اگرچه امام خمینی کتاب مستقلی در تفسیر قرآن و علوم قرآنی تألیف نکرده بود، آثار ایشان سرشار از مباحث عمیق قرآنی و تفسیری است؛ البته او برخی سوره های مهم قرآن کریم همچون فاتحه، اخلاص و قدر را به طور مستقل در آثار مکتوب دوران جوانی و بخشی از سوره فاتحه را پس از انقلاب به طور شفاهی طی پنج جلسه تفسیر کرده است. از مهم ترین منابع تفاسیر غیرنقلی ازجمله تفاسیر عرفانی در تاریخ تفسیر قرآن کریم، احادیث و سنت پیغمبر اکرم2 و دیگر پیشوایان معصومR بوده است.در این نوشته، کوشش شده با شیوه کتابخانه ای آثار گوناگون حضرت امام، به ویژه آثار تفسیری و عرفانی، دیدگاه ایشان نسبت به حدیث و سنت معصومینk و میزان فراوانی استفاده از حدیث در آثار تفسیری و کیفیت استفاده و مبانی آن تبیین گردد. مهم ترین دستاورد این مقاله این است که در دیدگاه امام خمینی برای فهم عرفان اصیل الهی قرآنی، راهی جز بازگشت به احادیث و سنت پیغمبر اکرم2 و عترت معصومR وجود ندارد.
انقلاب اسلامی ایران برای خود رسالتی جهانی قائل است. این رویداد، خود را جزء و زمینهساز جریانی میبیند که آرمان آن از جهانگیری تا جهانداری اسلام به رهبری امام موعود (عجل الله فرجه الشریف) میباشد. لذا در جهت گسترش حوزه نفوذ اسلام درجهان تلاش میکند. در مواجهه با چنین رویکردی، و با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز برای عدهای این سوال مطرح است که، با توجه به مسایل ومصالح داخلی، چرا باید در بیرون از مرزهای ملّی و جهت انجام به اصطلاح رسالتهای جهانی هزینه کنیم.
درتبیین این موضوع دوسوال اساسی پیش میآید: نخست اینکه آیا اساساً چنین رسالت ومسؤولیتی در عصر غیبت امام معصوم(ع) متصور است؟ و دوم اینکه در صورت ایجاد تزاحم بین منافع ملی با مسؤولیتهای فراملی، اولویت باکدام است؟
در پاسخ به پرسشهای اندیشناک فوق، رویکردهای متفاوتی ارایه شده است. این مقاله با تعبیر این رویکردها به جهانگرایی اسلامی، در مقام آن برآمده است تا ضمن معرفی موارد مقارن با نهضت اسلامی در ایران، براساس اندیشة سیاسی امام خمینی(ره) به نقدآنها پرداخته و از این رهگذر رویکرد امام را تبیین نماید.
مهمترین ویژگی انقلاب ایران اسلامی بودن آن است بدیهی است دین خاستگاه انقلاب بوده است ورهبری حضرت امام (ره)مهمترین عامل پیروزی انقلاب به شمار می رود. تاثیرانقلاب برجوامع اسلامی حقیقتی ملموس وروشن است دراین میان فلسطین ازتاثر بیشتری برخودار است بانظری گذرادر می یابیم که دین دراشعار فلسطینیات ادبیات عرب قبل از انتفاضه کمرنگ است اما بعدازشروع حرکت انتفاضه که حرکتی است متاثرازانقلاب اسلامی ایران وجه دینی درشعارهاوسرودهاواشعارکاملابرجسته است همین جهت بیشترنقادان که ادبیات انتفاضه پرداخته اند ازاین بعدغافل نبوده اند.نویسندگان وادباوشعرای حوزه ادبیات انتفاضه بیشترازنسل جدیدی هستندکه اکثراموردتائیدنویسندگان معاصرمیانی ادبیات فلسطین می باشندگرچه نام شعرایی چون نزارقبانی وسمیح قاسم نیزدرزمره شعرای ادبیات انتفاضه جای گرفته است ولی بستر کلی ادب انتفاضه –بخصوص درحوزه شعر-توسط نسل جدیدفراهم شده است در این نوشتار نمود دینی انقلاب درحوزه شعرادب انتفاضه بررسی وتحلیل می گردد.