توان گفت: شهر قزوین پتانسیل لازم جهت حرکت به سمت شهرخلاق را داراست هرچند که این روند از سال 1392 دچار رکود گشته است اما با توجه به ظرفیت های خلاقیت شهر قزوین، پیشنهاد می گردد که؛ نسبت به تقویت زمینه ای که اقبال جهانی بیشتر در آن وجود دارد اقدام گردد.
۱۹۵۴۱۱.

ارزیابی کاربری اراضی شهری با رویکرد عدالت فضایی (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
با رشد فزاینده شهرنشینی در جهان؛ شهرهای کشورهای درحال توسعه و ازجمله ایران، با عدم تعادل های خدماتی و پراکنش جمعیت و رشد بی قواره شهری مواجه بوده اند؛ به طوری که ناپایداری حاصل از آن، به شکل عدم تعادل های فضایی- اجتماعی و با نمودهایی همچون محرومیت شهروندان از خدمات و تسهیلات شهری، افزایش شکاف طبقاتی و تشدید تفاوت مناطق شمال و جنوب شهر و غیره نمایان شده است. لذا با توجه به مفاهیم عدالت فضایی و اجتماعی و برای تحقق این اهداف؛ رفع نابرابری های اجتماعی، اقتصادی، کاهش آسیب پذیری اقشار کم درآمد، توزیع بهینه خدمات و امکانات، توجه به نیازهای اساسی شهروندان در شهرها موضوعی حیاتی و اجتناب ناپذیر می باشد. کاربری اراضی شهری ازجمله مواردی است که با کارکرد مطلوب خود از طریق پاسخگویی به نیاز جمعیتی، افزایش منفعت عمومی؛ جایگاهی مهمی را در این زمینه ایفا می کند. به همین منظور این پژوهش با بررسی و ارزیابی کاربری های شهری با رویکرد عدالت فضایی در شهر زنجان به دنبال شناسایی وضعیت موجود می باشد. نوشتار حاضر ازنظر هدف با رویکردی کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی می باشد که پس از تشریح مفاهیم با روش کتابخانه ای، با در نظر گرفتن دو شاخص تأثیرگذار در کاربری اراضی و با به کارگیری نرم افزار ArcGIS ، در چارچوب مدل میانگین نزدیک ترین همسایه ( RN ) ، آنتروپی و سرانه و سطح مطلوب، کاربری های شهری را موردبررسی و ارزیابی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که توزیع و پراکنش و سازمان یابی کاربری های خدماتی در شهر زنجان به صورت متمرکز و با عدم تعادل فضایی روبرو بوده و همراه با آشفتگی و اختلاف فاحش کمی و کیفی در مناطق سه گانه زنجان است.
۱۹۵۴۱۲.

تحلیلی بر کارکرد و نقش عوامل طبیعی در مکان گزینی و گسترش کالبد شهری (مطالعه موردی: شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۵
توسعه فیزیکی شهر کامیاران و چگونگی برخورد آن با واحدهای مختلف طبیعی و ژئومورفیک شامل تپه ها، رودخانه، آبرفت های قدیمی و خطوط گسل مسائل مهم و چالش برانگیزی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر در پی شناخت عوامل موثر بر مکان گزینی و توسعه فیزیکی شهر و ارائه مدلی مناسب با توجه به این عوامل جهت توسعه آتی شهر کامیاران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی است. در این بررسی از مشاهده میدانی، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای (لندست) و DEM 27 متر منطقه، جهت استخراج بخش عمده ای از اطلاعات و نقشه ها در محیط GIS استفاده شده است. مجموعه داده ها در مدل تحلیل سلسه مراتبی مورد بررسی قرار گرفتند. براساس نتایج، تقریباً 33 درصد از محدوده کنونی شهر کامیاران در پهنه های دارای تناسب مطلوب احداث شده اند. زمین های دارای تناسب متوسط و کم به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار می گیرند. احداث بخش هایی از شهر در محدوده تپه پیر محمد و حواشی آن، در محدوده حریم رودخانه کامیاران و آبراهه حسیل قادر، و همچنین در تپه گله چرمو و تپه ماهورهای شرق رودخانه کامیاران که فاز 3 شهرک بعثت و بخشی از فاز یک بر روی آن احداث شده، بیانگر عدم توجه به عوامل مناسب طبیعی می باشد. دلیل این وضعیت بیشتر به خواست مالکان و علایق مهاجران اولیه به سکونت در مسیرهای مواصلاتی به نواحی مبدأ مهاجرت آنها بر می گردد . نهایتاً باید اشاره نمود که براساس مدل نهایی تحلیل سلسله مراتبی، در محدوده 34 کیلومتر مربعی ای که پیرامون شهر در نظر گرفته شده است، نزدیک به 29 درصد از مساحت آن، از تناسب زیاد و خیلی زیاد برای توسعه برخوردار بوده که در شمال شرقی، شمال غربی ، غرب و جنوب غربی موقعیت کنونی شهر کامیاران قرار گرفته اند.
۱۹۵۴۱۳.

تحلیل ابعاد عینی و ذهنی سطح رضایتمندی از شهرک های سکونتگاهی (مطالعه موردی: شهرک علی اکبر، شهرستان هامون سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۵۷
شناسایی عوامل مؤثر در میزان رضایتمندی سکونتی ساکنان، می تواند در جهت تحلیل وضع موجود سکونتی، تصمیمات آتی به منظور ارتقای سطح کیفی محدوده های سکونتی افراد و جلوگیری از تکرار نواقص در سایر مکان ها مؤثر واقع گردد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تحلیل ابعاد عینی و ذهنی مرتبط با رضایتمندی از شهرک های سکونتگاهی در شهرک علی اکبر از توابع شهرستان هامون (سیستان) بوده است. از این رو؛ برای تحقق هدف مورد نظر، ضمن مطالعات اسنادی، طیف گسترده ای از شاخص های عینی و ذهنی رضایتمندی تعیین و در چارچوب مطالعات میدانی (تکمیل پرسش نامه ها) مورد بررسی قرار گرفت. طبق سرشماری سال 1390 جامعه آماری این پژوهش 1121 سرپرست خانوار شهرک علی اکبر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح 95 درصد اطمینان (96/1= T ) برابر با 388 نفر از سرپرستان خانوار برآورد شده است و در نهایت اطلاعات جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای محاسبه پایایی پژوهش تعداد 30 پرسش نامه در سطح سرپرستان خانوار محدوده مورد مطالعه توزیع گردیده و بر اساس داده های جمع آوری شده میزان پایایی این پژوهش براساس آزمون آلفای کرونباخ در سطح بالایی ( 809/.) قرار دارد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که میزان رضایتمندی سرپرستان خانوار از شهرک سکونتگاهی علی اکبر در حد ضعیف (88/1) برآورد شده است؛ و میانگین ابعاد ذهنی (49/2) بوده که نشان از رضایت نسبی ساکنان از ابعاد ذهنی داشته اند. همچنین میانگین معیارهای عینی، (77/1) بوده که نارضایتی (ضعیف) ساکنان را در برداشته است؛ بنابراین اغلب معیارهای رضایتمندی از واحدهای سکونتی در سطح ضعیف قرارگرفته اند.
۱۹۵۴۱۴.

تحلیل الزامات تحقق راهبردهای توسعه روستایی ایران با تأکید بر راهبرد صنعتی شدن کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
الزامات راهبرد کشاورزی صنعتی در چهارچوب ساختار اقتصادی کشور، تعاملات فضایی نظام سکونتگاهی، کارکرد بازار و ساخت اقتصاد کشاورزی روستاها قابل بررسی است. در این راستا، هدف این تحقیق شناخت الزامات تاثیرگذار در تحقق کشاورزی صنعتی در روستاها است. نوع تحقق کاربردی بوده، روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی و علی است. جامعه آماری این پژوهش را 23 نفر از کارشناساسان دانشگاهی تشکیل داده اند. براین اساس، جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه بوده و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل AHP و نرم افزار Expert choice صورت گرفته است . بر اساس نتایج نظر کارشناسان میزان اهمیت نیروی انسانی ماهر در صنعتی شدن کشاورزی برابر با 43301/0 و اهمیت سرمایه مالی برابر با 43300/0 به دست آمد. از الزامات جذب سرمایه؛ زیر معیارهای تضعیف فضای رانت در شهر (4310/0)، بازاریابی و قیمت گذاری شناور (2414/0)، آگاهی مردم از اقتصاد بازاری (0853/0) و مشارکت سازمان یافته مردم (146/0) به ترتیب از زیر معیارهای نظام سکونتگاهی، رفتار دولت، عملکرد بازار و ساختار اقتصاد روستا از اهمیت بالایی برخوردار بودند.
۱۹۵۴۱۵.

ارزیابی تطبیقی بر مصوبات شورای اسلامی شهرها در حوزه های مختلف شهری (مطالعه موردی: شهرکاشمر)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۶۴
شوراها از ابزار جامعه مدنی هستند که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با عنایت به تاکیدات قرآن کریم و سیره معصومان و نیز با توجه به ضرورت اجرای سیستم عدم تمرکز و وجود سازمان های محلی، تشکیل آن ها مورد توجه واقع شد. هدف پژوهش حاضر، کمک به پی ریزی یک ساختار مدیریتی اثرگذار و کارآ از طریق مقایسه تطبیقی مصوبات 3 دوره شوراهای اسلامی شهر در سه حوزه عمرانی - کالبدی، اقتصادی - مالی و اجتماعی - فرهنگی و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود الگوی قانونگذاری - مدیریتی در سطح مجموعه های شهری است . روش تحقیق تحلیلی - توصیفی بوده و تحلیل کمی و محتوایی مصوبات شورای شهر طی سه دوره فعالیت آن ها با بهره گیری از آزمون تحلیل واریانسمورد ارزیابی قرار گرفت. در عین حال نتایج تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس نشان می دهد فقدان دید راهبردی و چشم انداز مشخص برای تحولات شهری، در مصوبات شورای شهر نمایان است. با این وجود، در مقایسه نسبت مصوبات در هر یک از سه حوزه عمرانی، اقتصادی و اجتماعی باید گفت که تقریباَ قریب به دو سوم مصوبات مربوط به حوزه عمرانی ، حدود یک سوم مربوط به حوزه اقتصادی و تنها حدود 5/8 درصد کل مصوبات سه دوره مربوط به حوزه اجتماعی بوده است. این مهم بیانگر آن است که حوزه اجتماعی به نسبت زیادی مورد بی مهری شورای شهر واقع شده و در حوزه اقتصادی هم گر چه گام هایی برداشته اند، لیکن دغدغه اصلی شورا، امورات عمرانی که نمودی بیشتر نزد شهروندان دارند، بوده است.
۱۹۵۴۱۶.

ارزیابی و تحلیل توسعه فیزیکی و تغییرات کاربری اراضی شهر پارس آباد مغان با استفاده از داده های سنجش ازدور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۵۱
رشد شهری تصادفی منجر به توسعه شهری و تغییرات کاربری اراضی می شود. تغییرات کاربری اراضی در مناطق شهری به طورمعمول بازتاب توسعه اقتصادی و رشد جمعیت می باشد. شهر پارس آباد نیز به عنوان یک شهر نوبنیاد در سال های اخیر توسعه فیزیکی زیادی پیداکرده است. این توسعه باعث تغییر در کاربری اراضی شهر و اراضی پیرامون شهر شده است. روش تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی، روش جمع آوری اطلاعات روش اسنادی و میدانی، ابزار مورداستفاده جهت تجزیه و تحلیل در این تحقیق نیز نرم افزارهای Envi 5 ، Idrisi Selva ، Arc GIS 10.1 می باشد. در این تحقیق به منظور تحلیل توسعه شهری و تغییرات کاربری اراضی در طی دوره های مختلف از داده های سنجش ازدور و تصاویر ماهواره ای لندست، سنجنده TM سال 1368، لندست سنجنده ETM + سال 1381، لندست 8 سال 1394 استفاده شده است . برای تحلیل تغییرات از تابع Crosstab در محیط نرم افزار Idrisi Selva استفاده شده است . نتایج تحقیق نشان می دهد که مساحت اراضی ساخته شده شهری، از 278 هکتار در سال 1368 به 560 هکتار در سال 1381 و 820 هکتار در سال 1394 رسیده است که این میزان توسعه شهری به ضرر کاربری های دیگر بخصوص کاربری اراضی بایر و مزارع بوده است، به طوری که مساحت کاربری اراضی بایر از 1059 هکتار در سال 1368 به 192 هکتار در سال 1394 کاهش پیداکرده است.
۱۹۵۴۱۷.

بررسی عوامل موثر بر مهاجرت روستاییان در شهرستان سردشت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۵۲
بیشترتحقیقات انجام شده در خصوص مهاجرت روستاییان به شهر ها، عمدتاً بدنبال بررسی علل و عوامل این پدیده هستند تا بتوانند برای برنامه ریزی های توسعه روستایی راهکارها و راه حل های مناسب تری ارائه دهند. پژوهش حاضر نیز به بررسی عوامل مختلف موثر بر مهاجرت روستا - شهری شهرستان سردشت پرداخته است. این تحقیق از نظر ماهیت، در زمره تحقیقات کمی و توصیفی- تحلیلی و از نظر شیوه جمع آوری داده های مورد نیاز، نوعی تحقیق پیمایشی محسوب می شود. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی پرسش نامه مورد بررسی صوری قرار گرفته و پایایی آن نیز با اجرای آزمون کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق مهاجران 10روستای شهرستان سردشت بودند که ساکن شهرها شده بودند و تعداد آن ها 600 نفر بود. با بهره گیری از فرمول کوکران تعداد 120 نفر از آن ها به طور تصادفی از جامعه کل انتخاب شد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان عوامل مؤثر بر مهاجرت های روستا – شهری مهاجران شهرستان سردشت را به ده عامل تقسیم کرد، که این عوامل در مجموع تبیین کننده بیش از 74 درصد عوامل موثر بر مهاجرت می باشند که عبارتند از: عامل اقتصادی و حمایتی 23 درصد، عامل عدم تعادل بین امکانات روستا و شهر 10 درصد، عامل ارتباطی و اطلاعاتی 8 درصد، عامل فرهنگی 8 درصد، عامل جغرافیایی 5 درصد، عامل درآمدی 4 درصد، عامل زیرساختی 4 درصد، عامل آب و هوایی 3 درصد، عامل اجتماعی 3 درصد، و عامل فردی 2 درصد.
۱۹۵۴۱۸.

بررسی عوامل مؤثر بر معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
معماری پدیده ای تکاملی و تجدیدشونده است و نمی توان آن را به صورت تک علی و تک ساحتی ارزیابی کرد. هیچ یک از حوزه های متکثر اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، نظامی و... به تنهایی و بدون کنشگری متقابل با سایر حوزه ها نمی تواند معماری نوینی را به طور کامل تبیین کند؛ به خصوص که حکومت ایران، اسلامی است و باید تمام اندام واره های آن بر اساس مبانی فقهی اسلامی باشد.  این مقاله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی و با طرح این سؤال که «الزامات اساسی معماری ناجای آینده در تراز تمدن نوین اسلامی کدام ند؟» تدوین و در نهایت میزان تأثیر هرکدام از مؤلفه ها بر معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی مورد واکایی قرار گرفته است. پژوهش از نظر نوع و هدف کاربردی، ماهیت توصیفی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و پیمایشی است و عوامل کلیدی معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی و براساس مؤلفه های مربوط از دیدگاه صاحب نظران بررسی و احصا و در نهایت میزان اهمیت و تأثیر مؤلفه ها با استفاده از پرسش نامه طیف پنج گزینه ای لیکرت سنجش شد. جامعه آماری شامل صاحب نظران حوزه دانشگاهی و انتظامی با مدرک تحصیلی بالاتر از فوق لیسانس و دارای تجربه کاری بود که70 نفر به صورت هدفمند به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند و روایی و پایایی پرسش نامه مورد سنجش و تأیید کارشناسان قرار گرفت.  با توجه به اینکه مقاله در چهار بخش تدوین شده، میزان اهمیت و تأثیر مؤلفه های هر بخش به شرح زیر است: یافته های بخش اول: شناسایی ویژگی های اساسی تمدن نوین اسلامی، دین مداری، امت سازی، حکومت، قانون مداری و امنیت به ترتیب در رتبه های اول تا پنجم قرار دارند. یافته های بخش دوم: شناسایی ویژگی های اساسی ناجا در تمدن نوین اسلامی: اعتقاد، التزام، اقتدار، دانایی، خردگرایی، بصیرت، اعتدال، قانون گرایی، امانت داری و پاکدامنی به ترتیب در رتبه های اول تا هفتم قرار دارند. یافته های بخش سوم: شناسایی عوامل درون سازمانی معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی: منابع انسانی، مقدورات و ظرفیت ها (امکانات و اعتبارات)، برتری ساز (حمایت ها، تعاملات، قوانین) و ابعاد سازمان (محتوایی و ساختاری) به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند. همچنین در زیربخش ها: (کیفیت منابع انسانی) نگرش، دانش، توانش (مقدورات و ظرفیت ها) تجهیزات، امکانات، فناوری، سامانه ها، تعداد نیروی انسانی (برتری ساز)، حمایت های مردمی، حمایت دولت و حکومت، ارتباطات داخلی و (ابعاد محتوایی) تکنولوژی، اندازه، اهداف و استراتژی، محیط و فرهنگ در رتبه های اول تا پنجم و ابعاد ساختاری رسمیت، تمرکز، سلسله مراتب اختیار، سلسله مراتب، تخصصی بودن، استاندارد بودن، نسبت های پرسنلی و پیچیدگی در رتبه های اول تا هشتم قرار دارند. یافته های بخش چهارم: شناسایی عوامل برون سازمانی معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی: مؤلفه های اجتماعی فرهنگی، مؤلفه های اقتصادی، مؤلفه های سیاسی امنیتی، مؤلفه های جغرافیایی زیست محیطی به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، تمام مؤلفه های مورد بررسی تحقیق در معماری ناجای آینده اهمیت دارند و به تناسب معیارها و زیرشاخص های مربوط بیانگر رابطه قوی بین متغیرها هستند. اما با نگاهی به یافته های تحقیق، اولویت شاخص های هر کدام از عوامل و میزان تأثیر آنها شامل ویژگی های اساسی تمدن نوین اسلامی، ویژگی های اساسی ناجا در تمدن نوین اسلامی، الزامات درون و برون سازمانی در معماری ناجا و معماری ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی تأیید شده است.  
۱۹۵۴۱۹.

امنیت و نظم عمومی در اسلام با تأکید بر سیاست های کیفری فقه اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
در این مقاله ضمن مروری بر مفهوم امنیت و ابعاد آن، نسبت حقوق و امنیت و امنیت و نظم عمومی از نگاه درون دینی با تأکید بر سیاست های کیفری فقه اسلامی در دو زمینه جداگانه امنیت عمومی و در دو حوزه اساسی و مکمل امنیت فکری فرهنگی و امنیت سیاسی اجتماعی بررسی شده و در کنار آن نگاه تحلیلی به برخی مصادیق اصلی تهدیدکننده آنها از جمله ارتداد و محاربه و راهکارهای مقابله با آن، با تأکید بر مسئولیت حکومت دینی، شده است. سؤال اصلی پژوهش تبیین امنیت و نظم عمومی در اسلام با تأکید بر سیاست های کیفری فقه اسلامی است. روش انتخابی برای دستیابی به هدف، تحلیل محتوا و پژوهش اکتشافی در متون دینی است.
۱۹۵۴۲۰.

الگوی گفتمان سازی تفکر راهبردی بین فرماندهان و مدیران ارشد ناجا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
هدف این مقاله ارائه الگوی گفتمان سازی تفکر راهبردی بین فرماندهان و مدیران ارشد ناجاست. این پژوهشِ توصیفی تحلیلی، از نظر هدف کاربردی، از نظر فرایند اجرا ترکیبی (کمی و کیفی) و از نظر زمان مقطعی است. در مرحله گردآوری داده ها از روش اسنادی و پیمایش استفاده شد که در بخش اسنادی، اطلاعات موجود درباره موضوع، گردآوری شد و مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و در بخش پیمایشی وضع موجود به شیوه مصاحبه و پرسش نامه بررسی شد.  یافته های پژوهش گویای آن است که این الگو باید سه سطح (متن گفتمان، ارتباطات و تعاملات سازمانی و فرهنگ سازمانی) و سه بعد (کاربرد زبان، ارتباط میان باورهای ذهنی و تعاملات در موقعیت های اجتماعی و مدیریتی) را پوشش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش، برای گفتمان سازی تفکر راهبردی در سطح متن گفتمان، آموزش و به کارگیری اساسی آینده پژوهی و ورود آن به وظایف فرماندهان و مدیران ارشد، رواج کدهای زبانی مرتبط با تفکر راهبردی و برگزاری جلسات نقد و بررسی چشم انداز و اهداف کلان سازمانی ضروری هستند. در سطح ارتباطات و تعاملات سازمانی مستلزم افزایش ارتباطات مستقیم و بدون واسطه بین فرماندهان و مدیران ارشد، افزایش ارتباطات غیررسمی، افزایش مکالمات و ملاقات های فردی و توسعه سبک ارتباطی ساختاری و همچنین توجه به سبک ارتباطی پویاست. در سطح فرهنگ سازمانی، نیازمند تقویت فرهنگ نتیجه گرایی بر اساس معیارهای صحیح و همچنین در نظر داشتن فرهنگ توسعه گرایی، تمرین شیوه مدیریتی نوآور، افزایش پویایی و رقابت سالم در فضا و محیط سازمانی سطح ارشد ناجا، تقویت سبک رهبری تحول گرا در این سطح، افزایش تمرکز بر چشم انداز و اهداف کلان و تأکید راهبردی بر کشف فرصت های جدید است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان