در این اثر، به طور خلاصه چهار نظریه تحلیلى (تعبد، انقلاب، دفاع، اصلاح) درباره قیام عاشورا ارائه مى شود و از پرداختن به جزئیات واقعه پرهیز مى شود.
در تحلیل کلیت حرکت آن امام، موضوعاتى چون امکان پیدایى، زمینه هاى اجتماعى و فرهنگى و به طور عام، عقلانیت پنهان در واقعه کربلا مورد بررسى قرار مى گیرد.
اهمیت بحث حاضر در این است که از یک جهت با توجه به گستردگى اى که در مباحث کلامى و اعتقادى حال حاضر پدید آمده، به واقعه عاشورا نیز از جنبه استدلالى توجه نموده است و از سوى دیگر، از میان انگیزه هاى مختلفى که در آثار پیشروان و متاخرین وجود داشته، مهم ترین آنها استخراج شده، طبق شیوه کلامى، مورد بررسى قرار مى گیرد.
نوشتار حاضر با تعریف و تبیین کوتاهى از مفهوم عوام و خواص، به نقش این دو دسته در شکلگیرى حادثه عاشورا پرداخته است و عملکرد خواص بویژه خواص باطل را در فرایند تاریخى این حادثه، به طور مختصر مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و با تقسیمبندى این دسته از افراد، نمونه هایى از رفتار آنان که تاثیر بسزایى در این حادثه داشته است را گوشزد نموده است .
رحلت پیامبر اکرم (ص) آغاز تحولى ژرف در جامعه اسلامى به شمار مىرود. تحولى که در اندک زمانى پس از رحلتبنیانگذار آن، برخى از نزدیکترین افراد به آن حضرت به شیوهاى اسفناک قربانى شدند. براستى چرا جامعهاى که اساس و حیثیت و ویتخویش را از اسلام یافته بود بر چنین واقعه هولناکى لب فرو بسته و شریک جرمى بزرگ در تاریخ بشریتشد؟
نویسنده بر آن استبا نگاه به واقعیات آن روز، با تحلیلى جامعهشناختى پاسخ این پرسش را بیابد. وى معتقد است دنیازدگى و روى آورى به زندگى بىدغدغه همراه با آسایش، تعبیرهاى ناصواب و غیر صحیح از دین و سنت، فضاى موسوم و تبلیغاتى و در پى آن فشار و اختناق سیاسى پیش آمده پس از رسول گرامى اسلام، بدنمایى حرکت امام حسین (ع) از سوى دشمنان، به همراهى جهل و ناآگاهى سیاسى و اجتماعى مسلمانان، واقعیات جامعه آن روز بود که زمینهساز کشتار بىسابقه در تاریخ اسلام گردید.