شعر و موسیقی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند . اما امروزه به دلیل گسترش فراوانی که هر یک از آنها یافته اند، از هم جدا شده اند. با وجود این، هنوز هم بین شعر و موسیقی پیوندی دیرینه برقرار است؛ به گونه ای که هر کدام بدون دیگری ناقص و نارسا است . به ویژه ، موسیقی که بدون شعر طراوت لازم را ندارد . در این مقاله سعی شده است اصطلاحات موسیقی مستعمل در دیوان خواجو مورد بررسی قرار گیرد و ارتباط بین نغمات موجود مقام ها، شعبه ها و آوازها تبیین شود . به این معنا که اگر اشاره کرده است، تقارن این دو اصطلاح در کنار « اصفهان » و « راست » شاعر مثلاً در بیتی به مقام یکدیگر از روی تصادف نبوده است، بلکه شاعر به ارتباط موسیقی این دو مقام و تناسب نغمات بین آنها نظر داشته است . در این راستا برای اثبات گفته خویش از کتب قدیم موسیقی نظیر « مقاصدالالحان » و« جامع الالحان » مراغی و« بحورالالحان » فرصت الدوله شیرازی و کتب امروزی موسیقی و مقالات موجود استفاده گردیده است.
این مقاله با بحث دربارة اهمیت موسیقی و رقص و توجه به آنها در انسانشناسی آغاز میشود. سپس وضع موسیقی و رقص در انسانشناسی و تاریخچة توجه به آنها در این رشته بررسی میشود. بحث بعدی دربارة مطالعة نظاممند رقص با عناوینی چون رقصشناسی و رقصشناسی قومی و مردمشناسی رقص است و در آن، از اهمیت تحقیقات لوماکس در حوزة رقص و موسیقی سخن رفته است. آثار فناوری در مطالعة رقص و موسیقی از دیگر موضوعات مقاله است. در ادامه، پاسخهای سرخپوستان سویا به سوالات انسانشناسی دربارة موسیقی و رقص آنان دستمایة بررسی این موضوعات قرار گرفته است: نسبت آواز و رقص و تعاریف وجود آنها در فرهنگها؛ جنبههای فیزیولوژیک رقص و موسیقی؛ موسیقی و تولید اقتصادی؛ اجرا و ارزش؛ موسیقی و هویت اجتماع؛ نوآوری و تغییر در موسیقی و رقص.این مقاله ترجمهای است از: Anthony Seeger، “Music and Dance،” in: Tim Ingold(ed.)، Companion Encyclopedia of Anthropology، (London/ New York، Routledge، 2005).