فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱٬۱۱۱ مورد.
فوکو و تاریخ جنون
از نسل غول ها
از لنین متنفرم
بازگشت به خود چیزها
ریطوریقای مخدرات
رابطه خدا و انسان از دیدگاه حضرت امام خمینی و کی یرکگارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان اموری که به رابطه خدا و انسان مربوط می شود سه مساله به طور مشترک در آثار امام خمینی و کی یر کگارد مورد توجه ویژه قرار گرفته است که یکی از آنها هبوط آدم است که منجر به ورود اولین انسان به جهان طبیعت شد امام خمینی معتقد است که این واقعه کلید باب برکات خدا و عامل بسط رحمت او بر جهان بشری است ولی کی یرکگارد با اشاره به نافرمانی آدم ع و خوردن از درخت ممنوعه هبوط را مجازات یک گناه می داند از سوی دیگر کی یرکگارد معتقد است که خداوند چنان عشق و شفقت بیکرانی به انسان دارد که از سرلطف خود انسان می شود و به زمین می آید تا در رنجهای او شریک شود این رابطه منحصر به فرد که کی یرکگارد از آن به انسان شدن خدا تعبیر می کند از دید امام امری مردود است ولی به نظر می سد که آنچه ایشان در توضیح مقام خلیفه اللهی انسان کامل و نیز در تبیین متمثل شدن آدم به صورت خداوند می گوید بیان محتوا و مراد همان رابطه ویژه در فرهنگ اسلام است و این رابطه مساله دوم از سه مساله مورد بحث مقاله است آخرین مساله مقاله ابتلا و آزموده شدن به سختیها ست که طی آن بنای ایمان بعنوان پل ارتباطی خدا و انسان ساخته می شود و استواری این بنا به نظر کی یرکگارد با تسلیم شدن به امر خدا سنجیده می شود هر چند که این تسلیم منفعلانه و از سر نارضایتی باشد اما از نظر امام خمینی کیفیت تسلیم در نحوه ایمان دخالت تام دارد و از این رو نهایت ایمان رضاست یعنی تسلیم با نهایت خشنودی نه مطلق تسلیم.
نگاه مطلق خدا در فلسفه سارتر و نقد آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۴ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
از نظر سارتر رابطه میان انسان ها خصمانه و عاری از هر گونه حسن نیت است. او در توصیف این رابطه از استعاره «نگاه» استفاده می کند و می گوید: «دیگری» با نگاه خود می کوشد آزادی مرا سلب کند و با سلطه پیدا کردن بر من مرا برده خود سازد. سارتر خدا را «دیگری مطلق» می داند و معتقد است که خصومت حاکم بر روابط انسان ها به شکلی حادتر بر رابطه میان خدا و انسان نیز حاکم است. زیرا خدا، به عنوان سوژه و نگاه مطلق، آزادی و در نتیجه هویت انسان را می رباید و او را به یک شی تبدیل می کند. در ادامه مقاله به نقد این دیدگاه پرداخته شده است.
تأثیر نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین بر فلسفه لیوتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه سیاسی پس از پست مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۴ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازان پست مدرنیسم معمولا متهم می شوند، که فاقد هر گونه اصول سیاسی می باشند؛ و قادر به پیروزی از هیچ عقیده سیاسی خاصی نیستند. به همین دلیل، اجازه رشد افکار غیردموکراتیک را می دهند. از این رو، بسیاری از منتقدین آنها را هم دست تفکرات غیردموکراتیک قلمداد می کنند. اغلب علت بوجود آمدن این وضعیت را به بی اعتنایی پست مدرنیسم به شالوده ها و نسبی گرایی افراطی اش نسبت می دهند. در مقاله حاضر هر دو فرضیه فوق رد می شود.استدلال نویسنده مقاله این است که، اولا: ضدیت فلسفی پست مدرنیستی با شالوده انگاری به لاادری گری سیاسی نمی انجامد و پست مدرنیست ها در حیطه مسایل سیاسی افراد نسبی گرای مطلق نیستند. ثانیا: نه تنها جانبداری پست مدرنیسم از دموکراسی غیر قابل انکار است، بلکه این طرز تفکر به تدریج مبانی لازم استقرار یک فرهنگ مدنی جدید پدید می آورد. البته ریشه های این فرهنگ مدنی جدید را باید در مدرنیته جستجو کرد. از این لحاظ، پست مدرنیسم تداوم بخش سنت های دمو کراتیک در تاریخ اندیشه سیاسی می باشد.